نوشته‌ها

استارتاپ-استارت آپ ویکند - کسب و کار

با استارت آپ ویکند بیشتر آشنا شوید

استارت اپ ویکند چیست؟

استارت آپ ویکند زیر مجموعه ایی از استارت آپ میباشد ولی در یک شرایط متفاوت تر  و دارای زمان بندی محدود که در پایین تعریف دقیقتری از آن آمده است.
استارتاپ ویکند
یک اتفاق آموزشی  است که در سراسر دنیا بر گذار میشود که اصولا آخر هفته‌ها برگزار میشود.در این برنامه شرکت کنندگان با تعداد نه خیلی زیاد نه خیلی کم  همگی در یک محیط  مشترک قرار می‌گیرند و با کمک افراد حرفه ایی که از میان کارآفرینان موفق انتخاب می‌گردند ایده‌ها را به کسب و کار استارت اپی  تبدیل می‌نمایند.
این ایده در سطح جهانی توسط برندهای شرکت های همچون گوگل، مایکروسافت، آمازون و … حمایت تجاری می‌گردد.این ایده  اولین بار  در سال ۲۰۰۷ توسط فردی به نامه آندرو هاید مطرح شد.

 

در مورد استارت آپ ویکند مواردی که در این مقاله به بررسی آن میپردازیم این است که در استارت آپ ویکند به چیز هایی میرسیم و چه چیزهایی به دست میاوریم و چندین نمونه از استارت آپ ویکند موفق جهانی را اورده ایم.

 

در استارتاپ ویکند چه چیزهایی را یاد میگیریم؟

شرکت کنندگان در Event  استارتاپ ویکند کارآفرینی را  تجربه خواهند کرد. یعنی تجربه می کنند که چطور می شود ایده تجاری خود را در زمانی محدود با افراد غریبه در میان بگذارد.

با حضور در رویداد استارتاپ ویکند می توانید این موارد زیر را تجربه کنید.

استارت آپ ویکند، کار آفرینی، اتفاق آموزشی، استارت آپ ویکند چیست؟،ثبت نام استارت آپ ویکند، موفق ترین استار اپها

  • با اطلاعات ارزشمندی در مورد به اشتراک گذاشتن ایده های تجاری خود با دیگران آشنا می شوید.
  • یاد میگیرید که چگونه قبل از ارایه محصول نهایی تان مشتری را جذب خود کنید.
  • مدیریت زمان را  برای استارتاپ خودتان رایاد میگیرید.
  • چگونگی تشکیل یک تیم مناسب برای موفق شدن پروژه تان را در عمل تجربه می کنید.

 

چند نمونه از موفق ترین استارت اپ های ویکند

از میان صدها رویداد استارتاپ ویکند، اصولا  ۳۵ درصد تیم‌ها بعد از رویداد با هم می‌مانند تا به کارشان ادامه دهند. در نهایت رسیدن به جایگاه اول، دوم یا سوم اهمیتی ندارد. بعد نیست با چند مورد از استارت اپ های موفق دنیا آشنا شوید.

 Zapier

از استارتاپ ویکند کلمبیا، این سرویس اپلیکیشن‌های وب را به هم متصل می‌کند تا به راحتی داده‌ها را انتقال دهید و کارهای سخت را آسان سازید.

ایده نو، استارت اپ، اپلیکیشن، اپلیکیشن وب، خدمات ساده، کسب و کار جدید

Rover

از استارتاپ ویکند سیاتل، پیدا کردن پرستار سگ.

 

سایت rover، خدمات پرستاری، پرستاری سگ، نگهداری از سگ،استارت جدید، سیاتل

 

Food spotting

از استارتاپ ویکند سانفرانسیسکو. یک راهنمای بصری برای پیدا کردن غذای خوب و نحوه ی پیدا کردن آن.

 

خدمات غذایی ،استارپ موفق و ناب ، غذای خوب،foodspotting

Zaarly

از استارتاپ ویکند لس‌آنجلس. بهترین سرویس نظافت منزل، کارهای خانه، و چمن زنی در کل کانزاس سیتی و سانفرانسیسکو.

