کسب وکار جدید

کسب وکار جدید

کسب وکار جدید

۶نوع شخصیتی که هر استارتاپ و کسب وکار جدید به آنها نیاز دارد

موفقیت استارتاپ ها هیچ نسخه ی تضمین شده ای ندارد اما برنارد شونر اعتقاد دارد اعضای تیم شما می توانند باعث موفقیت یا شکست کسب وکار جدید شما شوند. شونر که دکترای خود را از ام آی تی گرفته و یکی از مؤسسین کسب وکار جدید ThingMagic بود، شرکت خود را در سال ۲۰۱۰ به Trimble Navigation فروخت. تیم ThingMagic در ابتدا ۵ مؤسس داشت. اما زمانی که شرکت فروخته شد، به گفته ی شونر تنها دو نفر از آنها باقی مانده بودند. این باعث شد وی بیشتر در مورد پویایی تیم ها تحقیق کند.

او می گوید: «نقش های خاصی در هر شرکت یا استارت آپ فناوری هست که که فکر می کنم اگر احتیاط بیشتری در مورد آنها به خرج دهید، شانس موفقیتتان افزایش می یابد. با اینکه برخی از شرکت ها حتی با یک یا دو نفر آغاز به کار می کنند، شونر می گوید ۶ تیپ شخصیتی اصلی وجود دارد که به عقیده ی او تیم خوبی می سازند. اعضای تشکیل دهنده ی تیم رویایی شونر به قرار زیر هستند.

۱– نابغه ی نقش اول

شونر می گوید: «به نظرم این در فضای استارت آپ های حوزه ی فناوری تقریباً پذیرفته شده است که بهتر است یک نفر با دانش فنی بالا داشته باشید. کسی باید وجود داشته باشد که رهبری فنی تیم را بر عهده بگیرد».

۲– رهبر

شونر اعتقاد دارد داشتن کسی که کارها را سرپرستی کند اهمیت زیادی دارد. این فرد معمولاً مدیرعامل است. او می گوید: «در تیم های مؤسسی که تعدادشان بیشتر است، اینکه مثلاً پنج نظر متفاوت و با وزن برابر داشته باشیم می تواند کمی دردسرساز شود. دموکراسی خوب است، اما نه برای یک استارت آپ. لزوماً لازم نیست همیشه حق با رهبر یا مدیرعامل باشد، اما خوب است وی شخصیتی مناسب برای رهبری داشته باشد که دیگران حرفش را بخوانند».

۳- کارکشته ی صنعت

شونر می گوید این همان کسی است که اغلب در استارت آپ های جوان غایب است، اما تأکید می کند که داشتن فردی با تجربه در تیم اهمیت زیادی دارد.

او می گوید: «کسی که واقعاً صنعت مورد نظر را بشناسد می تواند ارزش بسیار زیادی داشته باشد. این نوع آدم ها فقط به دنبال چیزهای جذاب یا تازه نیستند. بلکه این تجربه را دارند که بفهمند در یک صنعت به خصوص، به چه چیزی نیاز است».

۴- متخصص فروش

شونر که اعتقاد دارد متخصصین جوان حوزه ی فناوری اغلب از ارزش یک کارشناس فروش در تیم خود بی اطلاع اند، در این باره می گوید: «متخصص فروش کسی است که نه تنها با صنعت مورد نظر آشنایی دارد، بلکه خوب می داند چطور آن را به مشتری بفروشد. وقتی سعی داریم دیگران را به پرداخت پول ترغیب کنیم، دیگر موضوع بر سر فناوری نیست؛ بلکه بر سر این است که چه ارزشی می توانیم برای مشتری فراهم کنیم».

۵- سوپر استار ارتباطات

سوپراستار استارت آپ شما به عقیده ی شونر می تواند همان نابغه یا مدیر عامل شرکت باشد. به هر صورت او کسی است که می تواند دیگران را متوجه شرکت شما کند.

شونر در این باره می گوید: «این همان کسی است که باید استراتژی خود را حول وی تدوین کنیم. او همان است که شما به کنفرانس ها و جلسات مختلف خواهید فرستاد».

۶- راهنمای امور مالی

نگه داشتن حساب هزینه ها، مخصوصاً وقتی هنوز محصولی روانه ی بازار نکرده اید اهمیت زیادی دارد. شونر می گوید: «داشتن یک شخصیت مالی مهم است. شما به کسی نیاز دارید که از پس اعداد و ارقام به خوبی بر بیاید». با این حال، اگر هنوز در مرحله ای نیستید که بتوانید از پس هزینه های شش نفر بر بیایید، در صورتی که حد اقل یکی دیگر اعضای تیم شم مدیریت مالی داشته باشد، می توانید به توصیه ی شونر این مورد را از فهرست خود حذف کنید.


برگرفته شده از: ۶ شخصیتی که هر استارتاپی به آنها نیاز دارد  http://digiato.com

 

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

بازاریابی خلاق

چگونه بازیابی خلاقانه انجام دهید، در حالی که دیگر چیزی به ذهنتان نمی رسد!

هیچ چیز مثل احساس فرسودگی روانی نمی تواند موتور خلاقیت ذهن شما را خاموش کند. با این وجود کارکنان بسیاری از مشاغل نیاز خواهند داشت فارغ از موقعیت و حالت ذهنی خود، در چشم به هم زدنی موتور خلاقیت ذهن خود را روشن کنند و کاری انجام دهند. خلاق بودن هنگام نیاز می تواند تا حد زیادی دشوار باشد، به ویژه وقتی کارهای دیگری نیز برای انجام دادن داشته باشید.

با اینکه اخلاق کاری مدرن شما را به استفاده از قوه ی خلاقه‌ی خود تشویق می کند، کمتر پیش می آید راهی عملی برای به جریان انداختن نیروی سیال خلاقیت در ذهن شما پیش رویتان قرار دهد. اما اگر می خواهید چیز متفاوتی را امتحان کنید، ۸ راه تضمین شده ی زیر می توانند هنگام فرسودگی ذهنی، موتور خلاقیت شما را مجدداً به راه بیندازند.

۱- به خودتان استراحت بدهید

تیم هولمگرن، مؤسس نیوز مایستر در این باره به فرش اینفو می گوید: «اگر بازده خود را از دست داده اید و یا به مشکلی برخورد کرده اید و روی آن متوقف شده اید، به خودتان استراحت بدهید و از این زمان لذت ببرید. زمانی به کار خود بازگردید که آن احساس منفی از ذهنتان رفته باشد و یا راه حل مشکل خود را پیدا کرده باشید».

شما هم ممکن است یکی از آن دسته افرادی باشید که حس می کنند برای استراحت دادن به خود زمان کافی در اختیار ندارند. اما برای اینکه در درازمدت قادر باشید کارهای بیشتری انجام دهید دقیقاً باید همین کار را بکنید.

تحقیقات نشان داده اند تفریح های کوتاه می توانند تمرکز شما را تا حد قابل توجهی افزایش دهند. بنابراین اگر حس می کنید به بن بست رسیده اید، ۲۰ دقیقه از رایانه فاصله بگیرید، کار سرگرم کننده یا آرامش بخشی انجام دهید، و بعد دوباره تلاش کنید.

۲- رویکرد تازه ای بیابید

خلاقیت خیلی ها کاملاً به شیوه ی کارشان بستگی دارد. خیلی از مواقع شیوه ی انجام یک کار است که شما را به بن بست می رساند. کاری که می توان انجام داد این است که اگر احساس فرسودگی می کنید، مرحله ی طراحی اولیه و مشخص کردن طرح ابتدایی را حذف کنید و یکراست به سراغ کار اصلی بروید و دست به کار شوید. اما اگر جزو آن دسته از افرادی هستید که هیچ گاه برای کاری از پیش طرح ریزی نمی کنید، این بار شروع به طرح ریزی کنید.

ببینید آیا اتخاذ رویکردی متفاوت قوه ی خلاقه تان را به جریان می اندازد یا خیر.

۳- ورزش کنید

دور شدن از میز کار و انجام کاری که ضربان قلب شما را بالا ببرد راه خوبی برای افزایش خلاقیت است. ماجرا از این قرار است که کسانی که به صورت منظم ورزش می کنند نسبت به افراد عادی تفکر خلاق تری خواهند داشت. از ورزش به عنوان شیوه ای برای دوری کردن از فرسودگی ذهنی استفاده کنید.

