نوشته‌ها

۱۴دلیل که نشان می دهد چرا احساس خستگی می کنیم؟

بیشتر افراد فکر میکنند به علت خواب ناکافی خسته می شوند و زمانی که احساس خستگی می کنند سریعا با خود مروور می کنند که چقدر شب قبل خوابیده اند؟ اما تمام ماجرا خواب نیست کارهای کوچک بسیاری وجود دارد که انجام دادن یا انجام ندادن آنها می‌تواند سبب خستگی بیشتر و یا کمتر در طول شود.

[highlight]وقتی خسته اید ورزش را کنار نگذارید[/highlight]

وقتی خسته هستیم کمتر نرمش می‌کنیم و فکر می کنیم با کم کردن فعالیت فیزیکی، ته مانده‌ی انرژی خود را ذخیره کرده‌ایم! بر اساس تحقیقی که در دانشگاه جورجیا انجام شده است، نرمش هفتگی فقط در حد سه روز در هفته و هر روز بیست دقیقه، میتواند پس از یک ماه و نیم، احساس خستگی را کمتر کرده و احساس انرژی داشتن را در هر یک از ما ایجاد کند. نرمش منظم با رساندن اکسیژن و مواد غذایی به بافتها، زمینه کاهش خستگی را فراهم می‌کند.

[highlight]به اندازه‌ی کافی آب بنوشید[/highlight]

ما به اندازه‌ی کافی آب نمی‌نوشیم. از دست دادن بخشی از آب بدن، حتی در حد ۲٪، می‌تواند تاثیر محسوس روی سطح خستگی ما داشته باشد (تحقیق آمی گودسن). بر اساس گزارش گودسن، کاهش آب بدن، موجب کاهش حجم خون و افزایش غلظت آن می‌شود که به تبع آن، کارایی قلب در پمپاژ خون کاهش می‌یابد. طبیعی است که در این حالت اکسیژن و مواد غذایی به اندازه‌ی قبل به اندام‌ها و بافت‌ها نمی‌رسند. گودسن در تحقیقات خود پیشنهاد می‌کند هر کس به ازاء هر کیلوگرم وزن خود، در طول روز مناسب است ۳۰ سی سی آب بنوشد. به عبارتی فردی با وزن ۵۰ کیلوگرم، باید یک و نیم لیتر آب در روز بنوشد.

[highlight]آهن بدنتان را آزمایش کنید[/highlight]

گاهی به اندازه‌ی کافی، آهن به بدن ما نمی‌رسد. کمبود آهن میتواند احساس لختی و خستگی، ضعف و عدم تمرکز را ایجاد کند. همچنین کسانی که کمبود آهن دارند، زودتر ممکن است عصبانی شوند. دلیل این امر هم، مانند بسیاری از موارد دیگر، به دلیل کاهش اکسیژنی است که به ماهیچه‌ها و سلول‌ها می‌رسد. طبیعی است که کمبود آهن ممکن است به خاطر رژیم غذایی نامناسب یا به خاطر بیماری‌های مختلف باشد که در حالت دوم، بررسی و نظر پزشک لازم خواهد بود.

[highlight]کمالگرای افراطی نباشید[/highlight]

کمالگرایی میتواند دلیلی برای احساس خستگی دائمی باشد. کسانی که کمالگرا بوده و تلاش می‌کنند هر کاری را به بهترین شیوه قابل تصور انجام دهند (که معمولاً هم امکان‌پذیر نیست) انرژی و وقت بیشتری را صرف کار می‌کنند و این می‌تواند برای آنها خستگی دائمی به همراه داشته باشد. دانشمندان ضمن تاکید بر اهمیت انتخاب هدفهای چالش‌برانگیز، توصیه می‌کنند که اهداف غیرقابل دسترس نداشته باشیم. یکی از راه‌های مناسب، تعیین محدودیت زمانی برای هر کار یا پروژه است. اگر شما روی جزئیات گزارشی که می‌نویسید حساس هستید و بارها آن را مرور می‌کنید، شاید راه مناسب این باشد که با خود بگویید من تحت هر شرایطی، بیشتر از ۲ ساعت برای این گزارش وقت نخواهم گذاشت.

[highlight]از کاه کوه نسازید[/highlight]

نگرانی‌های بیهوده می‌تواند عامل مهمی برای خستگی باشد. اگر هر فریاد مدیرتان، برای شما خطر اخراج را تداعی می‌کند، اگر هر شب منتظر هستید که داعش به ایران حمله می‌کند یا نه، اگر هر روز صبح خیابان را نگاه می‌کنید تا ببینید بالاخره ماشینتان را دزدیدند یا این کار را قرار است در روزهای آتی انجام دهند، اگر هر روز نگران تصادف فرزند خود در مسیر خانه به مدرسه هستید، قطعاً این اضطراب دائمی شما را خسته و فرسوده خواهد کرد. بیرون رفتن از خانه، کمی نرمش کردن، اجتناب از خواندن اخبار حوادث و سوانح (که بر خلاف تصور برخی که آنها را آگاهی بخش می‌دانند، کارکردهای منفی آنها خیلی بیشتر است) و مطرح کردن دغدغه‌ها با سایر دوستان، می‌تواند در کاهش این نگرانی‌ها موثر باشد.

[highlight]صبحانه خوردن را فراموش نکنید[/highlight]

نخوردن صبحانه می‌تواند باعث خستگی شود. بعضی از ما احساس می‌کنیم که شامی که شب خورده‌ایم،‌ ذخیره شده تا انرژی صبح ما را تامین کند. در حالی که غذای شب، انرژی کار کردن قلب و خون‌رسانی به بدن در طول مدت خواب را تامین کرده و صبح هنگام، نیازمند انرژی و سوخت تازه‌ای برای بدن خود هستیم. طبیعی است که هر یک از ما، بر اساس ذائقه خود، نوع متفاوتی از صبحانه را انتخاب می‌کنیم. اما به هر حال، شیر کم چرب، میوه جات و سایر غذاهای سالم، می‌توانند گزینه‌های خوبی برای راه انداختن جدی تری سیستم متابولیسم باشند.

[highlight]غذای سالم بخورید[/highlight]

[highlight]نه گفتن را بیاموزید[/highlight]

[highlight]دفتر کار خود را مرتب نگه دارید[/highlight]

عادتهای کاری نادرست هم می‌توانند منشاء جدی خستگی باشند. دفتر کار شلوغ، قدرت تمرکز و همینطور پردازش اطلاعات را از مغز ما می‌گیرد. کار کردن در روزهای تعطیل، چک کردن ایمیل‌ها در کافی شاپ و زمانی که قرار بوده صرف استراحت شود، پاسخ دادن به تلفن در تمام ساعات شبانه روز، نمونه دیگری از عادات نادرستی هستند که فرصت استراحت را از بدن و مغز می‌گیرند. تغییر ساعت خواب در روزهای تعطیل هم می‌تواند موجب بروز خستگی شود. دیر خوابیدن‌ها و دیر بیدار شدن، عادت زمانی بدن را به هم می‌ریزد و یکی دو روز زمان لازم خواهد بود تا بدن دوباره به ساعات کار هفته عادت کند. قطعاً روزهای تعطیل نیازمند خواب و استراحت هستیم، اما شب‌ بیداری‌های طولانی می‌تواند تاثیر واقعاً نامطلوبی داشته باشد.