 

سرویس نظافت منزل، کارهای خانه،چمن زنی ، سانفرانسیسکو، استارت آپ، استارت آپ ویکند، موفقترین استارت اپ ها

 

 تاثیر استارت‌آپ ویکند در زندگی مردم

شرکت‌هایی مانند فیس‌بوک، مایکروسافت، اپل، آمازون، یاهو، ، توییتر و همچنین بسیاری از بازی ها  و نرم افزار هایی که  که اکنون کاربردی شده‌اند، زمانی استارت‌آپ بودند. این شرکت‌ها با گذشت زمان  با جذب سرمایه‌گذاری‌های متعدد به یک شرکت بزرگ تبدیل شده‌اند.  در استارت‌آپ ویکند ایده‌های زیادی مطرح می‌شوند اما موضوع مورد اهمیت در آن تنها اجرای ایده های جدید در زمان تعیین شده میباشد میباشد.
در آخر میتوان گفت موفقیت استارت آپ ویکندها قابل پیش بینی نیست، چراکه استارت آپ ها محلی برای شکل گیری ایده ها هستند و این ایده ها ممکن است به برد تبدیل شود یا به شکست تبدیل شوند.

تاسیس شرکت با سرمایه کم

کسب و کار با هزینه کم،سرمایه کم، تاسییس شرکت، تاسیس شرکت با هزینه کم،کسب و کار خانگی

راه اندازی کسب و کار با سرمایه کم ویژگی ها و مزایای زیادی دارد. تعدادی از مشاغل و کسب و کارها هستند که به خیلی زیادی نیاز ندارند و اگر به درستی مدیریت شوند، می توانند درآمدهای بالا و سودهای خوبی را تولید کنند. البته هیچ کدام از این موارد که در ادامه گفته می شود، شما را یک شبه ثروتمند نخواهد کرد اما به شما  بالا و سود مناسب را با کمترین سرمایه گذاری خواهد داد.

راهکارهای  یک کسب و کار جدید با سرمایه کم

راه اول انتخاب یک کسب کار جدید که خودش در ابتدای آشنایی هزینهٔ پایینی به همراه داشته باشد.

مرحله بعدی داشتن اطلاعاتی‌ مختصر راجب برنمی کسب کار خود که چیزی محصول شمارو منحصر به فرد می‌کند و چرا مشتری می‌خواهد آن را بخرد.

حفظ کسب کار روزانه‌ خود در کنار ایجاد کسب کار جدید به منظور بکار بردن درصدی از درآمد خود برای کسب کار جدید.

ایجاد یک نمونه اولیه از محصول یا یک نمونه از خدمات خود.

امکان استفاده از تبلیغات رایگان و بازاریابی.

بسیاری از کسب و کارها با هزینه بسیار کم  را می توان با سرمایه نسبتاً اندکی شروع کرد،  البته اگر هدفمند فکر کنید و از خدمات بیرونی استفاده کنید.

ثبت شرکت با سود بالا، هزینه کم ،کارایی بالا، کار آ فرینی با سرمایه کم

ثبت شرکت با کمترین هزینه،درآمد بالا، درامد کم کارایی بالا

گفته هایی از انیشتین که ذهنتون رو به صورت شگفت انگیزی باز میکنه.

آلبرت انیشتین. فیزیک دان نظریه پرداز و یکی از ژرف اندیشان قرن بیستم بوده است. او  نظریات نسبیت عمومی و نسبیت خاص رو طراحی و مهندسی کرد و بعد از بردن جایزه نوبل در سال ۱۹۲۱ ، به عنوان یکی از تأثیر گذار ترین اشخاص تاریخ ، شناخته شد.

انیشتین تنها برای ذهن عالی و دست آوردهای علمیش شناخته شده نیست، بلکه به علت تفکر ماورای زمانه اش نیز به شهرت رسیده است، او حتی در سنین پیری  باهوش و فلسفی و در عین حال شوخ طبع بود.