ریچارد برانسون، تاجر و سرمایه گذار، یکی از طرفداران پر و پا قرص ورزش است. او در بلاگ شرکت خود می نویسد: «من متوجه شده ام که وقتی از خواب بیدار می شوم، یکراست به سراغ کار رفتن فکر خوبی نیست. بنابراین صبح های خود را به ورزش و خانواده ام اختصاص می دهم. این کار باعث می شود ذهنم را خالی و برای روز پیش رو انرژی بیشتری کسب کنم».

۴- چیز خلاقانه ای بخوانید یا تماشا کنید

این مورد شاید خیلی ساده انگارانه به نظر برسد اما گاهی اوقات بهترین راه الهام گرفتن همین است که خود را در خلاقیت غرق کنیم. حتی اگر وظیفه ی شما نوشتن است، گوش سپردن به موسیقی و یا شعر خواندن می تواند ایده ی لازم برای نوشتن را در اختیار شما قرار دهد.

یکی از گزینه های جالب در این میان سخنرانی های TED است. به ویژه می توانید به دسته ی «خلاقیت» این سخنرانی ها نگاهی بیندازید.

۵- دست از نگرانی بردارید

دنیای کسب و کار دنیای کسانی است که خودشان آغازگر راهی می شوند. این موضوع کارآفرینان را در مواقع افت سرعت یا توقف، به متهم کردن خود رهنمون می کند. به هر دلیلی جرقه ی خلاقیتی که انتظارش را دارید نمی خورد، به همین دلیل خودتان را مقصر می دانید، دچار استرس می شوید و نگران ادامه ی کار خواهید شد.

اما بها دادن به این احساسات و پر رنگ کردن آنها تنها اوضاع را بدتر می کند. استرس به «قاتل خلاقیت» معروف است. بنابراین اگر حس کردید بیش از اندازه نگرانی کار انجام نشده ی خود را دارید، به خودتان بقبولانید که اشکالی ندارد.

آرامش خود را حفظ کنید، و به خودتان یادآور شوید که آتش خلاقیت شما برای همیشه خاموش نشده است و به محض اینکه دوباره سر و گوشش پیدا شود آن را شکار خواهید کرد.

۶- چیزهایی که حواس شما را پرت می کنند حذف کنید

هرچه عوامل بیشتری برای پرت کردن حواس شما در محیط کارتان وجود داشته باشد (مثل سر و صدای پس زمینه، محرک های بصری و یا نوتیفیکیشن های مختلف اینترنتی)، احتمال اینکه از محدوده ی خلاق خود دور شوید بیشتر خواهد بود.

تمام این عوامل در کنار هم نه تنها شما را به تعلل تشویق می کنند، بلکه تمرکزتان را نیز درست زمانی که به آن نیاز مبرم دارید از بین می برند.

بهتر است وقتی احساس فرسودگی ذهنی می کنید، تلویزیون و رادیو را خاموش کنید، تب های اضافه ای که در مرورگر خود گشوده اید را ببندید، و اگر واقعاً نمی توانید جلوی خودتان را بگیرید مودم خود را خاموش کنید؛ مگر آنکه واقعاً به آن نیاز مبرم داشته باشید.

۷- محیط اطراف خود را تغییر دهید

اگر معمولاً هر روز در یک فضای به خصوص کار می کنید، این می تواند بخشی از مشکل باشد. اگر واقعاً می خواهید الهام بگیرید، نشستن در همان فضای معمولی همیشگی کمکی به شما نخواهد کرد. کار کردن در فضایی متفاوت را امتحان کنید؛ جایی که صدا، رایحه و نمای تازه ای برایتان داشته باشد. می توانید رایانه ی خود را بردارید و به اتاقی دیگر و یا حتی کافی شاپی در نزدیکی خود بروید و آنجا کار کنید. اگر برایتان مقدور است، در محل مشتری خود کار کنید تا هم خلاقیتتان تحریک شود و هم رابطه ی بهتری با وی برقرار کرده باشید.

دنیل بارنت، مؤسس Worketc می گوید: «شاید خیلی کلیشه ای باشد اما رفتن به شهری دیگر برای تعطیلات می تواند تغییر خوبی باشد. محیط تازه فعالیت مغز را تحریک می کند».

۸- دست از تلاش برندارید

تنها کاری که ۱۰۰ درصد و به صورت تضمینی غلبه بر فرسودگی قوه ی خلاقیت شما را با شکست مواجه می کند این است که دست از کار بکشید. توصیه می شود موارد بالا را امتحان کنید و بعد از آن به قوه ی پشتکار خود تکیه کنید.

عوامل متعددی می توانند باعث فرسودگی قوه ی خلاقیت افراد شوند؛ عواملی که ممکن است همیشه موفق به شناسایی و یا حذف کامل آنها نشوید. اما اگر به تلاش خود ادامه دهید، در نهایت بخشی از خلاقیت خود را کم کم باز خواهید یافت.

فقط اطمینان حاصل کنید وقتی خلاقیت خود را بازیافتید آمادگی بهره برداری از آن را خواهید داشت.

چانه زدن

چگونه برای بدست آوردن شرایط مطلوب چانه بزنیم ؟

چانه‌زدن یکی از شیوه‌های مرسوم بازار است به قدمت تاریخ و امروزه هم همچنان در اغلب بازارها رسمی معمول و جاافتاده است. اما در برخی از فرهنگ‌ها، مثل بازارهای ایالات‌متحده اغلب مردم برای فرار از حواشی آن اغلب قیمت درج‌شده بر روی برچسب را پذیرفته و چیزی نمی‌گویند. موفقیت همیشه با آن خرده‌فروشی است که آموخته چگونه می‌تواند در این بده و بستان با عرضه‌کننده برنده باشد. با استفاده از این تکنیک‌ها قصد داریم بیاموزیم چگونه با فروشنده برای داشتن بهترین قیمت و شرایط دریافت محصولات چانه‌بزنیم:

۱- آماده باشید

آماده و مطلع بودن بزرگ‌ترین مزیتی است یک‌خرده فروش می‌تواند برای وارد شدن به مذاکره داشته باشد. تا جای امکان در مورد عرضه‌کننده و محصولات وی اطلاعات کسب کنید. قیمت‌های آنها در مقایسه با رقبا چه جایگاهی دارند؟ چه سطحی از خدمات را به مشتریان خود عرضه می‌کنند؟ آماده شدن برای مذاکرات خرید همچنین شامل تعیین اهداف هم می‌شود، اینکه چه چیزی می‌خواهید و حداقل‌های شما چیست؟

۲- همیشه حقیقت را بازگو کنید

تاکتیک‌های فریب و اغفال، از قبیل بلوف زدن یا تحریف، در فرایند مذاکرات خرید ممکن است بیش از منفعت برای شما ایجاد ضرر و زیان کند. دروغ گفتن نه تنها غیراخلاقی است، بلکه مخفی نگاه‌داشتن آن خود نیاز به تکنیک‌ها و روش‌هایی دارد که اجرای آنها بسیار سخت است. در حالیکه صادق هستید، همواره باید توجه داشته باشید قدرت چانه‌زنی خود را از دست ندهید. لزومی به بازگو کردن هر آنچه می‌دانید نیست، اما زمانی که می‌گویید . . . حقیقت را بگویید.

۳- توان بالقوه خود را نشان دهید

اگر برای اولین بار است که با یک فروشنده بالقوه دیدار می‌کنید، احتمال آن وجود دارد که این فروشنده هیچ اطلاعاتی از شرکت شما نداشته باشد. مذاکره را بابیان تاریخچه‌ای از گذشته فعالیت‌های خودتان شروع کنید. هرگونه طرح و برنامه توسعه برای آینده خود را مطرح کنید و اجازه دهید وی بخوبی بداند که چگونه ارتباط تجاری با شما می‌تواند به آنها کمک کند.

۴- از مشوق‌ها هم بپرسید

کل اساس و بنا مذاکره با عرضه‌کنندگان و تولیدکنندگان بر مبنای بدست آوردن بهترین قیمت، شرایط پرداخت، هزینه‌های تبلیغات یا تبلیغات مشترک با وی هست. می‌توانید مذاکره را اشاره به مشوق‌های موجود و ممکن آغاز کنید. از پرسش در مورد چیزی که می‌خواهید ترس و واهمه نداشته باشید.

۵- به رقابت هم اشاره‌کنید

اشاره کردن به رقابت موجود در بازار و همچنین نام بردن از رقبای فروشنده اصلاً چیز بدی نیست، اما نباید هیچ‌گونه اطلاعات محرمانه یا قیمت از طرف دیگر را به طرف مذاکره خود انتقال دهید. خواه این موضوع حقیقی باشد یا تنها درک شما از بازار باشد، هیچ اشکالی از گوشزد کردن قدرت رقیب طرف مذاکره شما در بازار به وی وجود ندارد.