[highlight]در تعطیلات کار نکنید[/highlight]

[highlight]به مصرف کافیئن وابسته نشوید[/highlight]

وابستگی بسیار زیاد به کافئین هم می‌تواند تبعات نامطلوبی داشته باشد. استفاده متعادل از کافئین بد نیست. روزانه سه فنجان قهوه، مشکل خاصی در روند زندگی ایجاد نمیکند. اما اگر در تمام مدت روز از کافئین برای حفظ هوشیاری خود استفاده می‌کنید، مجبور خواهید بود هزینه‌های متعددی را به صورت خستگی و بی‌خوابی بپردازید. کافئین، مانع کارکرد درست آدنوزین می‌شود. ماده‌ای که با انباشته شدنش، ما خوابالوده می‌شویم. نیمه عمر قهوه بالاست. حتی قهوه‌ای که شش ساعت قبل از خواب خورده می‌شود، روی کیفیت خواب تاثیر می‌گذارد. مصرف قهوه را در بعد از ظهر هر روز متوقف کنید و اثرات شگفت‌انگیز آن را ببینید.

 

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

 

گفته هایی از انیشتین که ذهنتون رو به صورت شگفت انگیزی باز میکنه.

آلبرت انیشتین. فیزیک دان نظریه پرداز و یکی از ژرف اندیشان قرن بیستم بوده است. او  نظریات نسبیت عمومی و نسبیت خاص رو طراحی و مهندسی کرد و بعد از بردن جایزه نوبل در سال ۱۹۲۱ ، به عنوان یکی از تأثیر گذار ترین اشخاص تاریخ ، شناخته شد.

انیشتین تنها برای ذهن عالی و دست آوردهای علمیش شناخته شده نیست، بلکه به علت تفکر ماورای زمانه اش نیز به شهرت رسیده است، او حتی در سنین پیری  باهوش و فلسفی و در عین حال شوخ طبع بود.

 

 

[highlight]عبارت های زیر منتخبی از سخنان  ارزشمند انیشتین هستند:[/highlight]

 

بنده در هر شرایطی، معتقد هستم که خدا تاس بازی نمی کند. (متعقد نبودن به شانس)

روح های بزرگ همیشه با مخالفت های شدید از سمت ذهن های عادی مواجه شده اند. یک ذهن عادی عاجز است از فهمیدن و درک کردن کسانی  است که به پیش داوری های مرسوم توجه نمی کنند و در عوض با شجاعت و صداقت به بیان عقایدشون می پردازند.

من معتقد هستم که اندیشه‌‌ها، روی بدن انسان، تاثیر گذارند.

تخیل از دانش مهم تر است، دانش محدود است در حالی که تخیل تمام دنیا رو در بر میگرد ، پیشرفت رو شبیه سازی میکند و انقلاب به وجود می آورد.

تخیل، همه چیز است. تخیل، پیش‌بینی جذابیت‌های آینده است.

هیچ دشواری را نمی توان با همان تفکری که به وجود آمده از بین برد؛ باید یاد بگیریم که دیدگاهمان را تغییر دهیم.

سوال کردن را منع نکنیم.

علم بدون دین لنگ است و دین بدون علم کور .

گفتار و پندار، به مراتب مهم‌تر از دانش است.

دو چیز نا محدود هستند، دنیا و حماقت انسان .

کشف اسرار اتم برای من به مراتب آسانتر از درک نهان داشته های یک زن است.

کسی که هرگز دچار اشتباهی نشده، هرگز چیز جدیدی رو در زندگیش تجربه نکرده.

در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد.

دلیل این نیست که من خیلی باهوش هستم، من فقط با مسائل و مشکلات بیشتر وقت صرف می کنم.

هر چه بیشتر می آموزم بیشتر به نادانی خود پی می برم.

صلح با زور حفظ نمی شود و تنها با فهمیدن میتواند به دست بیاید.

ذهن را برای اندیشیدن مورد استفاده قرار دهیم نه برای انبار کردن اطلاعات.

من هرگز به آینده فکر نمی کنم، خودش به زودی فرا خواهد رسید.

فرصت ها در دل مشکلات نهفته اند.

از دیروز یادبگیر، برای امروز زندگی کن و به فردا امید داشته باش.

غیر قابل درک ترین چیز درباره دنیا این است که دنیا قابل درک کردن است.

زندگی هر شخص زمانی شروع می شود که بتواند بیرون از خودش زندگی کند.

حقیقت چیزی است که در سختی آزمون ایستادگی می کند.

زندگی شبیه راندن یک دوچرخه است، برای حفظ تعادل باید حرکت کنی.

جنون این است که یک چیز رو بارها و بارها امتحان کنید و انتظار نتایج متفاوتی رو داشته باشید.

 

[button color=”blue” size=”medium” link=”http://higherperspectives.com/einstein-quotes/” target=”blank” ]higherperspectives.com[/button]

 

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

چانه زدن

چگونه برای بدست آوردن شرایط مطلوب چانه بزنیم ؟

چانه‌زدن یکی از شیوه‌های مرسوم بازار است به قدمت تاریخ و امروزه هم همچنان در اغلب بازارها رسمی معمول و جاافتاده است. اما در برخی از فرهنگ‌ها، مثل بازارهای ایالات‌متحده اغلب مردم برای فرار از حواشی آن اغلب قیمت درج‌شده بر روی برچسب را پذیرفته و چیزی نمی‌گویند. موفقیت همیشه با آن خرده‌فروشی است که آموخته چگونه می‌تواند در این بده و بستان با عرضه‌کننده برنده باشد. با استفاده از این تکنیک‌ها قصد داریم بیاموزیم چگونه با فروشنده برای داشتن بهترین قیمت و شرایط دریافت محصولات چانه‌بزنیم:

۱- آماده باشید

آماده و مطلع بودن بزرگ‌ترین مزیتی است یک‌خرده فروش می‌تواند برای وارد شدن به مذاکره داشته باشد. تا جای امکان در مورد عرضه‌کننده و محصولات وی اطلاعات کسب کنید. قیمت‌های آنها در مقایسه با رقبا چه جایگاهی دارند؟ چه سطحی از خدمات را به مشتریان خود عرضه می‌کنند؟ آماده شدن برای مذاکرات خرید همچنین شامل تعیین اهداف هم می‌شود، اینکه چه چیزی می‌خواهید و حداقل‌های شما چیست؟

۲- همیشه حقیقت را بازگو کنید

تاکتیک‌های فریب و اغفال، از قبیل بلوف زدن یا تحریف، در فرایند مذاکرات خرید ممکن است بیش از منفعت برای شما ایجاد ضرر و زیان کند. دروغ گفتن نه تنها غیراخلاقی است، بلکه مخفی نگاه‌داشتن آن خود نیاز به تکنیک‌ها و روش‌هایی دارد که اجرای آنها بسیار سخت است. در حالیکه صادق هستید، همواره باید توجه داشته باشید قدرت چانه‌زنی خود را از دست ندهید. لزومی به بازگو کردن هر آنچه می‌دانید نیست، اما زمانی که می‌گویید . . . حقیقت را بگویید.

۳- توان بالقوه خود را نشان دهید

اگر برای اولین بار است که با یک فروشنده بالقوه دیدار می‌کنید، احتمال آن وجود دارد که این فروشنده هیچ اطلاعاتی از شرکت شما نداشته باشد. مذاکره را بابیان تاریخچه‌ای از گذشته فعالیت‌های خودتان شروع کنید. هرگونه طرح و برنامه توسعه برای آینده خود را مطرح کنید و اجازه دهید وی بخوبی بداند که چگونه ارتباط تجاری با شما می‌تواند به آنها کمک کند.

۴- از مشوق‌ها هم بپرسید

کل اساس و بنا مذاکره با عرضه‌کنندگان و تولیدکنندگان بر مبنای بدست آوردن بهترین قیمت، شرایط پرداخت، هزینه‌های تبلیغات یا تبلیغات مشترک با وی هست. می‌توانید مذاکره را اشاره به مشوق‌های موجود و ممکن آغاز کنید. از پرسش در مورد چیزی که می‌خواهید ترس و واهمه نداشته باشید.