 

 

[highlight]عبارت های زیر منتخبی از سخنان  ارزشمند انیشتین هستند:[/highlight]

 

بنده در هر شرایطی، معتقد هستم که خدا تاس بازی نمی کند. (متعقد نبودن به شانس)

روح های بزرگ همیشه با مخالفت های شدید از سمت ذهن های عادی مواجه شده اند. یک ذهن عادی عاجز است از فهمیدن و درک کردن کسانی  است که به پیش داوری های مرسوم توجه نمی کنند و در عوض با شجاعت و صداقت به بیان عقایدشون می پردازند.

من معتقد هستم که اندیشه‌‌ها، روی بدن انسان، تاثیر گذارند.

تخیل از دانش مهم تر است، دانش محدود است در حالی که تخیل تمام دنیا رو در بر میگرد ، پیشرفت رو شبیه سازی میکند و انقلاب به وجود می آورد.

تخیل، همه چیز است. تخیل، پیش‌بینی جذابیت‌های آینده است.

هیچ دشواری را نمی توان با همان تفکری که به وجود آمده از بین برد؛ باید یاد بگیریم که دیدگاهمان را تغییر دهیم.

سوال کردن را منع نکنیم.

علم بدون دین لنگ است و دین بدون علم کور .

گفتار و پندار، به مراتب مهم‌تر از دانش است.

دو چیز نا محدود هستند، دنیا و حماقت انسان .

کشف اسرار اتم برای من به مراتب آسانتر از درک نهان داشته های یک زن است.

کسی که هرگز دچار اشتباهی نشده، هرگز چیز جدیدی رو در زندگیش تجربه نکرده.

در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد.

دلیل این نیست که من خیلی باهوش هستم، من فقط با مسائل و مشکلات بیشتر وقت صرف می کنم.

هر چه بیشتر می آموزم بیشتر به نادانی خود پی می برم.

صلح با زور حفظ نمی شود و تنها با فهمیدن میتواند به دست بیاید.

ذهن را برای اندیشیدن مورد استفاده قرار دهیم نه برای انبار کردن اطلاعات.

من هرگز به آینده فکر نمی کنم، خودش به زودی فرا خواهد رسید.

فرصت ها در دل مشکلات نهفته اند.

از دیروز یادبگیر، برای امروز زندگی کن و به فردا امید داشته باش.

غیر قابل درک ترین چیز درباره دنیا این است که دنیا قابل درک کردن است.

زندگی هر شخص زمانی شروع می شود که بتواند بیرون از خودش زندگی کند.

حقیقت چیزی است که در سختی آزمون ایستادگی می کند.

زندگی شبیه راندن یک دوچرخه است، برای حفظ تعادل باید حرکت کنی.

جنون این است که یک چیز رو بارها و بارها امتحان کنید و انتظار نتایج متفاوتی رو داشته باشید.

 

[button color=”blue” size=”medium” link=”http://higherperspectives.com/einstein-quotes/” target=”blank” ]higherperspectives.com[/button]

 

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

دکتر ظریف

اصول مذاکره را از «دکتر ظریف» یاد بگیرید!

حالا و در قرن بیست و یکم که همه چیز را در دنیای مدرن حرف زدن و گفت‌وگو تعیین می‌کند، تمرکز بر این موضوع بیشتر شده؛ مخصوصا که این روزها مذاکرات ایران و شش کشور قدرتمند دنیا دغدغه ماست، خوب است ما هم با اصول مذاکره آشنا شویم.

اینکه  یک مذاکره به سرانجام برسد به خیلی چیزها بستگی دارد؛ اینکه دو طرف چقدر حرفه‌ای مذاکره کنند و چه اصولی را رعایت کنند و… با ما همراه باشید تا اصول لازم برای یک گفت‌وگوی نتیجه‌بخش را همین‌جا یاد بگیرید.