 

۶- یک نقطه عادلانه برای توافق پیدا کنید

دقیقاً همانند خرده‌فروش، فروشنده هم باید برای باقی ماندن در بازار به سودی دست پیدا کند. رابطه با فروشنده بجای یک جنگ و نزاع باید به‌عنوان یک همکاری در نظر گرفته شود. همچنان که بر سر یک پیشنهاد خوب برای کسب‌وکار خود مذاکره می‌کنید، نتیجه را برای عرضه‌کننده هم در نظر داشته باشید.

 

۷- بلندمدت فکر کنید

ایجاد یک رابطه دوسویه مستحکم و قابل‌اعتماد با عرضه‌کننده تنها به نفع کسب‌وکار خرده‌فروشی شماست. فروشندگانی که احساس کنند مشتری آنها وفادار است، ممکن است برای حفظ رابطه بلندمدت مشوق‌های بیشتری را هم مدنظر قرار بدهند.

 

۸- عجله نکنید

هرگز برای خرید از فروشنده عجله نکنید. اگر از فرایند مذاکره راضی نیستید، برای فکر کردن در رابطه با پیشنهاد مطرح‌شده درخواست زمان داشته باشید.

 

۹- همه‌چیز را مکتوب کنید

همچنان که فرایند مذاکره به پایان خود نزدیک می‌شود، توجه داشته باشید که پیشنهاد مطرح‌شده حتما مکتوب شود. به‌هیچ‌وجه هیچ قراردادی را امضاء نکنید، مگر اینکه بطور کامل با صحبت‌های شفاهی مطرح‌شده مطابقت داشته باشند.

 

۱۰- کار نیکو کردن از پر کردن است

همه یک مذاکره‌کننده ذاتی به دنیا نمی‌آیند. فراگیری زمان سخن گفتن، زمان سکوت کردن و زمان خواندن زبان بدن طرف مقابل همه و همه نیاز به زمان و تمرین دارد. هرقدر بیشتر مذاکره کنید و مهارت‌های خود را بهبود ببخشید، نتایج بهتری کسب می‌کنید.


برگرفته شده از: روش هایی برای چانه‌زدن بر سر شرایط     http://ibazaryabi.com

 

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

اخراج کارمندان

خطاهای رایج هنگام استخدام نیروی جدید

استخدام عضوی جدید از یک سو نقطه عطفی هیجان‌انگیز در کسب و کارهای کوچک، و از سوی دیگر فرآیندی پراسترس و احتمالاً اعصاب‌خردکن است. افرادی جویای کار تصور می‌کنند تمام فشار بر روی آن‌هاست، حال آن که خبر ندارند استخدام یک عضو جدید برای کارفرمایان همیشه با خطرها، ملاحظات خاص خود و احتمال اشتباه همراه است.

اگر تصمیم به شروع فرآیند استخدام دارید، حواستان باشد که از این پنج اشتباه رایج دوری کنید:

استخدام دوستان و خویشاوندان

هر جا یک فرصت شغلی باز می‌شود، افرادی هستند که مشتاقانه دوستان و آشنایان خود را پیشنهاد می‌دهند و آن‌ها را «بهترین» داوطلب برای آن شغل معرفی می‌کنند. استخدام آشایان ممکن است وسوسه‌برانگیز باشد، به خصوص در کسب و کارهای نوپا و کوچک، اما تنها داشتن رابطه نزدیک با یک نفر بدین معنا نیست که وی واجد شرایط یک کارمند خوب نیز هست. با این کار هم کسب و کارتان متحمل هزینه- چه از نظر مالی و چه زمانی- می‌شود، و هم ممکن است رابطه تان با آن فرد خدشه‌دار شود.

اعتماد به تأثیر اولیه

برخی از داوطلبان ممکن است در طول مصاحبه گزینه‌ای عالی برای فرصت شغلی موردنظر جلوه کنند، اما بعدها در عمل عکس این قضیه ثابت شود. کارفرمایان معمولاً به جای این که توانایی‌های داوطلبان را برای انجام مسئولیت موردنظر بررسی کنند، آنان را به این چشم نگاه می‌کنند که آیا به دلشان می‌نشینند یا خیر. درست است که  نمی‌توان به یقین نتیجه گرفت که نیروی جدید در عمل همان خواهد بود که در ابتدا تصور می‌کردید، اما با چشم بستن بر تأثیر اولیه هنگام تصمیم‌گیری می‌توانید از ریسک استخدام بد بکاهید.

بسیار پیش می‌‌آید که کارفرمایی از فردی خوشش می‌آید و صرفاً مصاحبه‌ای ترتیب می‌دهد تا بر قضاوت زودهنگام خود صحّه بگذارد. درست برعکس، هنگام مصاحبه با فردی که به قول معروف مهرش به دلتان افتاده، شما باید دنبال دلایلی بگردید که ثابت ‌کند وی برای مسئولیت مورد نظر مناسب نیست.

عدم بررسی موشکافانه پیش از استخدام

ممکن است داوطلبی رزومه‌ای قوی داشته باشد، اما از کجا باید مطمئن شوید وی گزینه مناسبی برای مسئولیت مورد نظر شماست؟ بررسی پیشینه شغلی داوطلبان و تماس با کارفرمایان گذشته‌شان می‌تواند شما را از دردسری جدی در آینده نجات دهد. همیشه درمورد ویژگی‌های شخصیتی فرد موردنظر بررسی کامل انجام دهید، و تنها به مهارت‌هایش بسنده نکنید. روشی که می‌تواند در این زمینه کمکتان کند این است که وی را مدتی به طور آزمایشی به کار گیرید و این فرصت را به او بدهید تا خود را اثبات کند.

نداشتن سیاست استخدامی روشن

یکی از وحشتناک‌ترین خطاهایی که شرکت‌ها ممکن است مرتکب شوند تعریف نکردن سیاست‌های استخدامی خود پیش از جستجو برای جذب نیرو است. سیاست استخدامی مبهم هم مدیران کارگزینی و هم داوطلبان را سردرگم می‌کند، و درمورد کارکنان پیمانکاری ممکن است شما را از نظر قانونی نیز در دردسر بیندازد.

کارفرمایان باید یک دستورالعمل کارگزینی مشخص داشته باشند و برای اطمینان از این که فرآیند کارگزینی به بهترین شکل ممکن انجام گیرد، توصیه می‌شود از مشاوری حرفه‌ای برای نگارش شرح وظایف و بررسی داوطلبان بهره ببرید.

پیش از مصاحبه شرح وظایفی دقیق را برای موقعیت شغلی موردنظر روی کاغذ بیاورید. در مرحله بعد تنها با داوطلبانی که با آن شرح وظایف همخوانی دارند مصاحبه ترتیب دهید. اگر از این روش پیروی کنید، هر داوطلبی را که از او خوشتان بیاید می‌توانید استخدام کنید، چون پیش‌تر از فیلتر صلاحیت حرفه‌ای رد شده است.


برگرفته شده از:    http://www.businessnewsdaily.com     Common Hiring Mistakes and How to Avoid Them

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

استعفا

کارکنان توانمند به این هفت دلیل استعفا می‌کنند

هر کسی در شغل خود روزهای خوب و روزهای بد دارد، اما وقتی تعداد روزهای بد کارکنان از حد بگذرد، آنان کم کم به این فکر می‌افتند که قید آن کار را بزنند. چنان چه تلاش زیادی کرده‌اید تا بهترین نیروی کار را برای تیم خود گردآوری کنید- کارکنانی که رقیبانتان منتظرند از شما بقاپند- نباید به خاطر عواملی قابل پیشگیری از دستشان بدهید.

کارکنان به این هفت دلیل از کار خود استعفا می‌کنند. این موارد را به دقت بررسی کنید و ببینید که آیا شرکت شما هم در معرض از دست دادن کارکنان کلیدی خود هست یا خیر.

۱- نبود توازن میان زندگی کاری و شخصی

خبرنگار واشنگتن پست، لیبی هوپ (Libby Hoppe) از روز دوم کار جدیدش می‌دانست که استعفا خواهد کرد. همین طور هم شد و فقط دو ماه دوام آورد. آن‌چه هوپ را بر آن داشت تا استعفا کند قوانین سفت و سخت زمانیِ کار جدیدش بود که او را از انجام مسئولیت‌های خانوادگی‌اش باز می‌داشت. مسئولیت‌های خانوادگی و شخصی انعطاف زمانی می‌طلبند که برخی کارفرمایان تمایلی به این شرایط ندارند. بنابراین، گاهی کارکنان استعفا کردن را به دشواری در انجام تعهدهای خانوادگی‌شان ترجیح می‌دهند.