۵- به رقابت هم اشاره‌کنید

اشاره کردن به رقابت موجود در بازار و همچنین نام بردن از رقبای فروشنده اصلاً چیز بدی نیست، اما نباید هیچ‌گونه اطلاعات محرمانه یا قیمت از طرف دیگر را به طرف مذاکره خود انتقال دهید. خواه این موضوع حقیقی باشد یا تنها درک شما از بازار باشد، هیچ اشکالی از گوشزد کردن قدرت رقیب طرف مذاکره شما در بازار به وی وجود ندارد.

 

۶- یک نقطه عادلانه برای توافق پیدا کنید

دقیقاً همانند خرده‌فروش، فروشنده هم باید برای باقی ماندن در بازار به سودی دست پیدا کند. رابطه با فروشنده بجای یک جنگ و نزاع باید به‌عنوان یک همکاری در نظر گرفته شود. همچنان که بر سر یک پیشنهاد خوب برای کسب‌وکار خود مذاکره می‌کنید، نتیجه را برای عرضه‌کننده هم در نظر داشته باشید.

 

۷- بلندمدت فکر کنید

ایجاد یک رابطه دوسویه مستحکم و قابل‌اعتماد با عرضه‌کننده تنها به نفع کسب‌وکار خرده‌فروشی شماست. فروشندگانی که احساس کنند مشتری آنها وفادار است، ممکن است برای حفظ رابطه بلندمدت مشوق‌های بیشتری را هم مدنظر قرار بدهند.

 

۸- عجله نکنید

هرگز برای خرید از فروشنده عجله نکنید. اگر از فرایند مذاکره راضی نیستید، برای فکر کردن در رابطه با پیشنهاد مطرح‌شده درخواست زمان داشته باشید.

 

۹- همه‌چیز را مکتوب کنید

همچنان که فرایند مذاکره به پایان خود نزدیک می‌شود، توجه داشته باشید که پیشنهاد مطرح‌شده حتما مکتوب شود. به‌هیچ‌وجه هیچ قراردادی را امضاء نکنید، مگر اینکه بطور کامل با صحبت‌های شفاهی مطرح‌شده مطابقت داشته باشند.

 

۱۰- کار نیکو کردن از پر کردن است

همه یک مذاکره‌کننده ذاتی به دنیا نمی‌آیند. فراگیری زمان سخن گفتن، زمان سکوت کردن و زمان خواندن زبان بدن طرف مقابل همه و همه نیاز به زمان و تمرین دارد. هرقدر بیشتر مذاکره کنید و مهارت‌های خود را بهبود ببخشید، نتایج بهتری کسب می‌کنید.


برگرفته شده از: روش هایی برای چانه‌زدن بر سر شرایط     http://ibazaryabi.com

 

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

برخورد با همکاران

چگونه با همکاران خود رفتار کنیم ؟

ارتباطات مؤثر در حال تبدیل شدن به یک «هم افزایی» جدید است؛ یک اصطلاح عام که برای توصیف همه مدل ارتباط کسب و کاری مورد استفاده قرار می گیرد. اما روی لینکدین به هزار نفر غریبه درخواست دادن، از شما یک فرد متبحر در برقراری این نوع ارتباطات نمی سازد، بلکه تنها شما را به یک مزاحمت ناخوشایند و آزاردهنده تبدیل می کند.

ایجاد ارتباطات مؤثر می تواند بسیار مفید باشد. فقط باید این کار را به شیوه ی درستی انجام دهید. آنچه در ادامه خواهید خواند چند راهنمایی کوتاه برای برقراری این نوع ارتباطات به شیوه ای صحیح است.

رفاقت و کار را با هم مخلوط نکنید

این یکی از آن دست مواردی است که وجود حد و مرز در محیط کاری را الزامی می کند. بسیاری از متخصصین کسب و کار قویاً اعتقاد دارند دوستی و کسب و کار آبشان با هم توی یک جوب نمی رود. اصولاً هر وقت پای پول در میان باشد، رفاقت تحت الشعاع قرار خواهد گرفت.

دلیل این امر واضح است. شما بعد از یک طلاق رسمی نمی توانید با شریک زندگی یا کاری خود دوست باقی بمانید. رفاقت و صمیمیت بینهایتی که امروز در فضای کسب و کار وجود دارد می تواند در پی یک مشکل کاری برای همیشه کاملاً از بین برود.

حتی اگر فکر کنید می توانید از پس یک تجربه ی کاری بد بر بیایید و آن را حل کنید (که نمی توانید)، نخواهید توانست اثرات این مشکل را از ذهن خود و طرف کاری تان پاک کنید و این تا ابد در ذهن طرفین باقی خواهد بود.

وقتی روابط شخصی با تصمیم گیری های کاری مخلوط می شوند، ناخواسته جانبداری زیادی را با خود همراه می کنند. این جانبداری می تواند توانایی شما در اتخاذ تصمیمات دشواری که در کسب و کار با آنها روبرو می شوید را مختل کند.

روابط مؤثر، خیابانی دوطرفه هستند

یک روحیه ی ارتباط ساز واقعی، روحیه ای باز و رو به بیرون است. به همین دلیل است که مؤثر ترین شیوه برای برقراری ارتباطات کاری یاری، رساندن به دیگران پیش از انتظار دریافت آن است. هرچه باشد همه ی ما تمایل بیشتری برای باز کردن در به روی کسی داریم که به جای فروش ظروف پلاستیکی، ظرف شیرینی به سمت ما تعارف می کند.

یک راه مناسب برای این کار، پرورش عادت برقراری ارتباط با کسانی است که با ما منافع مشترک دارند. باید آنقدر این کار را انجام دهید که همه شما را به این خصوصیت بشناسند، پس دلسرد نشوید و به این کار ادامه دهید. در نهایت، وقتی کسی نیاز دارد به شخصی با یک کسب و کار مشخص مرتبط شود، اولین نفری که به ذهن می رسد شما خواهید بود.

کسانی که در این کار تبحر دارند می دانند با پیشقدم شدن در پیشنهاد این نوع ارتباطات کاری به دیگران، بیشترین استفاده را از آن خواهند برد. شما هم باید همین کار را بکنید. اگر به اندازه ی کافی پشتکار داشته باشید، بقیه شما را با این خصوصیت به ذهن خواهند سپرد و اولین نفر به شما مراجعه خواهند کرد.

ذهنتان را باز نگه دارید

یکسان رفتار کردن با همه، راه خوبی برای برقراری ارتباطات مؤثر است. موفق ترین کارآفرینان اغلب روحیه ای ستیزه جو دارند که گاهی اوقات به زندگی شخصی شان نیز سرایت می کند. خیلی از کارآفرینانی که امروزه دستشان به دهنشان می رسد و مردم برای ملاقاتشان سر و دست می شکنند، زمانی اوضاع متفاوتی داشته اند. هر کسی می تواند به صورت بالقوه، یک ارتباط کاری بسیار مهم در آینده باشد، حتی کسی که پشت میز ثبت سفارش می نشیند و سفارش غذای مردم را می گیرد. اگر همین شخص، فردا روز تبدیل به مدیر عامل کسب و کاری شود که شما باید با آن قراردادی منعقد کنید، رفتار امروز شما در خاطرش خواهد ماند.

بنابراین ذهنتان را باز نگه دارید، خود را در زندان قضاوتها محصور نکنید و روحیه ی خودمحوری تان را همین امروز کنار بگذارید.


برگرفته شده از: ۳ راهکار برای تقویت ارتباطات مؤثر کاری    http://digiato.com

  http://www.inc.com     Ways to Take Your Networking to the Next Level

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

استیو جابز

چرا کمال‌طلبی می‌تواند بزرگ‌ترین دشمنتان باشد.

هر کسی که خواهان موفقیت است- مثل خود شما- تمام تلاش خود را می‌کند تا دستاوردهای بیش‌تری داشته باشد. اما تلاش شما فقط برای این نیست که خیلی خوب باشید. شما خودتان را به آب و آتش می‌زنید تا بی‌نقص و کامل باشید.

اما شاید واقعاً نباید کمال و بی‌نقصی را هدف خود قرار دهید.