باید به قانون برد- برد ایمان داشته باشید

بدون شک وقتی پای مذاکره وسط کشیده می‌شود هر دو طرف تلاش می‌کنند از آن برنده بیرون بیایند. ترفند این بازی آن است که هر دو طرف، مذاکره‌کنندگانی قدرتمند بوده و به اصول اخلاقی پایبند باشند. یعنی همان‌قدر که خودشان دوست دارند برنده باشند به موقعیت طرف مقابل نیز توجه نشان داده و تمایل داشته باشند که او نیز به منافع خود در این مذاکره دست پیدا کند.

نظرتان را برای خودتان نگه دارید

هرکدام از ما درباره موضوعات مختلف ازجمله موضوع بحث، نظری داریم اما در قانون گفت‌وگو باید بدانید که از نظرتان چطور استفاده کنید. حتی اگر فکر می‌کنید نظر فوق‌العاده‌ای دارید بهتر است تا زمانی که از شما سوال نشد، درباره این ایده فوق‌العاده سکوت کنید و بیشتر نظر دیگران را بپرسید. شاید بعد از شنیدن حرف‌های طرف مقابل دیگر ایده و نظرتان بکر و خاص به نظر نرسد.

به منافع فکر کنید نه مواضع

منافع در اصل، مسئله را تعریف می‌کنند. مسئله اصلی هر گفت‌وگویی تضاد در نیازها و تمایل طرفین است. اگر بین منافع‌تان سازش ایجاد کنید مواضع متعددی به وجود می‌آید و خواسته‌تان را برآورده می‌کند. اگر بخواهید روی منافع‌تان پافشاری کنید یا تهدید به ترک مذاکره کنید توافقی اتفاق نمی‌افتد. چانه‌زنی روی مواضع حالت کشمکش پیدا می‌کند؛ همان چیزی که شاید همین حالا بین ‌کی‌روش و فدراسیون در جریان باشد. اگر هرکدام از طرفین از طریق اعمال فشار سعی کند دیگری را وادار به تغییر مواضع و تسلیم شدن به نظرهای خود کند، جز رنجش و عصبانیت چیزی عاید طرفین نمی‌شود. ﺧﻮدﺗﺎن را ﺑﺮای رﺳﻴﺪن ﺑﻪ راهﺣﻞ، ﺑﺮاﺳﺎس اﺻﻮل ﻣﺘﻌﻬﺪ ﺑﺪاﻧﻴﺪ ﻧﻪ ﺑﺮاﺳﺎس زور و فشار.

خودتان را جای طرف مقابل بگذارید

ممکن است دیدگاه شما نسبت به طرف مقابل متفاوت باشد و کلا از زاویه‌ای دیگر به موضوع نگاه کنید، بنابراین باید در مذاکره بتوانید خود را به جای طرف مقابل بگذارید و سعی کنید مسئله را از دید او هم ببینید. برای نفوذ روی دیگران باید از طریق انتقال فکر، ببینید دیدگاه‌های آنها چطور است. یادتان باشد این فقط در حد درک است و قرار نیست شما عقاید آنها را قبول کنید.

این کار فقط به شما کمک می‌کند اختلاف‌ها را کمتر کنید و منافع‌تان را روشن‌ شده‌تر پیش ببرید. علاوه بر دیدگاه‌ها باید بتوانید احساس‌های طرف مقابل را هم شناسایی کنید؛ نشانه‌های احساسی مانند خشم، بی‌قراری، ترس و نگرانی را در طرف مقابل علت‌یابی‌ کنید. فراموش نکنید که طرف مقابل شما حتی اگر نماینده سازمان خاصی باشد، مانند خود شما انسان است و مستحق برخوردی انسانی است.

طوری حرف بزنید که بفهمد

یادتان باشد که شما دارید گفت‌وگو می‌کنید و در جلسه محاکمه نیستید و قرار نیست در موضع دفاع و رفع اتهام از خودتان بربیایید. هر دو شما در موقعیتی برابر قرار دارید و فقط حرف زدن است که می‌تواند شما را به یک مسیر مشترک برساند. طوری حرف بزنید که تمام مواضع‌تان برای یکدیگر شفاف باشد. حتی اگر لازم بود حرف طرف مقابل را برای گرفتن توضیح بیشتر قطع کنید و نشان دهید که علاقه‌ دارید متوجه حرف‌های او بشوید، این کار مانند یک میان‌بر برای رسیدن به نقطه توافق است.