۲- حجم کاری بیش از حد زیاد (یا کم)

کارکنان خوب اغلب می‌توانند مسئولیت‌های بیش‌تری را به نسبت آن‌چه در ابتدا به آنان محول شده انجام دهند، که اگر کارفرمایان حواسشان نباشد می‌تواند مشکل‌ساز شود. چنان چه از کارکنان، به دلیل هم قابلیتشان، خواسته شود ساعاتی طولانی را اضافه‌کاری کنند، در نهایت دچار فرسایش خواهند شد. از سوی دیگر، کارکنان توانمند ممکن است وظایفشان را زود انجام دهند و وقتی همچنان تمایل به کار دارند، دیگر کاری برای انجام دادن نداشته باشند. کسالت حاصل از این وضعیت و عدم ارضای شغلی می‌تواند درست به همان اندازه‌ی کار بیش از حد مخرب باشد.

۳- نبود فرصت پیشرفت

بسیاری از کارکنان وقتی فرصتی برای حرکت رو به جلو نداشته باشند از شغل خود استعفا می‌کنند. آن‌ها هر قدر هم که کار کنند و هر قدر هم  که در کارشان موفق باشند، هیچ موقعیتی برای پیشرفت به جایگاه‌های پردرآمدتر و پرمسئولیت‌تر پیش روی خود نمی‌بینند. از سوی دیگر، وقتی به یکی دیگر از اعضای تیم که از توانمندی‌های کم‌تری برخوردار است ارتقا می‌دهید، بدانید که با این کار با دست خودتان کارکنان توانمندتان را به فکر پیدا کردن شغل دیگری می‌اندازید.

۴-  مدیریت نارکارآمد

متأسفانه در بسیاری از شرکت‌ها مدیران از مهارت‌های تخصصی ارتباطی و بینافردی ضروری برخوردار نیستند. وقتی مدیران آموزش‌دیده نباشند، یا هیچ بازخوردی به کارکنانشان نمی‌دهند یا به روش YSL، یعنی «فریاد، جیغ و تهدید» روی می‌آورند. بیش‌تر مدیران از دادن بازخوردهای صادقانه واهمه دارند، چون آموزش ندیده‌اند چگونه این کار را انجام دهند.

ابراز مبهم انتظارهای مدیر می‌تواند موجب سرخوردگی و نارضایتی شغلی هم کارفرما و هم کارکنان شود.

۵- محیط کاری مسموم

درست است که یک محیط کاری ایده‌آل شامل کارکنانی حرفه‌ای با رفتار حرفه‌ای است، اما همه به این راحتی با محیط هماهنگ نمی‌شوند. حاصل تعارض‌های بینافردی، خاله‌زنک‌بازی و زیرآب‌زنی چیزی جز محیطی مسموم نخواهد بود. حتی گاهی رقابت در محیط کار می‌تواند نیروهای توانمند را از آن محیط فراری دهد. گاهی کارکنان بر روی کاغذ از امکان تغییر ساعت‌های کاری خود و استفاده از مرخصی‌ برخوردارند، اما به دلیل وجود رقابت شدید همواره این واهمه را دارند که اگر از مزایای خود بهره ببرند، از رقیب خود عقب خواهند ماند. در نتیجه این شرایط، عرصه بر آنان تنگ می‌شود و دیر یا زود از پا درمی‌آیند.

۶- نبود نظام پاداش‌دهی مناسب

در صورت خسّت در دادن پاداش و قدردانی از زحمت‌های کارکنان، نباید از آنان انتظار وفاداری و انجام اضافه کاری داشت. وقتی کارکنان کارشان را درست و به موقع انجام می‌دهند، باید هم از نظر مالی و هم در مقابل دیگران از آنان قدردانی شود. در غیر این صورت، کارفرمای دیگر پیدا می‌شود که قدر آنان را بیش‌تر بداند!

۷- مزایای ناچیز

گاهی مزایای سخاوتمندانه در مقایسه با حقوق سخاوتمندانه برای کارکنان جذابیت بیش‌تری دارد. ایجاد امکان پیشرفت و آموزش حرفه‌ای، بیمه سلامت مناسب، مرخصی‌های استعلاجی زیاد، ساعات کاری قابل انعطاف، امکان دورکاری، مرخصی زایمان بیش از حداقل و مرخصی کافی برای سفر، انواع و اقسام مزایایی هستند که کمک می‌کنند شرکت‌ها نیروهای خود را حفظ کنند.

گاهی حتی رعایت برخی موارد جزئی می‌تواند در حفظ وفاداری کارکنان بسیار تأثیرگذار باشد، مانند پذیرایی از کارکنان در جلسات، یا برگزاری رویدادهای اجتماعی.


منبع:  http://www.investopedia.com      Reasons Why Valued Employees Quit

 دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

فورد ماستنگ

هنری فورد ( ۱۸۶۳ – ۱۹۴۷ )

«اگر یک دلار را برای کاری کنار می گذارید باید یک دلار دیگر برای معرفی و تبلیغات آن آماده داشته باشید»

هنری فورد تولیدکننده بزرگ اتومبیل در سال ۱۸۶۳ در مزرعه خانوادگیشان در میشیگان متولد شد. او از کودکی به کار کردن با ماشینها علاقه داشت. کار در مزرعه و کار در یک فروشگاه ماشین در دیترویت به وی اجازه می‌داد تا تجربیات مختلفی کسب کند. او بعداً کاری پاره وقت را در کمپانی وستینگهاوس انجام داد. تا سال ۱۸۹۶ فورد موفق شده بود اولین گاری بدون اسب خود را بسازد و بفروشد تا بتواند روی مدلی پیشرفته‌تر کار کند.

هنری در سال ۱۹۰۳ کمپانی فورد را با این ادعا بنا نهاد که :«من برای همه یک ماشین می سازم». در اکتبر ۱۹۰۸ او با معرفی مدل T به قیمت ۹۵۰ دلار این کار را انجام داد. در ۱۹ سالی که مدل T ساخته می‌شد قیمتش تا ۲۸۰ دلار پایین آمد و تقریباً ۱۵ میلیون و پانصد هزار دلار فقط در آمریکا فروش کرد. مدل T آغاز عصر ماشینی شدن بود. این اتومبیل در طول عمرش از یک کالای لوکس به یک وسیله حمل و نقل به صرفه برای افراد معمولی تبدیل شد.

فورد انقلابی در تولید ایجاد کرد. او از تکنیکهایی در کارخانه اش استفاده می‌کرد که می‌توانست یک شاسی کامل اتومبیل را در هر ۹۳ دقیقه بسازد. این پیشرفتی بزرگ نسبت به زمان ۷۲۸ دقیقه‌ای قبل از آن بود.در سال ۱۹۱۴ فورد به کارمندانش برای هر روز کار ۵ دلار می‌داد که چیزی نزدیک به دو برابر پولی بود که بقیه تولیدکنندگان آن زمان می دادند. او ساعات کاری را از ۹ ساعت به ۸ ساعت کاهش داد تا ساعات کاری کارخانه را به سه شیفت روزانه تبدیل کند. نوآوریهای فورد او را به شهرت بین الملی رساند.

مدل T به صرفه تولید فورد جامعه آمریکایی را تغییر داد. با افزایش تعداد آمریکاییانی که صاحب اتومبیل می شدند، الگوهای شهرنشینی تغییر کرد. ایالات متحده شاهد افزایش تعداد حاشیه نشینها، ساخت سیستم ملی بزرگراهی و جمعیتی شد که قابلیت رفتن همیشه به هر جا را داشت. فورد در طول زندگی‌اش بسیاری از این تغییرات را شاهد بود و در عین حال خودش در پی شیوه زندگی رویایی خود در دوران جوانی بود.