کمال‌طلبی می‌تواند بسیار زیانبار باشد، و به احتمال زیاد به شکست شما در کسب و کارتان می‌انجامد. کمال‌طلبی نوعی از OCD یا اختلال وسواس فکری-عملی است، و به همین دلیل در واقع نوعی بیماری ذهنی قلمداد می‌شود.

[highlight background=”” color=””]مزیت‌های ملموس کمال‌طلبی[/highlight]

پیش از آنکه سراغ عیب‌های کمال‌طلبی برویم، باید اعتراف کنم که این خصلت خالی از حسن هم نیست. رهبران تجاری بزرگی هستند که با آرمان‌های کمال‌طلبانه خود به موفقیت رسیده‌اند.

چون وقتی تمام همّ و غمتان این است که کامل باشید، که البته هرگز نخواهید بود، یعنی همواره در تلاش‌اید تا در کاری که می‌کنید بهتر باشید.

برخی از خلاق‌ترین افرادی که می‌شناسیم کمال‌طلب بوده‌اند. استیو جابز، رهبر فقید اپل، نیز زمانی کمال‌طلبی سفت و سخت بود. توجه بیش از حد او به جزئیات سبب شد که شرکت برای طراحی و تولید نخستین مکینتاش بیش از سه سال زمان صرف کند.

و البته جامعه کمال‌طلبی را ارزش می‌نهد. اما من بر این باورم که برای رسیدن به کیفیت عالی لزوماً نباید کمال‌طلب بود. کسب و کارهایی که به دنبال کیفیت عالی هستند، اما خود را درگیر رسیدن به نتیجه‌ای بی‌عیب و نقص نمی‌کنند، از مزیت‌های بسیاری برخوردارند.

چرا کمال‌طلبی می‌تواند آثاری منفی بر کسب و کارتان داشته باشد؟

واقعیت این است که کمال‌ برای بیش‌تر آدم‌ها هدفی دست‌نیافتنی است. بنابراین، اگر کسی عزم خود را جزم کرده باشد که هیچ چیزی راضی‌اش نکند، مگر این که بی‌نقص باشد، به احتمال بسیار زیاد در هر کاری که می‌خواهد انجام دهد شکست می‌خورد.

این وسواس ممکن است عوارض جانبی پرشماری نیز داشته باشد:

بار روانی سنگین

کمال‌طلبان استانداردهای بی‌نهایت بالایی را برای خود در نظر می‌گیرند. در نتیجه، هیچ وقت، حتی وقتی به موفقیتی دست یافته‌اند، احساس رضایت نمی‌کنند. چون همواره دستاورد بزرگ‌تری وجود دارد که می‌توانستند به آن برسند که نرسیدند. و بیش‌تر کمال‌طلبان، از همان ابتدا از دستیابی به موفقیت بازمی‌مانند، آن هم فقط به خاطر ترس و اضطراب ناشی از اشتباه کردن.

فاصله بین کمال‌طلبی تا وضعیت باخت-باخت کم‌تر از یک تار موست.

استرس زیانبار

یکی از شایع‌ترین انواع کمال‌طلبی، کمال‌طلبی خودمحور است، که در آن فرد استانداردهای بالایی را برای خود تعیین می‌کند. چنین وضعیتی در برخی افراد، مانند مارتا استوارت (Martha Stewart) موجب شکوفایی استعدادهایشان می‌شود. اما بیش‌تر افراد قادر به برآورده کردن انتظارات تحمیلی از سوی خود نیستند، و در نتیجه به استرس شدیدی دچار می‌شوند.

فشار

مشکل دیگری که گریبان کمال‌طلبان را می‌گیرد این است که همواره احساس می‌کنند دیگران از آن‌ها انتظار کامل بودن دارند، و این نیز فشار بی‌اندازه‌ای را بر آنان تحمیل می‌کند. البته این سکه روی دیگری هم دارد و کمال‌طلبان با انتظارهای غیرمنطقی خود فشار زیادی به دیگران می‌آورند. بسیاری از مدیران کمال‌طلب که به جای تشکر بابت دستاوردهای شرکتشان، مدام دیگران را به خاطر کوچک‌ترین اشتباهات سرزنش می‌کنند فرهنگی منفی را در شرکتشان ایجاد می‌کنند و در چشم بر هم‌ زدنی کارکنان بااستعدادشان را فراری می‌دهند. هیچ کس دلش نمی‌خواهد رئیسش یک کمال‌طلب باشد.

هزینه

در این که جابز میراث عظیمی در اپل از خود به جای گذاشت تردیدی نیست. اما میل او به کمال‌طلبی گاهی به‌شدت هزینه‌بر بود.

هدف جابز این بود که اپل هر آن‌چه را که می‌تواند، خودش تولید کند. به جای استفاده از سخت‌افزارهای استاندارد‌ و عمومی سخت‌افزارهای اختصاصی داشت. نرم‌افزارهایش نیز همین طور: اگر می‌خواستید نرم‌افزار اپل را اجرا کنید باید یک کامپیوتر اپل می‌داشتید. و همین سبب شده بود کامپیوترهای اپل قیمت بالاتری به نسبت رقیبان داشته باشند.

[highlight background=”” color=””]اصلی که می‌گوید «کار انجام‌گرفته» بهتر است از «کار بی‌نقص اما نصفه‌کاره» [/highlight]

فرض کنید که باید کار مهمی را به انجام برسانید که تضمین‌کننده موفقیت کسب و کارتان است.

و فرض کنید که برای انجام این کار، دو کارمند دارید.

کارمند ۱ نیرویی کارآمد و توانمند است که کار خود را در حد توانش به بهترین شکل ممکن انجام می‌دهد. اگر کار را به او بسپارید خیالتان تخت است که کار را بدون شک انجام می‌دهد، اما بعید است عملکردی نوآورانه از خود نشان دهد.

از سوی دیگر، کارمند ۲ یک کمال‌طلب وسواسی است که به شما قول می‌دهد کار را در سطحی خارق‌العاده به انجام خواهد رسانید. اما تجربه نشان می‌دهد که او درمورد توانایی‌هایش غلو می‌کند، و تازه اگر کار را به پایان برساند، دو برابر کارمند ۱ زمان خواهد برد.

شما برای انجام این وظیفه‌ مهم کدام یک از این دو کارمند را انتخاب می‌کنید؟


 

برگرفته شده از: Steve Jobs, and Why Perfection Might Be Your Worst Enemy     http://www.inc.com


دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

موانع خلاقیت

موانع خلاقیت چیست؟

 آموزش ناهمسو با کارآفرینی و خلاقیت

بسیاری از افراد به این دلیل که تفکر خلاق دشوار به نظر می آید، از داشتن کارها و وظایف خلاقانه احساس نا خشنودی می کنند. اما ناراحتی آن ها بیشتر از آنجا ناشی می شود که تحصیلات و آموزش ها همگی به جای آنکه تفکر خلاق را بهبود بخشند، به بهبود بخشیدن مهارت های تفکر تحلیلی توجه دارند.

 استفاده از الگوهای قالبی

برای حل یک مساله ریاضی به داشتن دانش ریاضیات نیاز داریم. این موضوع به طور آشکار در تمامی محدوده های دانش، مهارت ها و توانایی هایی که شاید قابل به کارگیری در مسایل و وضعیت های معین باشند، صادق است. با تجربیات زیاد در یک زمینه، این تمایل در ما به وجود می آید که هنگام رویارویی با مساله ای آن را از طریق راه حل های قبلی حل کنیم.

 شتابزدگی در ارزیابی

با آن که ارزیابی ایده ها بخشی از تفکر خلاق هستند، ولی توصیه اکید آن است که تا هنگامی که سلسله ای از ایده های قدرتمند ایجاد نشده اند، باید از ارزیابی ایده ها دوری کرد.