مراقب خودتان باشید

ترس از به توافق نرسیدن شاید مجبورتان کند که به شرایط طرف مقابل تن دهید و درنهایت چیزی را قبول کنید که در آن منافع شما کمرنگ است. برای جلوگیری از این کار باید کف خواسته‌های‌تان را مشخص کنید و به هیچ عنوان از آن پایین‌تر نروید. اگر کف خواسته‌های‌تان را مشخص کردید حالا باید ایده‌آل یا همان سقف توافق را هم برای خودتان ترسیم کنید. این استاندارد مانع از یک توافق نامعقول می‌شود و به شما کمک می‌کند از آنچه می‌توانید به دست آورید محروم نشوید. بعد از تعیین کف و سقف باید خودتان را نسبت به توافق نرسیدن آگاه و آماده کنید و برای بعد از آن راهکارهایی در اختیار داشته باشید.

به دروغش اعتنا نکنیداگر طرف مذاکره شما دروغی گفت که شما متوجه آن شدید، بهترین کار این است که آن دروغ را به رویش نیاورید چون طرف شما یا همکارتان است یا دوست یا یکی از اعضای خانواده و شما قرار است رابطه‌تان را با آن فرد ادامه دهید، بنابراین به جای آنکه او را ضایع کنید کمک کنید خطایش را جبران کند؛ در این صورت رابطه قابل ترمیم است. قرار نیست شما مانند دشمن با او برخورد کنید و راه بازگشتی برای او نگذارید. اگر شما دروغ طرف مقابل را با او مطرح کنید او هرگز نخواهد گفت « حواسم نبود که تو متوجه دروغ می‌شوی! دیگر دروغ نمی‌گویم» بلکه حتی ممکن است تلاش کند دروغ پیچیده‌‌تری بگوید.

گزینه‌ها را زیاد کنید

برای مذاکره نباید فقط یک گزینه پیش‌رو داشته باشید، چه وقتی که در حال مذاکره کاری هستید و چه زمانی که به عنوان زن و شوهر با هم صحبت می‌کنید. همیشه تعداد گزینه‌ها می‌تواند مفید و اثربخش باشد و احساس خوبی به طرف مقابل بدهد. حتی می‌توانید از طرف مقابل بخواهید ترجیح‌های خودش را برای‌تان بیان کند. اگر انتخاب‌های شما برای‌تان ارزش برابر دارد از او بخواهید بگوید چه چیزی را ترجیح می‌دهد. به این ترتیب بدون اینکه تصمیمی گرفته شود، می‌توان روی ایده‌هایی که امکان توافق بر سر آنها زیادتر است تمرکز کرد.

تا مطمئن نشده‌اید خبر ندهید

ممکن است مجبور باشید چندین بار درباره یک مسئله با طرف مقابل‌تان مذاکره کنید بنابراین گفت‌وگوهای اولیه را که از قضا مثبت و روشن است به حساب قطعی شدن مذاکره نگذارید و هیجان‌زده همه را خبر نکنید. مثلا اگر قرار است ماشینی بخرید و در گفت‌وگوهای اولیه با فروشنده به توافق اولیه رسیده‌اید قرار نیست هیجان‌زده شوید و درباره تمام گزینه‌هایی که ماشین جدید دارد یا حتی رنگش با دیگران صحبت کنید، چون ممکن است صاحب ماشین به یکباره منصرف شود و به هزار و یک دلیل دیگر نخواهد ماشینش را بفروشد. البته این درباره فردی که سند و مدرک زیادی  از انواع مذاکراتش دارد  اتفاق نمی افتد. اما می‌توان از صحبت‌‌هایی که اساس محکمی ندارند پیشگیری کرد.