برگرفته شده از: بر شانه بزرگان: هنری فورد     http://www.businesstrend.ir

 http://inventors.about.com       (Henry Ford (1863-1947

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

راه اندازی کسب و کار

ایده‌های عالی برای راه‌اندازی کسب و کار کوچک

آیا همیشه آرزو داشته‌اید

آیا همیشه آرزو داشته‌اید شما هم صاحب کسب و کاری از خود باشید؟ برای تحقق این آرزو در قدم نخست به ایده‌ای عالی (و سپس کار و تلاش) نیاز دارید. اگر فکر می‌کنید دیگر وقتش رسیده از کارمند به کارآفرین تحول پیدا کنید اما مطمئن نیستید دقیقاً در چه زمینه‌ای کسب و کار خود را راه‌اندازی کنید، ما گزینه‌های زیادی برای شما در چنته داریم:

۱- مسئول خرید شخصی

آیا شما هم یکی از بی‌شمار عاشقان خرید کردن هستید؟ در این صورت، می‌توانید مسئول خرید شخصی شوید و از این علاقه خود پول درآورید. اما مسئول خرید شخصی کیست؟ کسی که با استفاده از علاقه و سلیقه خود به افراد پرمشغله در زمینه خرید پوشاک یا حتی هدایای تولد مشاوره می‌دهد یا برای کسانی که به سبب بیماری یا کهولت سن از توانایی فیزیکی برای خرید کردن برخوردار نیستند مایحتاجشان را خریداری می‌کند. از مشتریان خود بخواهید فهرستی از اقلام مورد نیازشان را به شما بدهند، آن‌ها را خریداری کنید و در ازای مبلغی مورد توافق اجناسشان را تحویل دهید. می‌توانید کار خود را با کمک به دوستان و آشنایانتان در خریدن کردن شروع کنید و از آن‌جا پایگاه مشتریان خود را بسازید.

۲- خدمات بازیابی خلاقانه

حتماً شنیده‌اید که «هر چیزی که خار آید، روزی به کار آید»، اما آیا به این فکر کرده‌اید که از این ضرب‌المثل برای خود کسب و کاری واقعی راه‌اندازی کنید؟ اگر دستی در هنر دارید، از چیزهای دورریختنی محصولاتی قابل استفاده بسازید و محصولات نوآورانه خود را در نمایشگاه‌های صنایع‌ دستی یا وبسایت‌های فروش کالا به فروش برسانید. می‌توانید این پیشنهاد را به دیگران بدهید که شما لباس‌های بلااستفاده‌شان را با ایجاد تغییراتی به لباس‌هایی جدید و قابل استفاده تبدیل کنید یا از لباس‌های کهنه‌شان پارچه‌های چهل‌تکه درست کنید و از آن پارچه‌ها اجناس زیبا.

۳- فروشگاه آنلاین

لازم نیست حتماً برای شروع یک فروشگاه آنلاین یک خرده‌فروش عظیم باشید. چه محصولات را مستقیم به مشتریان بفروشید و چه رابطی بین تأمین‌کنندگان و مشتریان باشید، برای شروع تنها چیزی که نیاز دارید یک وبسایت و یک نرم‌افزار مناسب برای تجارت الکترونیک است. اگر هنری دارید، می‌توانید آثار خود را روی وبسایتتان به فروش برسانید. در غیر این صورت، می‌توانید محصولاتی را از تأمین‌کنندگان خریداری کنید و روی وبسایتتان برای فروش عرضه کنید.

۴- برگزاری مجالس

عاشق مهمانی دادن و برنامه‌ریزی برای مجالس یا جلسات هستید؟ اگر پاسختان مثبت است می‌توانید با راه‌اندازی کسب و کار برگزاری مجالس علاقه خود را به منبع درآمدتان تبدیل کنید. هر کسی، از اشخاص گرفته تا سازمان‌ها و شرکت‌ها، به برگزارکننده مجالس نیاز دارند. برگزارکننده مجالس باید ذهنی خلاق و آماده برای رویارویی با شرایط دشوار و پیش‌بینی‌نشده داشته باشد و صبور باشد تا به قول معروف به هر ساز مشتری برقصد. در ضمن هرگز نباید از جزئیات غافل شوید.

۵- عرضه خدمات غذایی از منزل

اگر آشپزی در خونتان است، چرا از آن پول در نیاورید؟ می‌توانید سفارش بگیرید و در منزل برای مشتریانتان کیک، شیرینی یا غذا آماده و برایشان ارسال کنید. دیگر به خودتان بستگی دارد که در اندازه‌های کوچک برای اشخاص سفارش قبول کنید، یا در اندازه‌های بزرگ برای مراسم، شرکت‌ها و سازمان‌ها. با این کار نه تنها می‌توانید از کاری که به آن عشق می‌ورزید درآمد کسب کنید،‌ بلکه فرصتی عالی است تا مهارت خود را پیش از آن که اقدام به سرمایه‌گذاری بزرگی در این زمینه کنید محک بزنید و چم و خم کار دستتان بیاید.

شما هم صاحب کسب و کاری از خود باشید؟ برای تحقق این آرزو در قدم نخست به ایده‌ای عالی (و سپس کار و تلاش) نیاز دارید. اگر فکر می‌کنید دیگر وقتش رسیده از کارمند به کارآفرین تحول پیدا کنید اما مطمئن نیستید دقیقاً در چه زمینه‌ای کسب و کار خود را راه‌اندازی کنید، ما گزینه‌های زیادی برای شما در چنته داریم:

 


برگرفته شده از: Great Small Business Ideas

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

کسب و کار کوچک

آیا یک کاسب کوچک هم به برند نیاز دارد؟

وقتی که از کسب‌ و کارهای کوچک در رابطه با فعالیت‌های برندینگ آنها می‌پرسند، در پاسخ می‌گویند: “نام‌های بزرگ مبالغ زیادی برای برند هزینه می‌کنند، اما شرکت‌های کوچک فقط وابسته به همین مشتریان جزئی هستند و با آنها ادامه می‌دهند.” پس اگر شما یک بنگاه کوچک تجاری هستید، اینکه از ارزش برند چیزی ندانید، قابل توجیه و نادیده گرفتن است. اما توجه داشته باشید که چنین باوری در بازار امروز پذیرفته نیست.

حتی اگر به داشتن برند اعتقاددارید، ممکن است در بین کارها و فعالیت‌هایی که دارید، فعالیت‌های مربوط به برندسازی کم ‌ارزش‌ ترین فعالیت‌ها پس از کارهای روزمره برای پاسخ‌گویی به مشتریان و کسب درآمد قرار داشته باشد، که قابل درک است.

چرا شرکت‌های کوچک به برند نیاز دارند؟

خوب پس چطور می‌توانم شما را نسبت به ارزش داشتن برند متقاعد کنم؟ اگر صاحب  یک رستوران کوچک، وکیل یا حتی ارائه ‌کننده خدمات نظافت شیشه ساختمان هستید.

شاید بهترین و ساده‌ترین راه تغییر واژگان و استفاده از واژگان ملموس‌تر برای شما باشد. اگر بجای کلمه برند حرف از اعتبار کنیم بهتر است؟ مطمئناً برای برند خود ارزش قائل هستید.

برندسازی در مجموع در رابطه با تأثیر شما بر مخاطب است. اگر خواهان موفقیت در بازار هستید، این تأثیر از جانب شما باید دو کار را انجام دهد ، باید معلوم کند که چه چیز ویژه‌ای را ارائه می‌دهید و همچنین باید شما را در فضایی مثبت به مخاطب معرفی کند.

هرچند که اغلب کسب ‌و کارهای کوچک در بیشتر موارد تأثیر مثبتی از خود بر مشتری می‌گذارند، اما تاکنون فکر کردید اگر این بیشتر اوقات، همیشه بود، چه نتیجه کسب می‌کردید؟ باید در مورد این تأثیر مثبت – بر برند خودتان – فکر کنید و کارهایی را برای مدیریت آن انجام دهید که شامل دو مرحله می‌شود. اول باید ببینید نماینده چه چیزی هستید؟ چه کسی را هدف قرار داده‌اید و چه جایگاهی برای خودتان می‌بینید؟ سپس باید توجه کنید که تمامی بخش‌ها و فعالیت‌های شما هماهنگ با این جایگاه مدنظر باشد.

ایجاد کردن این تأثیر مثبت

بسیاری از کسب‌ و کارهای کوچک تصور می‌کنند که برند فقط برای کسب ‌و کارهای بزرگ با بودجه‌های کلان است. اما حقیقت این است که نام شرکت شما، چگونگی پاسخ گفتن به تلفن‌ها، نظر مشتریان درباره شما زمانی که از آنها در مورد شما پرسیده می‌شود – اینها همه همان چیزهایی است که آن تأثیر مثبت از شما را و حس کار کردن با شما را ایجاد می‌کند و این همان برند شماست. بنابراین می‌توانید اجازه دهید هر تأثیری که ممکن است بطور اتفاقی خودش درباره شما شکل بگیرد یا اینکه کنترل آن را در دست گرفته و آن را به نفع خودتان مدیریت کنید.