تاکید بر مفروضات قبلی

پیش زمینه ها، آموزش و تجارب ما، مفاهیم قاطع و اصولی را در ما ایجاد می کنند که آن ها را حقیقی می انگاریم. این ها به نوبه خود بر تفکرات و ایده های ما اثر می گذارند و گاهی مانع عرضه ایده های نو و خلاقانه می شوند.

 فشارهای اجتماعی

محدوده ای کلی از این فشارها، در زمان و شرایط متفاوت بر ما تاثیر می گذارند. یکی از آثار بسیار منفی این است که از نادان جلوه کردن در نظر همتایان خود نگران شویم. بدین ترتیب هنجارهای رفتاری و عملکرد گروه های موجود، ممکن است مانع ابراز ایده های خاص یا ایده های زیاد در افراد شود.

چاره جویی های کوتاه مدت

اغلب ما به طور معمول در محیط کاری خود برای کارهای روزمره و جاری و نتایج کوتاه مدت تحت فشار هستیم و مسایلی که بیان می شوند اغلب نیازمند واکنش فوری هستند. در این زمان اگر دقت نکنیم بیشتر اوقات کار خود را صرف کارها و خطاهای کوچک می کنیم و هرگز قادر نخواهیم بود فضای تنفسی لازم را برای تفکر خلاق ایجاد کنیم.

عدم تمایل به تغییر

در بعضی از سازمان ها تمایلی برای تغییر وجود ندارد؛ بلکه اصل بر حفظ وضعیت موجود است. بزرگی می گوید: مادام که احساس کردی احتیاج به پیشرفت نداری، تابوت خود را فراهم کرده ای. این سازمان ها محکوم به فنا هستند و بعد از مدتی از بین خواهند رفت.


برگرفته شده از: موانع خلاقیت چیست؟     http://iranianpath.com


دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

 

هوش هیجانی

آیا راه های افزایش هوش هیجانی تان را می دانید؟

[highlight] ویژگی های هوش هیجانی[/highlight]

[highlight]  خودآگاهی :[/highlight] یعنی فرد نسبت به احساسات خود آگاهی کامل داشته باشد و به خوبی بداند این احساسات چگونه افکار و رفتارش را تحت تاثیر قرار می دهد. شخص خودآگاه نسبت به ضعف ها و نقاط قوت خود به خوبی آگاه است و اعتماد به نفس لازم را دارد.

[highlight] مدیریت خود :[/highlight] مدیریت و کنترل احساسات به صورت مثبت و موثر به گونه ای که فرد را قادر به تغییر شرایط پیرامونش کند.

[highlight]آگاهی اجتماعی : [/highlight]شخصی که آگاهی اجتماعی دارد می تواند نیازها، عواطف و احساسات دیگر افراد را به خوبی درک کند و با افراد و گروه های اجتماعی مشارکت و احساس آرامش کند.

[highlight] مدیریت روابط :[/highlight] نوعی دیگر از هوش هیجانی مدیریت روابط است؛ یعنی فرد می تواند به خوبی ارتباطی را شکل دهد و آن را حفظ کند، به خوبی در مناسبات اجتماعی پیرامونش شرکت کند و از عهده اصلاح و مدیریت چالش های پیرامونش بربیاید.

[highlight]در ادامه راه کارهایی برای تقویت هوش هیجانی ارائه می گردد :[/highlight]

[highlight]همدلی کنید[/highlight]

سعی کنید احساسات دیگران را به خوبی درک کنید. یکی از بهترین راه ها برای تقویت هوش هیجانی، توجه و کنجکاو بودن نسبت به افرادی است که در اطرافتان هستند. تمرین کنید تا بتوانید به احساسات آنها توجه کرده و با درک درست آن، عکس العمل مناسب ارائه دهید.

[highlight] نه گفتن را یاد بیاموزید[/highlight]

افزایش خودکنترلی موجب تقویت هوش هیجانی می شود. نه گفتن یکی از سخت ترین مهارت ها در این راه است و دو بخش دارد . اول باید یادبگیرید که با مهار انگیزه ها و به تعویق انداختن رسیدن به خواسته هایتان، به خودتان نه بگویید. سپس یادبگیرید که چطور به دیگران که از شما تقاضایی دارند که نمی توانید یا نمی خواهید به آن پاسخ دهید، نه بگویید.

[highlight]خاص باشید[/highlight]

برای درک احساساتی که تجربه می کنید، به آنها با روشی خاص توجه کنید. در عوض اینکه بگویید ناراحت هستید، سعی کنید با دید دیگری به احساس خود توجه کنید تا بتوانید آن را به درستی درک کنید. مرتب فقط عنوان های ناامید کننده، افسرده، شکست خورده و… به خودتان ندهید. وقتی درک درستی از احساس تان داشته باشید، برای مدیریت و پاسخ به آن بهتر می توانید تصمیم گرفته و عمل کنید.

[highlight] پذیرای چیزهای جدید باشید[/highlight]

ترس از تغییر مانعی برای هوش هیجانی است. با انعطاف پذیر بودن و پذیرش چیزهای نو و جدید، EQ خود را افزایش دهید. وقتی تغییراتی در شرایط زندگی تان رخ می دهد، از آن فرار نکنید و ایستادگی کنید. آن را بپذیرید و خود را با آن تطبیق دهید.

[highlight] خودتان را خوب بشناسید[/highlight]

سعی کنید شناخت درستی از خودتان پیدا کرده و خود حقیقی تان را کشف کنید. افرادی که هوش هیجانی خوبی دارند، اعتماد به نفس خوبی داشته و در برابر فشارهای مختلف مقاوم هستند، چون به خوبی می توانند احساسات خود را مدیریت کنند. برای تقویت EQ خود، باید اعتماد به نفس تان را بالا ببرید.

اجازه ندهید کسی ارزش های شخصیتی شما را زیر سوال ببرد. وقتی شما آنچه هستید را واقعا دوست دارید، هوش هیجانی تان به میزان بسیار زیادی قوی خواهد شد.

[highlight]اشتباهات و خطاها را جبران کنید[/highlight]

هر کسی اشتباه می کند. چیزی که EQ شما را افزایش می دهد این است که چطور اشتباهات را جبران می کنید. افراطی رفتار نکنید. مجددا به اشتباهات تان فکر نکنید و مرتب آنها را مرور نکنید، چون مانع حرکت شما رو به جلو می شوند. در عوض روی چیزی که از اشتباه و خطایتان یاد گرفتید تمرکز کنید و با این تجربه راه خود را در زندگی ادامه دهید.

[highlight] ببخشید[/highlight]

بخشش یک ابزار اصلی هوش هیجانی است. بسیاری از افراد نمی خواهند دیگران را ببخشند، چون آن را مساوی چشم پوشی از خطای انجام شده و تکرار مجدد آن خطا توسط دیگران می دانند. در حالی که بخشش نوعی یکدلی و راهی برای رهایی از احساسات منفی است. بخشش به معنای شناخت درد و رنجی است که یک فرد دیگر به واسطه کار یا رفتار بدی که با شما داشته است، دارد. شما می توانید این رنج را درک و او را ببخشید. این بخشش باعث می شود بدون داشتن احساس منفی و استرس، در زندگی پیش بروید. بنابراین بخشش هدیه ای برای خود شما نیز است و تکرار آن به تقویت هوش هیجانی تان کمک می کند.

[highlight] از تکنولوژی کمی فاصله بگیرید[/highlight]

بسیاری از ایمیل ها، پیام ها و متن هایی که برای شما فرستاده می شوند، می توانند حال شما را بد کنند. سعی کنید بین زندگی کاری و شخصی تان مرزهایی قرار دهید. تلفن خود را خاموش کنید و از پیاده روی در طبیعت یا صرف غذا با خانواده تان لذت ببرید. شما با این کار به ذهن و بدن تان استراحتی داده اید و فرصتی برای ارتباط بیشتر با دیگران و رشد هوش هیجانی تان یافته اید.