بدون قضاوت وارد شوید

بهتر است برای گفت‌وگویی مشخص هر چیزی که درباره طرف گفت‌وگو شنیده‌‌اید را فراموش کنید. این فرد به هر حال در موقعیتی دیگر با شما در حال صحبت است و ممکن است استراتژی که این بار به کار می‌گیرد کاملا حرفه‌ای و بی‌نقص باشد بنابراین اگر با پیش‌داوری وارد شوید، این احتمال وجود دارد که یک توافق ساده و بی‌حاشیه را به یک بحث پرکشمکش بکشید.


برگرفته شده از: اصول مذاکره را از «دکتر ظریف» یاد بگیرید!    http://iranianpath.com

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

فورد ماستنگ

هنری فورد ( ۱۸۶۳ – ۱۹۴۷ )

«اگر یک دلار را برای کاری کنار می گذارید باید یک دلار دیگر برای معرفی و تبلیغات آن آماده داشته باشید»

هنری فورد تولیدکننده بزرگ اتومبیل در سال ۱۸۶۳ در مزرعه خانوادگیشان در میشیگان متولد شد. او از کودکی به کار کردن با ماشینها علاقه داشت. کار در مزرعه و کار در یک فروشگاه ماشین در دیترویت به وی اجازه می‌داد تا تجربیات مختلفی کسب کند. او بعداً کاری پاره وقت را در کمپانی وستینگهاوس انجام داد. تا سال ۱۸۹۶ فورد موفق شده بود اولین گاری بدون اسب خود را بسازد و بفروشد تا بتواند روی مدلی پیشرفته‌تر کار کند.

هنری در سال ۱۹۰۳ کمپانی فورد را با این ادعا بنا نهاد که :«من برای همه یک ماشین می سازم». در اکتبر ۱۹۰۸ او با معرفی مدل T به قیمت ۹۵۰ دلار این کار را انجام داد. در ۱۹ سالی که مدل T ساخته می‌شد قیمتش تا ۲۸۰ دلار پایین آمد و تقریباً ۱۵ میلیون و پانصد هزار دلار فقط در آمریکا فروش کرد. مدل T آغاز عصر ماشینی شدن بود. این اتومبیل در طول عمرش از یک کالای لوکس به یک وسیله حمل و نقل به صرفه برای افراد معمولی تبدیل شد.

فورد انقلابی در تولید ایجاد کرد. او از تکنیکهایی در کارخانه اش استفاده می‌کرد که می‌توانست یک شاسی کامل اتومبیل را در هر ۹۳ دقیقه بسازد. این پیشرفتی بزرگ نسبت به زمان ۷۲۸ دقیقه‌ای قبل از آن بود.در سال ۱۹۱۴ فورد به کارمندانش برای هر روز کار ۵ دلار می‌داد که چیزی نزدیک به دو برابر پولی بود که بقیه تولیدکنندگان آن زمان می دادند. او ساعات کاری را از ۹ ساعت به ۸ ساعت کاهش داد تا ساعات کاری کارخانه را به سه شیفت روزانه تبدیل کند. نوآوریهای فورد او را به شهرت بین الملی رساند.

مدل T به صرفه تولید فورد جامعه آمریکایی را تغییر داد. با افزایش تعداد آمریکاییانی که صاحب اتومبیل می شدند، الگوهای شهرنشینی تغییر کرد. ایالات متحده شاهد افزایش تعداد حاشیه نشینها، ساخت سیستم ملی بزرگراهی و جمعیتی شد که قابلیت رفتن همیشه به هر جا را داشت. فورد در طول زندگی‌اش بسیاری از این تغییرات را شاهد بود و در عین حال خودش در پی شیوه زندگی رویایی خود در دوران جوانی بود.


برگرفته شده از: بر شانه بزرگان: هنری فورد     http://www.businesstrend.ir

 http://inventors.about.com       (Henry Ford (1863-1947

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

روتین روزانه, هنرمندان چگونه کار می کنند

۷ عادت نابغه ها

نوابغ با بقیه ی انسان ها تفاوت دارند. آنها متفاوت می اندیشند و متفاوت عمل می کنند. اما آیا ممکن است عادات مشابهی با هم داشته باشند؟ میسون کری، نویسنده ی کتاب «روتین روزانه: هنرمندان چگونه کار می کنند»، در این کتاب سعی می کند به این سؤال پاسخ دهد. او تلاش می کند در رفتار های فرانتز کافکا، فرانک زاپا و امثال آنها ویژگی های مشترکی بیابد.