همچنین نکته مهمی که در این رابطه باید به آن بسیار توجه داشته باشید که تأثیر برند تنها در بازار بر روی مشتریان و مصرف‌کنندگان محصولات و خدمات نهایی عرضه ‌شده از طرف شما نیست، بلکه برند و آن تأثیر مثبت شما بر بازار بطور عکس در طی زنجیره تأمین مواد اولیه شما نیز به نفع شما عمل می‌کند و دید عرضه‌کنندگان مواد اولیه را هم نسبت به شما تغییر می‌دهد. به عبارتی از تمام اعضاء زنجیره تأمین هم تأثیر می‌پذیرد و هم بر تک تک آنها تأثیر می‌گذارد.

پیام نهایی کاملاً مشخص است، اگر کسب ‌و کاری دارید، پس یک برند هم دارید. اینکه چه رفتاری با این برند می‌کنید، فقط و فقط بستگی به شما دارد.


منبع: من یک کاسب جزء هستم، اصلاً چه نیازی به برند دارم؟   http://ibazaryabi.com

 

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

ایمیل مارکتینگ

چگونه ایمیل مارکتینگ انجام دهیم؟

ایمیل مارکتینگ قدرتمند ترین ابزار برای تبدیل بازدیدکننده به مشتری می باشد. اگر شما بهترین سایت را هم داشته باشید ، حتی اگر سایتتان را هم برای گوگل بهینه سازی کرده باشید ، تا زمانی که ایمیل مارکتینگ نداشته باشید یعنی هیچ چیز ندارید!

اگر چگونگی استفاده از استراتژی های مختلف بازاریابی ایمیلی را نمی دانید،نمی توانید نتایج خوبی را انتظار داشته باشید و اگر فقط چگونگی استفاده از یکی از روشهای بازاریابی با ایمیل را بلد باشید، نتایجی که بدست می آورید ،به اندازه ی توانایی آن ها خوب نخواهد بود.
به طور معمول شما می توانید از سه استراتژی مختلف بازاریابی ایمیلی استفاده کنید. شما می توانید بر برخی از آن ها بیشتر از برخی دیگر تاکید کنید اما نباید سرسختانه به یک استراتژی بچسبید.

چه چیزی بازاریابی ایمیلی را بسیار موثر می سازد؟
بازاریابی ایمیلی در مقایسه با اکثر روش های بازاریابی دیگر،دارای مزایای قابل توجهی می باشد:

۱-سطح بالای  دسترسی: هنگامی که افراد را برای پیوستن به لیست ایمیل تان دعوت می کنید در واقع می توانید به آن ها دسترسی داشته باشید.برای مثال شما یک صفحه در یکی از شبکه های اجتماعی دارید ، وقتی یک مطلبی را منتشر می کنید خیلی از افراد مطلب شما را نمی بینند و یک سری از افراد هم که مشاهده می کنند، به پست شما بی توجهی می کنند. مطمئنا همه افراد ایمیل های شما را باز نمیکنند اما معمولا تعداد افرادی که ایمیلهای شما را مشاهده می کنند خیلی بیشتر از روشهای ارتباطی دیگر است.

۲-انعطاف پذیری عالی: بازاریابی ایمیلی تقریبا می تواند در هر زمینه کسب و کاری فعالیت داشته باشد. مهم نیست که خانه و یا لباس می فروشید یا مشاوره می دهید؛ شما می توانید تا زمانی که از استراتژی صحیح بازاریابی ایمیلی در جای مناسب استفاده کنید، به فروش زیاد دست یابید و می توانید هر چیزی که مربوط به کسب و کارتان می باشد را تبلیغ کنید! چون علاوه بر صفحات محصولتان می توانید هر صفحه ای از سایتتان را تبلیغ کنید. مثل صفحه مقالات ، ویدئوها ، پادکستها ، اینفوگرافیک ها ، اخبار سایت و …

۳-ریسک حداقلی : با ایمیل مارکتینگ ، هزینه ها بسیار کمتر هستند. حتی اگر تاکنون در سایتتان از ایمیل مارکتینگ استفاده کردید ولی کسب و کارتان موفقیتهای بزرگ کسب نکرده باشد ، یک سیستم ایمیل مارکتینگ بسیار مقرون به صرفه می باشد. پس در نتیجه اگر به هر دلیلی نتایج مورد انتظار را از ایمیل مارکتینگ بدست نیاورید باز هم ضرر نکرده اید.

۴-مانع ناچیز حق ورود: منظورم از این بخش چیست؟ منظورم این هستش که بازاریابی ایمیلی علاوه بر اینکه نسبت به روشهای دیگر بسیار ارزان قیمت می باشد برای یادگیری و پیاده سازی استراتژی های ایمیل مارکتینگ نیازی به تخصص خاصی ندارید و زمانیکه نحوه صحیح استراتژی های مختلف ایمیل مارکتینگ را یاد بگیرید می توانید به فروشهای عالی و نتایج فوق العاده ای دست پیدا کنید. نکته دیگر این هستش که حتی اگر در این راه اشتباه کنید زمانتان هدر نمی رود و به راحتی می توانید اشتباهاتتان را جبران کنید.

۵-کنترل کامل: بسیاری از تاکتیک های بازاریابی دیگر،دستخوش تغییرات سیاسی (به عنوان مثال گوگل و AdWords)و … تصمیم گیری های خارج از کنترل شما می باشند. در بازاریابی ایمیلی همه چیز تحت کنترل شما می باشد.

۱-استراتژی ایمیل مارکتینگ: پیشنهادات

بسیاری از کسب و کارهای اینترنتی به شدت بر ارائه ی پیشنهادات در ایمیل هایشان متکی هستند اما صرف نظر از نوع تجارتی که اجرا می کنید ، باید چگونگی ارائه پیشنهادات در ایمیل هایتان را بدانید.
ایده اصلی ، ترغیب افراد به کسب چیزی می باشد که واقعا می خواهند. این امر می تواند به معنای ارائه ی یک کوپن تخفیف به آن ها برای محصولی باشد که نشان می دهند به آن علاقه مند هستند .

فرض کنید می خواهید یک محصولی را ترویج دهید. می خواهید ذهن مخاطبان را درگیر یک محصول کنید. فرض کنید که می خواهید محصول x را بین مخاطبان خودتان ترویج دهید. در این بین اگر محصول y را هم برجسته کنید ، خطر فروش کمتر x احساس می شود.
یک پیشنهاد خوب ، احساس سودمندی دارد. بنابراین هنگامی که چیزی را از طریق ایمیل تبلیغ می کنید ، آن را به عنوان دوستی تبلیغ کنید که می خواهد به گیرنده کمک کند.
افراد زمانی خرید می کنند که احساس کنند دلایل مناسبی برای انجام این کار دارند. بنابراین به منظور ارائه ی دلیل خوب برای خرید به افراد نیازمند پیشنهاد قانع کننده(=دلایل خوب برای خرید آن چه که می فروشید)هستید.
اما اگر افراد آن دلایل را باور نداشته باشند ، خرید نمی کنند. تا زمانی که همانند دوستی به نظر برسید که سعی در کمک به آن ها دارد ، افراد به احتمال زیاد باور می کنند که شما صادق هستید و خرید از شما تصمیم درستی است.
زیان پیشنهادات این است که آن ها به خودی خود مفید نیستند. افراد لیست تان هیچ ارزشی را از جانب شما دریافت نخواهند کرد مگر این که آنچه را که ارائه می دهید بخرند ، بنابراین آن ها دلیل کمی برای مشترک ماندن در لیست شما دارند. به همین دلیل بسیاری از سایت های تجارت الکترونیک برای علاقه مند نگه داشتند افراد در تلاش هستند.

پینشهاد شما باید پیشنهاد حل یک مسئله باشد. باید حل یک دغدغه ذهنی باشد.  استراتژی بازاریابی ایمیلی را فراموش نکنید یا از آن سرباز نزنید. بنابراین حتی اگر تبلیغاتتان دارای ارزش برای مشترکانتان باشد، ترجیحا آن را برای ترکیب با استراتژی بعدی که می خواهم درباره آن بیشتر صحبت کنم یاد بگیرید.