[highlight] از ایده کمال گرایی دست بردارید[/highlight]

همیشه به دنبال وضعیت ایده آل بودن کار درستی نیست. هیچ چیز و هیچ کسی کامل نیست. تاکید زیاد روی چیزی که وجود ندارد، موجب ایجاد سرخوردگی و شکست در افراد می شود. با دست برداشتن از چیزی که نمی توانید درست آن را انجام دهید و تمرکز روی چگونه رشد و پیشرفت کردن در مراحل بعدی، EQ خود را افزایش دهید.

[highlight]تشکر کنید[/highlight]

تحقیقات نشان داده است که قدردانی و تشکر روزانه، تاثیر مثبت زیادی روی زندگی افراد دارد. در کنار این اثرات مثبت، شکرگزاری موجب کاهش اختلالات خواب، بیماری های روانی و روحی، بهبود سلامت جسمی و عملکرد بهتر تحصیلی نیز می شود.

تمرین شکرگزاری یک عادت ساده است. می توانید هر شب در هنگام غذا و یا قبل از خواب این کار را انجام دهید. حتی می توانید شکرگزاری تان را به صورت شعر درآورده و بخوانید تا هم لذت بیشتری ببرید و هم آن را فراموش نکنید.

[highlight]خواب خود را تنظیم کنید[/highlight]

اختلالات خواب اثر منفی بر توان تمرکز، مدیریت احساسات و رفتارهای هیجانی شما دارد. مغز مانند کامپیوتر است که احتیاج به شارژ مجدد دارد. برای کمک به افزایش هوش هیجانی تان، سعی کنید خواب منظمی داشته باشید.

[divider]

برگرفته شده از: راه های افزایش هوش هیجانی تان را می دانید؟    http://iranianpath.com

[divider]

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

روابط عاشقانه

شش دلیل که چرا روابط عاشقانه برای برخی کارآفرینان کابوس است

من در رابطه‌ی بسیار خوبی هستم. پنج سالی می‌شود که من و طرفم با همیم. تا به این لحظه یک بار هم دعوا نکرده‌ایم و خیلی با هم بهمان خوش می‌گذرد. رابطه‌ای که از آن حرف می‌زنم با کسب و کارم است. رابطه‌ام با جنس مخالف اما تا حالا کابوسی بیش نبوده است.

این شد که سراغ پتی استنگر (Patti Stanger) رفتم، تهیه‌کننده و مجری یک برنامه موفق تلویزیونی درباره آشنا شدن خانم‌ها و آقایان با هم. با استنگر که صحبت می‌کردم، او شش دلیل اصلی را در من شناسایی کرد که چرا آشنا شدن با جنس مخالف برای برخی از کارآفرینان تا این اندازه دشوار است.

[highlight]1- برای کارآفرینان کسب و کار در اولویت قرار داد.[/highlight]

وقتی کسب و کار در اولویت نخست قرار گیرد، یعنی بقیه مسائل، از جمله روابط، جایگاه پایین‌تری دارند. من این را دلیل شماره یک مشکلاتم در زمینه آشنا شدن با خانم‌ها می‌دانم. به قول استانگر: «از آن‌جا که کارآفرینان کسب و کار را در اولویت قرار می‌دهند، عشق و عاشقی در اولویت دوم قرار می‌گیرد و این، کاندیدهای احتمالی را فراری می‌دهد.»

[highlight]2- کارآفرینان اغلب برای تجارت به سفر می‌روند.[/highlight]

در نتیجه سفر مداوم برای کسب و کار، دیگر امکانی برای جاگیر شدن و ریشه دوانیدن برای شما وجود ندارد، که لازمه برقراری رابطه عاشقانه است. دوری از کسی که با او در رابطه هستید می‌تواند فاجعه‌آفرین باشد. استنگر می‌گوید: «یک کارآفرین و شریک زندگیش به ندرت در یک زمان با هم در یک مکان هستند. سفر کردن، برخلاف جذابیت ظاهریش، مانع استقرار در یک مکان می‌شود، و همین کاندیدهایی را که به دنبال تشکیل خانواده هستند می‌راند.»

[highlight]3. کارآفرینان معتاد به کارند.[/highlight]

من به شخصه تعداد دفعاتی که به خاطر کار، قراری را کنسل کرده ام از دستم در رفته است. این اتفاق همیشه به دلیل مسائل فوری و فوتی نیست که باید همان لحظه بهشان رسیدگی کرد. قضیه اعتیاد به کار است. استنگر می‌گوید: «هنر معامله اغلب عشق حقیقی کارآفرینان است و همواره به دنبال رسیدن به محصولات و مسیرهای درآمدی جدید برای پیشرفت کسب و کارشان هستند. اغلب قدر روابط خود را نمی‌دانند و این شریک زندگیشان را آزرده خاطر می‌کند و در نهایت به همین دلیل رابطه‌شان از هم می‌پاشد.»

[highlight]4- کارآفرینان به سندروم «معامله هر چه بزرگ‌تر، بهتر» مبتلا هستند.[/highlight]

به قول استنگر: «کارآفرینان مدام در فکر بهتر کردن همه چیز هستند و برای همین مدام تصمیم خود را عوض می‌کنند، و درست در لحظه‌ای که به مرد یا زن مورد نظرشان می‌رسند، این چالش پایان می‌پذیرد. آن وقت به این فکر می‌افتند که شاید بهتر از این مورد هم بتوان پیدا کرد.»

من به شخصه همیشه به این فکر هستم که کارآفرین بهتری باشم و کسب و کارم را بهتر کنم. و این ذهنیت به زندگی عاطفیم هم راه پیدا کرده است. یعنی با هر کسی که وارد رابطه شوم، با خودم فکر می‌کنم شاید مورد بهتری هم بتوانم پیداکنم. و این ذهنیتی احمقانه است و باید رویش کار کنم.

[highlight]5- کارآفرینان با فتح اهداف مرتبط با کسب و کارشان شکوفا می شوند.[/highlight]

این مورد با مورد اول در ارتباط است. وقتی کسب و کارتان اولویت نخستتان باشد، اهداف کاری و فعالیت‌های اجتماعی مرتبط با آن نیز طبیعتاْ در اولویت نخست قرار می‌گیرند.

به گفته استنگر: «برخی از کارآفرینان مدام در تلاش برای رسیدن به جایگاه‌های بالاتر هستند، و این تلاش عشق حقیقیشان است، و نه شریک زندگیشان.»

[highlight]6- کارآفرینان عواطف کاری و شخصی خود را با هم قاطی می‌کنند.[/highlight]

من همین جا اعتراف می‌کنم که حفظ توازن میان زندگی کاری و زندگی عاطفی و تفکیک این دو بسیار دشوار است. وارد کردن عواطف کاری به زندگی شخصی دردسرساز می‌شود.

استنگر می‌گوید: «برخی کارآفرینان  از مهارت ابراز احساس به کسی که دوستش دارند بی‌بهره‌اند. و تا زمانی که آن فرد ویژه را از دست ندهند، قدر این دارایی خود را نمی‌دانند. دلیلش این است که تجارت سرد و بی‌رحم است و نشان دادن عواطف به معنای نشان دادن ضعف است. اگر این ذهنیت به روابطتان هم راه یابد، نتیجه‌اش چیزی جز فاجعه نیست.»