شاید زاپا در این میان نگنجد اما کارل مارکس، وودی آلن، پابلو پیکاسو و تویلا تارپ چرا. اندی وارهول و جین آستن نیز همینطور. کری حکایات و داستان های زیادی از نوابغ مورد بحث ارائه می کند. سپس مجله ی کسب و کار هاروارد تلاش می کند تا حد امکان در میان این نوابغ عادات و ویژگی های مشترکی بیابد که قطعاً فهرست جالبی خواهد بود.

۱- نوابغ پیاده روی های طولانی را دوست دارند

نوابغی از این دست همگی به پیاده روی های طولانی علاقه داشته اند. این کار مغزشان را باز می کرده است و یکی از معدود انتخاب های آنان برای تحرک بدنی بوده است. گفته می شود جابز به پیاده روی علاقه داشته است. در مورد زوکربرگ نیز همین را می گویند و احتمالاً دست آخر می توان لا اقل یکی از این دو را نابغه نامید. اما ای کاش برای الگوبرداری در این زمینه چند نمونه ی خوشتیپ تر هم داشتیم.

۲- وقتی روی دور می افتند کار را متوقف می کنند

مطمعناً با خودتان فکر خواهید کرد نوابغ وقتی احساس نابغه بودنشان گل می کند، دوست دارند هرچه بیشتر و بیشتر نبوغشان را بیرون بریزند. اما اینطور نیست. آنها همیشه بخشی از کار خود را برای بعد نگه می دارند، شاید به این دلیل که روز بعد بتوانند دوباره روی دور بیفتند. اما گویا موتزارت در این میان یک استثنا بوده است. ظاهراً او وقتی روی دور می افتاده نمی توانسته جلوی خودش را بگیرد.

۳- از اندازه گیری کار انجام شده ی خود لذت می برند

ظاهراً ارنست همینگوی کلمه ها را می شمرده است. کمتر کسی می تواند حدس بزند با وجود کار با ماشین تحریر، شمارش تک تک کلمات تایپ شده (لابد آن هم با انگشت) تا چه حد می تواند دشوار باشد. با این حال، همینگوی تنها کسی نبوده که دوست داشته دستاورد هایش را بشمارد. آنتونی ترولوپ نیز تا حدودی اینگونه بوده است. احتمالاً شما هم می پرسید خب که چه؟

۴- عاشق محیط کار آرام هستند

این مورد به راحتی به دست نمی آید. مخصوصاً در دنیای امروزی که از همه انتظار می رود همه چیز از جمله اتاق کارشان را به اشتراک بگذارند (بخوانید: ارزانتر تمام می شود). تفکر به خودی خود سخت است. چه برسد به تفکر مثل یک نابغه، که ممکن است به مکان فوق العاده ساکتی نیاز داشته باشد. گراهام گرین ظاهراً ایده ی ساده ای برای این موضوع داشته است: او به هیچ کس نمی گفت دفتر کار مخفی اش کجاست. البته تقریباً منطقی به نظر می رسد؛ چنین سکوت و آرامشی کمک زیادی به آنان می کرده است.

۵- چندان اجتماعی نیستند

خیلی ها معنای اجتماعی بودن را درک نمی کنند و کلیت موضوع برایشان مصنوعی جلوه می کند؛ به ویژه در شهر های بزرگی مثل نیویورک که اجتماعی بودن در آن یعنی برای هر تعداد غریبه که می توانید با صدای بلند در مورد خودتان حرف بزنید. می توانید حدس بزنید این کار چقدر خسته کننده خواهد بود. پیکاسو و شریکش فرنانده اولیویر تنها روزهای یکشنبه بقیه را ملاقات می کرده اند. پروست هم که کلاً خود را از اجتماع کنار کشیده بود. البته اگر فقط کمی از کارهای او را خوانده باشید متوجه خواهید شد که اجتماع می تواند بابت این موضوع شکرگزار باشد. با این حال قابل درک است که زندگیِ انرژی بر اجتماعی می تواند نوابغ را از هدف خود دور کند. وقتی هدفتان این باشد که اجتماع شما را برای همیشه به یاد بسپرد، چرا به خودتان زحمت معاشرت بدهید؟