۲-استراتژی ایمیل مارکتینگ : محتوا

کسب و کارهای اینترنتی بخشی از محتوا را ایجاد می کنند(برای مثال گزارش،ویدیو،مقاله) و در مورد آن،با ایمیل به اعضای سایتشان اطلاع رسانی می کنند و ممکن است این ایمیل ها به خودی خود دارای محتوای غنی باشند.
برخی از مطالب به طور عمومی(به عنوان مثال مقالات وبلاگ)در دسترس هستند اما برخی دیگر از مطالب باید پشت”دیوار اطلاعاتی“باشند.
دیوار اطلاعاتی درست مثل”دیوار پرداخت“عمل می کند به جز این که به پرداخت پولی نیاز ندارد اما به جای آن از بازدیدکننده کسب اطلاعات می کند.ساده ترین دیوار اطلاعاتی،شکل  opt-in (لندینگ پیج) در ایمیل است که لازم است افراد به لیست ایمیل صاحب کسب و کار بپیوندند تا مطالب را دریافت کنند.

برای مثال شما می توانید از افراد بخواهید که پیش از دسترسی به یک لینک مطلب،آن را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارند. یعنی بازدیدکنندگان را علاوه بر اینکه جذب اعضای ایمیل خودتان کردید ، می توانید آنها را با شبکه های اجتماعی خودتان هم درگیر کنید و از این طریق کانال های ارتباطی مختلفی را با اعضای سایتتان ایجاد کنید و پیوسته با آنها در ارتباط باشید و یا می توانید در صفحه فرود خودتان علاوه بر دریافت ایمیل ،نام افراد ، شهر ، جنسیت و … درخواست کنید.
اطلاعات بیشتر،یک فرصت بهتر به شما می دهد تا بتوانید اعضای سایتتان را بر اساس اطلاعاتی که دریافت کردید طبقه بندی کنید و بر اساس نوع جنسیت ،شهر و … پیشنهادات مجزایی را ارسال کنید و دقت داشته باشید که همین اختصاصی کردن پیامهای ارسالی می تواند برای تبدیل آن ها به مشتریان،شانس  بهتری را به شما می دهد.

نکته : برای اجرای چنین کاری یک مشکلی وجود دارد و آن هم اینکه در صفحه landing page خودتان هرچقدر  اطلاعات بیشتری را از بازدیدکنندگان درخواست کنید افراد کمتری حاضر می شوند تا اطلاعات درخواستی شما را تکمیل کنند. بعنی هرچقدر اطلاعات درخواستی از بازدیدکننده کمتر باشد افرادی بیشتری ایمیلشان را وارد می کنند.

۳-استراتژی ایمیل مارکتینگ : ایجاد رابطه

زمانی که یک پیشنهاد  ارائه می دهید و محتوای مفید هم فراهم می کنید ، به طور خودکار روابطی را ایجاد کرده اید(استراتژی های قبلی بازاریابی ایمیلی).
این امر تاحدی درست است. اما برای این استراتژی کارهای دیگری هم می توان انجام داد ، به عنوان مثال می توانید از مشترکانتان بخواهید تا به ایمیل هایتان پاسخ دهند یا یک نظرسنجی را پر کنند و می توانید بگویید که در زندگی تان چه اتفاقی افتاده یا برای ایجاد ارتباط عاطفی قوی تر درمورد عقاید و نظرات شخصی تان بگویید.
توجه داشته باشید که هر زمان که نظر یا عقیده ای را به اشتراک می گذارید ، لازم است از کسی که دارای نظر مخالف می باشد فاصله بگیرید.
از دست بردن در سیاست،مذهب،جنسیت و موضوعات دیگر که بسیاری از افراد در مورد آن ها دارای دیدگاه های بنیادگرا هستند خودداری کنید مگر این که بخواهید با دم شیر بازی کنید!
با این حال اگر بدانید که بسیاری از اعضای سایت شما ، نظرتان را در موضوعی به اشتراک می گذارند که برای آن ها مهم است ، شما می توانید با یادآور شدن آن موضوع بسیار قابل اعتماد به نظر برسید زیرا مردم به افرادی اعتماد می کنند که به آن ها شبیه باشند.
اما مهم تر از همه ، شما همیشه باید برقراری ارتباط را به عنوان یک استراتژی بازاریابی ایمیلی به یاد داشته باشید.
اگر فراموش کنید که باید با مشترکانتان ارتباط برقرار کنید، پیشنهادات شما تحمیل کننده و مطالب شما ، نخوانده و دست نخومرده باقی می ماند.
به یاد داشته باشید که شما یک شرکت نیستید.شما یک شخص هستید.مانند یک شخص عمل کنید و بنویسید.

چگونه لیست ایمیل تان را سریع ایجاد می کنید؟
شما می توانید سه تاکتیک ایجاد لیست را انتخاب کنید:
۱-تبلیغات. موضوع تبلیغات این است که حتی پیش از این که هیچ نتایجی را ببینید ،می تواند بسیار گران باشد. اما وقتی موثر باشد می تواند نتایج فوق العاده خوب و سازگاری را ایجاد کند. شما برای اینکه بتوانید از طریق تبلیغات ، یک لیست ایمیل هدف را از طریق سایتتان جمع آوری کنید باید یک صفحه فرود یا لندینگ پیج بسازید و همچنین در تبلیغات خودتان لینک بدهید به صفحه فرود خودتان و باید فقط تمرکزتان بر روی جذب ایمیل مخاطبان هدف باشد. در این مدل تبلیغات اصلا نباید انتظار فروش رفتن محصولات خودتان را داشته باشید. باید ایمیل افراد هدف را جذب کنید و با استفاده از استراتژی هایی که صحبت کردیم با آنها در ارتباط باشید تا بتوانید افراد بیشتری را تبدیل به مشتری کنید.
۲-اعضا . اگر در زمینه کاری شما سایتهای بزرگی وجود دارد که مخاطبان آنها می توانند مخاطبان سایت شما هم باشند کافیست با مدیران این سایتها در تماس باشید و درخواست کنید که یکبار ایمیل شما را به اعضای سایت خودشان ارسال کنند. از این طریق می توانید به سرعت ایمیل افراد زیادی را جذب کنید.

۳-وبلاگ نویسی مشتری . اگر شما بودجه ی تبلیغاتی گسترده ندارید و نمی توانید به خوبی با سایتهای بزرگتر ارتباط برقرار کنید ، وبلاگ نویسی تنها راه موثر و کم هزینه برای رشد لیست تان است. اکثر افراد تقریبا هیچ اقدامی برای وبلاگ نویسی و تولید محتوای اصیل برای مشتری انجام نمی دهند ،زیرا نمی دانند چگونه پست های موثر برای  مشتری بنویسند.

در آخر …

سایتی که ایمیل مارکتینگ نداشته باشد یعنی هیچ طرح و هدفی در بازاریابی اینترنتی ندارد. قدرتمند ترین ابزار تبدیل بازدیدکننده به مشتری ، ایمیل مارکتینگمی باشد. ایمیل مارکتینگ فقط این نیست که یک لندینگ پیج طراحی کنید و افرادی جزء اعضای سایت شما بشوند و شما بخواهید به آنها ایمیل ارسال کنید. ساخت یک لندینگ پیج و ارسال ایمیل به اعضای سایت ، کار بسیار راحتی می باشد ، مهمترین بخش در بازاریابی ایمیلی ، استراتژی های ارسال ایمیل می باشد. اگر استراتژی های هوشمندانه ای را داشته باشید می توانید بازدیدکنندگان بیشتری را به مشتری تبدیل کنید.


برگرفته شده از: ۳ استراتژی ایمیل مارکتینگ    http://atrinweb.com

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

اخراج کارمندان

کی باید استعفا دهیم؟

ابتدا لازم است دقت کنید که ترک کردن یک شغل لزوما به معنای ترک کردن سازمان نیست؛ ممکن است شما گردش شغلی داشته باشید (به واحد دیگری در سازمان منتقل شوید)، یا ممکن است ارتقا بگیرید. اما این نشانه ها به شما اخطار می دهند که یک جای کار می لنگد و بهتر است به فکر استعفا، گردش شغلی یا چانه زنی برای ارتقا باشید.

درود بر مکبث که پادشاه خواهدشد
ممکن است این شرایط برای تان پیش آمده باشد که یک پست سازمانی بالاتر خالی شده و شما انتظار دارید که شما را منصوب کنند، اما افراد دیگری از داخل یا بیرون سازمان آن شغل را می گیرند. یا ممکن است که سازمان شما آن قدر کوچک باشد که موقعیت های شغلی در آن بسیار محدودند و شما مطمئن هستید که تا سال ها فرصتی برای ارتقا در آن سازمان نخواهید داشت.