[divider]

برگرفته شده از: www.entrepreneur.com

[divider]

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

شخصیت چیست؟

شخصیت چیست؟

آیا می دانید چگونه می توان توضیح داد چرا افراد مختلف شخصیت های متفاوتی دارند؟ برای مثال داستان زیر را دنبال کنید. صابر و امیر  دوستانی هستند که در کلاس درس کنار هم می نشینند. آنها تقریبا به اندازه هم تلاش کرده و نمرات مشابهی نیز می گیرند. اما وقتی یک روز شنبه صبح معلم اعلام می کند که می خواهد یک آزمون بگیرد، آنها عکس العمل های کاملا متفاوتی را نشان می دهند. صابر نگران و مضطرب می شود، قلب او تند تند می زند و او بلافاصله از اینکه نمره بد این آزمون ممکن است در نمرات نهایی او تاثیر بدی بگذارد، نگران می شود. اما امیر آرام می ماند. او فکر می کند که از آمادگی خوبی نسبت به سایر دانش آموزان کلاس برخوردار است و در این آزمون همانند گذشته موفق خواهد بود.

صابر و امیر در موارد زیادی شبیه هم هستند. آنها همسن بوده ، به یک مدرسه می روند، شرایط خانوادگی و دوستان مشابهی داشته و نمرات خوبی را در مدرسه کسب می کنند. با این حال نسبت به این اتفاق (دادن آزمون)، عکس العمل های متفاوتی را نشان می دهند زیرا شخصیت آنها با هم متفاوت است.

شخصیت مجموعه افکار، احساسات و رفتار فرد را شامل می شود. علم روانشناسی، شخصیت را از زوایای مختلف مورد مطالعه قرار داده است. برای مثال بعضی روانشناسان به دنبال راه هایی برای ارزیابی درست شخصیت بوده اند. آنها همچنین اختلالات شخصیتی یا به عبارتی افکار ، احساسات و رفتارهای پایداری که از انتظارات فرهنگی رایج فاصله گرفته اند، را مورد بررسی قرار می دهند. نگرانی وقتی از حد هنجارهای فرهنگی رایج بیشتر باشد، می تواند اختلال شخصیتی به حساب آید. برخی دیگر از روانشناسان هنوز روی صفات شخصیتی، که روش های معمول تفکر، احساس و رفتار فرد است، مطالعه می کنند.

ما اغلب فکر می کنیم شخصیت بوسیله صفات خاصی تعریف می شود. مثلا  وقتی نگرانی صابر نسبت به آزمون را می بینیم،  ممکن است بگوییم او شخصیتی نگران و مضطرب دارد. وقتی عکس العمل امیر را می بینیم بگوییم او شخصیتی آرام، مطمئن یا راحت دارد. اما این تنها قضاوت ما نسبت به رفتار آنها در یک شرایط خاص است. به غیر از شرایط خاص و ناپایدار که ممکن است برای هر فردی پیش بیاید، صفات شخصیتی افراد معمولا با دوام و پایدار هستند. به همین دلیل روانشناسان بین صفات و حالت ها تمایز قایل اند. صفات پایدار و بادوام و حالت ها ناپایدار و گذرا هستند.

سوال دیگری که روانشناسان مدت ها به دنبال آن بودند این بوده است که چه چیزی باعث ایجاد شخصیت می شود. در حقیقت ریشه های شخصیت ما چه چیزی هستند؟ آیا شخصیت ژنتیکی بوده و از زمان تولد به ما منتقل شده است؟ یا چیزهایی است که ما از والدین و دوستان خود یاد می گیریم؟ همانند برخی موارد مانند هوش، مطالعات نشان می دهد شخصیت نتیجه ترکیبی از دو عامل بالا می باشد.

بحث دیگر اینکه شخصیت افرا منعطف است یا غیر منعطف؟ چگونه؟ آیا شخصیت افراد در طول عمرشان ثابت است یا می توانند در طول زمان آن را تغییر دهند؟ علیرغم مطالعات زیاد صورت گرفته، هنوز جواب کامل و مطمئنی برای این سوالات پیدا نشده است.

به طور خلاصه شخصیت یکی از روش هایی است که افراد تمایل دارند با آن از دیگری متفاوت باشند. ما اغلب شخصیت را بر اساس صفات مختلف یا راه های معمول تفکر، احساس و رفتار در نظر می گیریم. مباحث دیگری در زمینه شخصیت از جمله چگونه شخصیت بهتر می تواند ارزیابی شود، چگونه شخصیت در طول عمر فرد پویا و با دوام است و اینکه ریشه های شخصیت چه هستند، هنوز مورد توجه و بررسی متخصصان و روانشناسان  می باشند.

[divider]

برگرفته شده از: iranianpath.com

[divider]

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

هوش هیجانی

۱۸ علامت برخورداری از هوش هیجانی یا EQ

هوش هیجانی (EQ) چیزی است در وجود تک تک ما که برایمان کمی ناملموس است. اما بر چگونگی مدیریت رفتارها، هدایت پیچیدگی‌های اجتماعی و تصمیم‌گیری‌های شخصی‌مان تأثیرگذار است.

با وجود اهمیت بالای EQ، به واسطه همین ماهیت ناملموسش، بسیار دشوار است که بدانید تا چه اندازه از آن برخوردارید و چگونه می‌توانید آن را افزایش دهید. و از آن‌جا که آزمون‌های باکیفیت و معتبر EQ رایگان نیستند، من اقدام به تحلیل داده‌هایی از یکی از این آزمون‌ها برای شناسایی رفتارهای نشانگر EQ بالا کردم. آن چه در ادامه می‌خوانید، نشانه‌های قطعی EQ بالا هستند.

[highlight]1. از واژگان عاطفی قدرتمندی برخوردارید.[/highlight]

همه انسان‌ها عواطف را تجربه می‌کنند، اما تنها عده انگشت‌شماری هستند که این جور مواقع قادرند این عواطف را با دقت توصیف کنند. افراد دارای EQ بالا می‌توانند عواطفشان را مدیریت کنند، چرا که قادر به درک آن هستند، و برای این کار از واژگان عاطفی گسترده‌ای استفاده می‌کنند. در شرایطی که افراد عادی ممکن است حال خود را صرفاً «بد» توصیف کنند، افراد دارای EQ بالا می‌توانند دقیقاً بگویند که «آزرده‌خاطر» هستند یا «ناامید» یا «مضطرب».

[highlight]2. درباره آدم‌ها کنجکاوید.[/highlight]

افراد دارای هوش هیجانی، خواه درونگرا باشند یا برونگرا، درباره آدم‌هایی که دور و برشان هستند کنجکاوند. این کنجکاوی حاصل احساس همدلی است، یکی از دروازه‌های اصلی رسیدن به EQ بالا. هر چه به دیگران و حال و احوالشان بیش‌تر اهمیت بدهید، کنجکاویتان هم نسبت به آن‌ها بیش‌تر خواهد شد.

[highlight]3. پذیرای تغییر هستید.[/highlight]

افراد دارای هوش هیجانی منعطف‌اند و مدام در حال تطبیق خود با شرایط. آن‌ها می‌دانند که ترس از تغییر فلج‌کننده و خطری جدی برای موفقیت و خوشبختی‌شان است.

[highlight]4. از نقاط قوت و ضعف خود باخبرید.[/highlight]

افراد دارای هوش هیجانی نه تنها عواطف خود را درک می‌کنند، بلکه می‌دانند در چه زمینه‌ای توانمند و در چه زمینه‌ای ضعیف‌اند. همچنین افرادی را که دست روی نقطه ضعفشان می‌گذارند و شرایطی را که باعث موفقیتشان می‌شود می‌شناسند.

[highlight]5. در قضاوت شخصیت آدم‌ها ماهرید.[/highlight]

هوش هیجانی عمدتاً در آگاهی اجتماعی خلاصه می‌شود: توانایی قضاوت دیگران. برای افراد داری هوش هیجانی بالا، آدم‌ها موجوداتی پر از رمز و راز نیستند. آن‌ها قادرند به واقعیت آدم‌ها و انگیزه‌هایشان پی ببرند، حتی آن‌هایی که به قول معروف رو بازی نمی‌کنند.