شما می بینید که هم کلاسی های قدیمی تان پله به پله ارتقا می یابند و سرپرست و رییس و مدیر و معاون می شوند و شما نه تنها در چند سال گذشته هیچ ارتقایی نصیب تان نشده، بلکه حتی امید به دست آوردن آن را هم در آینده نزدیک ندارید. اگر شما به این نتیجه برسید که در شغل کنونی تان فرصتی برای ارتقا وجود ندارد یا ارتقای شغلی شما ناکافی و زمان بر خواهد بود، این نتیجه گیری می تواند نشانه ای باشد برای این که باید شغلتان را عوض کنید.

این که چقدر باید این نشانه را جدی بگیرید، بستگی به میزان جاه طلبی شما دارد. بعضی افراد بیش تر به دنبال ارتقای شغلی هستند، در مقابل بعضی دیگر چندان حوصله و انگیزه جنگیدن برای مناصب بالاتر را ندارند و ترجیح می دهند یک گوشه بنشینند و نان و ماست شان را بخورند. نمی خواهم مثل آن سه پیرزن در نمایش نامه مکبث وسوسه قدرت طلبی را در دل شما بیدار کنم، اما خوب است که شما هم به فکر ارتقای شغلی باشید.

کار در دیزنی لند
تصویر ذهنی مطلوب آدم ها از یک محیط کاری متفاوت است. شما هم سلیقه خاص خودتان را دارید اما اگر محیط کارتان را نمی پسندید و اگر ارتباط متناسبی با همکاران تان ندارید، ممکن است این مساله منجر به استعفای شما شود. ممکن است شما به دنبال یک محیط کاری پرانرژی و پرجنب و جوش باشید اما از بد روزگار سر از اداره ای در آورده اید که همه در آن چرت می زنند.

ممکن است شما فردی سنتی باشید و همکاران تان متجدد باشند یا برعکس. ممکن است همکاران تان سال ها سابقه دوستی با هم داشته باشند و شما را میان خودشان نپذیرند. ممکن است محیط کار شما پرتنش باشد، ممکن است برخی خصوصیات فرهنگی در محیط کار باشد که شما نمی پسندید (ریاکاری، چاپلوسی، زیرآب زنی و…).

در نهایت شما زمان زیادی از زندگی تان را در کار سپری می کنید و اگر این محیط برای شما دل چسب نیست می تواند یکی از دلایل ترک کردن کار باشد. قرار نیست محیط کار برای من و شما مثل دیزنی لند باشد، اما چه بهتر اگر باشد!

رییس بد
مشهور است که می گویند «افراد شغل شان را ترک نمی کنند بلکه رییس شان را ترک می کنند». به عبارت دیگر داشتن ارتباط خوب با رییس یکی از عوامل مهم ماندن یا نماندن در یک شغل است. ممکن است شما مهندس خوبی باشید، اما اگر رییس تان از شما خوشش نیاید، می تواند طوری با شما رفتار کند که انگار شما یک آدم بی مصرف هستید، کارمندی که هرکاری انجام می دهد پر از ایراد است: «اصلا صبر  کنید ببینم، چه کسی این انگل را استخدام کرده است؟».

 گاهی نیز شما احساس می کنید که رییس تان لیاقت ریاست بر شما را ندارد. اگر شما حس کنید رییس تان آدم بی سواد و بی کفایتی است که فقط به اتکای شانس یا نفوذ پسرخاله اش توانسته موقعیتی بالاتر از شما بیابد، این دیدگاه منفی شما، چه درست باشد و چه نباشد، به تدریج تحمل او را سخت خواهدکرد.

می خواهی خلبان شوی یا لاستیک فروش؟
آدم ها علایق متفاوتی دارند؛ برخی مشاغل فنی را دوست دارند، بعضی کارهای خلاقانه را بیش تر دوست دارند، بعضی افراد دوست دارند در مشاغلی باشند که همراه با تعامل با آدم های دیگر است. اگر علایق تان را درست تشخیص نداده اید یا به اجبار شغلی را برعهده گرفته اید که باب طبع تان نیست، خوب است که درباره تغییر شغل تان فکر کنید.

همه آدم ها از تغییر شرایط واهمه دارند اما خیلی وقت ها این ترس بی اساس است. این نکته طلایی را به خاطر داشته باشید: احتمال این که شما در شغل مورد علاقه تان موفق باشید بیش تر از احتمال موفقیت در شغلی است که آن را از روی اجبار و ترس از بی کاری بی پولی انجام می دهید. پس برای ترک کردن شغلی که به آن علاقه دارید دل و جرات بیش تری به خرج دهید.

امروز چه چیزی یاد گرفتی؟
جایی خواندم که اگر به جایی رسیدید که می توانید تنظیمات شغل تان را روی اتوپایلوت بگذارید و نیمه خواب و نیمه بیدار کارتان را انجام بدهید، بهتر است به تغییر شغل تان فکر کنید. وقتی شما شغل جدید را آغاز می کنید، نکات آموزنده زیادی برای شما دارد، اما پس از مدتی دیگر شما چیز جدیدی یاد نمی گیرید. با تکرار فعالیت ها، ظرایف کار را حفظ شده اید و آن شغل بیش تر از آن، فرصتی برای اعتلای حرفه ای شما نخواهد بود.

به چالش جدید سلام کن
گاهی وقت ها شما خودتان متوجه کم شدن کارایی تان می شوید، گاهی وقت ها نیز همکاران تان یا رییس تان این مساله را می فهمند و به شما اطلاع می دهند. خبر بدی است که شما دیگر مثل گذشته نمی درخشید. دیگر آن روزها که با خلاقیت، نوآوری و تیزبینی کارهایی را انجام می دادید که همه متعجب می شدند، گذشته است. نمره شما در ارزیابی عملکردهایی که انجام می شود پایین می آید، دیگر در جلسات مختلف صحبت از شایستگی های شما نیست و دیگر همکاران تان به شما حسودی نمی کنند. در سراشیبی افتاده اید و کارایی تان در حال کم شدن است.

کاهش کارایی هم می تواند یکی از نشانه هایی باشد که شما به تغییر شغل نیاز دارید. شما به یک چالش جدید نیاز دارید تا دوباره بتوانید توان مندی های خاک گرفته تان را از پستو بیرون بیاورید.

لعنت به صبح شنبه
آیا وقتی صبح از خواب بیدار می شوید زیر لب می گویید «اه، دوباره باید برم سر کار؟» آِیا به دلیل فشار کار و تنش با همکاران دچار سردرد و اسپاسم عضلانی می شوید؟ مصرف سیگارتان زیاد شده؟ آیا مدام درباره شغل تان غر می زنید؟ آیا از این که مریض بشوید و توی خانه بمانید خوشحال می شوید؟ همه این ها علائمی هستند از این که جسم و روح شما در این شغل آزار می بیند.

ممکن است بتوانید با تغییر برخی شرایط دوباره به وضع مناسب برگردید. مثلا برای کاهش فشار کاری چاره ای بیابید، یا همکارتان را که شما را آزار می دهد، سر جایش بنشانید و… اما اگر این شیوه ها موثر نبود و همچنان جسم و روح شما علائم تکرارشونده ای را برای شما فرستادند، بهتر است این علائم را جدی بگیرید.

سلامت شما مهم تر از کار شما است. کار باید به زیباتر شدن زندگی شما کمک کند. نه دوران ما دوران مصر باستان است و نه شما بردگان مامور ساخت اهرام ثلاثه اید. شما لیاقت یک شغل خوب را دارید. شغلی که در آن صبح شنبه و شروع دوباره هفته برای تان کابوس نباشد.

صبر، صبر، صبر
در نهایت باید بگویم اگر تصمیم به استعفا گرفتید، بهتر است سنجیده عمل کنید. ببینید که آیا موقعیت مناسب جایگزینی در اختیار دارید؟ چه قدر به حقوق تان وابسته اید؟ چه قدر پس انداز دارید؟ چه قدر طول می کشد شغل جدیدی بیابید؟ شاید بهتر باشد استعفا دادن را تا پیدا کردن شغل جایگزین عقب بیندازید. شاید بهتر باشد در همان سازمانی که اشتغال دارید واحد کاری تان را عوض کنید. فرمان زندگی تان را به دست خشم نسپارید. شجاع باشید و در عین حال صبور.


برگرفته شده از: چه وقت باید استعفا داد؟    http://iranianpath.com

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