[highlight]6. آزردنتان کار ساده‌ای نیست.[/highlight]

اگر شناخت خوبی از خودتان داشته باشید، دیگران نمی‌توانند به سادگی با گفتار و رفتارشان شما را برنجانند. افراد دارای هوش هیجانی از اعتماد به نفسی بالا و ذهنی باز برخوردارند، و همین آن‌ها را پوست‌کلفت می‌کند.

[highlight]7. بلدید چه طور (به خود و دیگران) نه بگویید.[/highlight]

هوش هیجانی یعنی بلد بودن خویشتن‌داری. یعنی به تعویق انداختن خشنودیِ لحظه‌ای و خودداری از رفتارهای سرسری. بنا بر یک مطالعه، هر چه گفتن نه برایتان دشوارتر باشد، احتمال دچار شدن به استرس، فرسودگی و حتی افسردگی نیز در شما بیش‌تر است. وقتی زمان نه گفتن است، افراد دارای هوش هیجانی از گفتن عباراتی همچون «فکر نمی‌کنم بتوانم» یا «مطمئن نیستم» خودداری می‌کند.

[highlight]8. دست از سر اشتباهات برمی‌دارید.[/highlight]

افراد دارای هوش هیجانی از اشتباهاتشان فاصله می‌گیرند، اما فراموششان نمی‌کنند. آن‌ها با فاصله گرفتن از اشتباهات، و در عین حال نگه داشتنشان در فاصله‌ای در دسترس، قادرند خود را برای موفقیت‌های آینده به‌روز کنند. و کلید حفظ این تعادل در قابلیت شما برای تبدیل شکست‌ها به اطلاعاتی ارزشمند برای پیشرفت است.

[highlight]9. بی هیچ چشمداشتی می‌دهید.[/highlight]

وقتی کسی چیزی را به میل خود به شما می‌دهد و در عوضِ آن هیچ چشمداشتی ندارد، این کارش تأثیر قدرتمندی به جای می‌گذارد. برای مثال، با یک نفر درباره کتابی حرف می‌زنید، و یک ماه بعد که دوباره او را می‌بینید، کتاب را همراه خود برای او می‌برید. افراد دارای هوش هیجانی قادرند روابطی مستحکم بسازند، چرا که بی‌وقفه به فکر دیگرانند.

[highlight]10. کینه به دل نمی‌گیرید.[/highlight]

کینه‌توزی با خود احساسات منفیِ گریزناپذیری به همراه دارد که در نهایت به استرس می‌انجامد. و بنا بر یک مطالعه، استرس به فشار خون بالا و بیماری‌های قلبی منجر می‌شود. پس کینه به دل گرفتن یعنی استرس و تنش عصبی و بیماری برای خود جمع کردن، و افراد دارای هوش هیجانی به هر قیمتی شده از این اتفاق جلوگیری می‌کنند.

[highlight]11. افراد مسموم‌کننده را خنثی می‌کنید.[/highlight]

سر و کله زدن با افراد بدقلق فرساینده و خسته‌کننده است. افراد دارای EQ بالا تعاملات خود را با افراد مسموم‌کننده به واسطه کنترل احساسات خود مدیریت می‌کنند. وقتی مجبورند با چنین فردی وارد تعامل شوند، به شکلی منطقی با موقعیت برخورد می‌کنند. احساسات خود را شناسایی می‌کنند و اجازه نمی‌دهند خشم یا فرسایش به این آتش دامن زند، و در شرایطی که اوضاع طبق خواستشان پیش نمی‌رود، به قول معروف دندان روی جگر می‌گذارند و نمی‌گذارند آن شخص آن‌ها را از پای درآورد.

[highlight]12. به دنبال کمال نیستید.[/highlight]

افراد دارای هوش هیجانی کمال را هدف خود قرار نمی‌دهند، چون می‌دانند چنین چیزی اصلاً وجود ندارد و بشر ذاتاً دارای نقص است. وقتی کمال را هدف خود قرار می‌دهید، همواره نوعی احساس شکست در شما وجود دارد که شما را به تسلیم شدن وسوسه می‌کند. در عوض، افراد دارای EQ بالا مدام به جلو حرکت می‌کنند و به خاطر آن چه به دست آورده‌اند و آن چه در آینده به دست خواهند آورد هیجان‌زده‌اند.

[highlight]13. قدر آن چه را که دارید می‌دانید.[/highlight]

فکر کردن به داشته‌ها و شکرگزاری بابت آن‌ها خُلق شما را بهبود می‌بخشد، چرا که سطح هورمون کورتیزول را یا همان هورمون استرس را تا ۲۳ درصد کاهش می‌دهد. بنا بر یک مطالعه، افراد شکرگزار از خُلق، انرژی و سلامت جسمانی بهتری برخوردارند.

[highlight]14. ارتباط خود را با اطراف قطع می‌کنید.[/highlight]

قطع ارتباط با اطراف به طور منظم در طول شبانه‌روز یکی از نشانه‌های EQ بالاست،‌ چرا که باعث می‌شود استرس خود را تحت کنترل درآورید و در لحظه زندگی کنید. وقتی هفت روز هفته، بیست و چهار ساعته در دسترس باشید، در واقع دارید خودتان را در معرض رگبار دائمی عاملان استرس قرار می‌دهید. با اجبارِ خود به آفلاین شدن و حتی خاموش کردن تلفن همراهتان! به بدن و ذهنتان استراحت می‌دهید.

[highlight]15. مصرف کافئین خود را محدود می‌کنید.[/highlight]

مصرف بیش از اندازه کافئین باعث انتشار آدرنالین می‌شود، و آدرنالین منشاء پاسخ جنگ و گریز (fight-or-flight) است. این مکانیسمِ طبیعی به منظور رسیدن به پاسخی سریع‌تر برای اطمینان از بقا، مانع از تفکر منطقی می‌شود، که عالی است، به شرطی که مورد حمله خرسی قرار گرفته باشید، نه وقتی دارید به یک ایمیل تند و تیز پاسخ می‌دهید. افراد دارای هوش هیجانی بالا می‌دانند کافئین چیزی جز دردسر نیست و اجازه نمی‌دهند افسارشان را به دست گیرد.

[highlight]16. به اندازه کافی می‌خوابید.[/highlight]

هر چه قدر که از اهمیت خواب برای بالا بردن سطح هوش هیجانی و مدیریت استرس بگوییم کم گفته‌ایم. هنگام خواب، مغزتان به معنای واقعی کلمه شارژ می‌شود، خاطرات روزانه را زیر و رو می‌کند و آن‌ها را ذخیره می‌کند یا دور می‌ریزد تا وقتی بیدار می‌شوید هوشیار باشید و ذهنی خلوت داشته باشید. افراد دارای هوش هیجانی، خوب می‌دانند که خویشتن‌داری، توجه و حافظه خوب همگی محصول خواب کافی هستند.

[highlight]17. جلوی بدگویی درباره خودتان را می‌گیرید.[/highlight]

هر چه بیش‌تر بر افکار منفی تمرکز کنید، بیش‌تر پر و بال می‌گیرند. بیش‌ترِ افکار منفی ما واقعاً‌ فقط افکارند، و نه واقعیت. افراد دارای هوش هیجانی حساب افکار خود را از واقعیت‌ها جدا می‌کنند تا در چرخه منفی‌بافی گرفتار نشوند.

[highlight]18. به هیچ کس اجازه نمی‌دهید مانع از لذتتان شود.[/highlight]

وقتی احساس لذت و رضایتتان ریشه در نظر دیگران داشته باشد، دیگر خود ارباب شادمانی خود نیستید. وقتی یک فرد دارای هوش هیجانی بالا نسبت به کاری که کرده احساس خوبی می‌کند، اجازه نمی‌دهد نظر یا کنایه هیچ کسی آن لذت را از او بگیرد. با این منش، مهم نیست دیگران چه فکری یا چه کاری می‌کنند، چون احساس ارزشمندی شما از درون نشأت می‌گیرد.

[divider]

برگرفته شده از: http://themindunleashed.org/

[divider]

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