۶- بی رحمانه مشغله ی روزانه را از کار واقعی جدا می کنند

این مورد تقریباً بدیهی به نظر می رسد. همه ی ما این کار را می کنیم، اما شاید نبوغ زیادی در آن نداشته باشیم. البته در دوران فعالیت نوابغی از این دست، مردم نهایتاً با نامه و پست سر و کار داشته اند و مثل امروز ۲۰ مدل دستگاه الکترونیکی گوناگون از ۲۰ جهت مختلف به ذهن و روح انسان حمله ور نمی شده است. نوابغ آن دوران از بابت پست توئیتری توهین آمیز هر کسی که از مادرش قهر می کرده نگرانی نداشته اند و می توانستند بدون نگرانی، به فوق العاده بودن خود ادامه دهند.

۷- همسر خوبی دارند که تمام ویژگی های عجیب و غریبشان را تحمل می کند

تجربه ی من از زندگی می گوید نوابغ زیادی نداریم که در تنهایی مطلق به فعالیت مشغول بوده باشند. آنها نه تنها برای حفظ مدیریت زندگی خود، بلکه برای داشتن سطح قابل قبولی از تعادل ذهنی، با کسی زندگی می کرده اند که به آنها باور داشته، آنها را درک و از همه مهم تر، تحمل می کرده است. مواقعی که تحمل همسرانشان تمام می شده نیز آنقدر نبوغ داشته اند که همسر پر تحمل دیگری برای خود پیدا کنند. کری در مورد مارتا، همسر زیگموند فروید می گوید: «او لباس های فروید را برایش آماده می کرده، دستمال گردنش را برایش انتخاب می کرده، و حتی روی مسواکش خمیردندان می گذاشته». فروید همان مردی است که ادعا می کرده در مورد ذهن بشر خیلی چیز ها می داند. اما توصیف کری از همسر وی ممکن است باعث شود از آن دست انسان های کنترلگر و خرده فرمایشی به نظر برسد.

در نهایت می توان گفت بسیاری از نوابغ در زمان حیاتشان از نابغه بودن خود اطلاع نداشته اند. آنها برای انجام دادن کاری نوآورانه سخت تلاش می کرده اند. اما چه کسی به آنها لقب نابغه می داده است؟ اغلب مواقع داستان بدین ترتیب است که کمیته ی عجیب و غریبی متشکل از دانشگاهیان و یا رسانه ای ها، پس از مرگ این افراد آنها را نابغه می خوانند.


منابع: ۷ عادت رفتاری نوابغ   http://digiato.com

 http://www.inc.com       The 7 Consistent Routines of Geniuses

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

عادل فردوسی پور

بررسی زبان بدن عادل فردوسی‌پور! مرد موفق دوشنبه ها

راز موفقیت عادل فردوسی‌پور چیست؟

می‌توان گفت عادل فردوسی‌پور  یکی از موفق‌ترین برنامه‌سازان تلویزیون در ۳۰سال است. او در میان افراد تاثیرگذار در ایران به انتخاب مجله معتبر نیوزویک در رده ۱۹ قرار دارد. بعد از نزدیک به ۱۵سال‌، هنوز برنامه‌اش آنقدر جالب هست که مردم هر دوشنبه‌شب پای تلویزیون بنشینند، تا ساعت‌ها بیدار بمانند و میلیون‌ها پیامک -رکوردی دست نیافتنی در تلویزیون ایران- برای عادل و برنامه‌اش ارسال کنند! راز موفقیت عادل فردوسی‌پور چیست؟ زبان بدن او چه حرف‌هایی با بینندگانش می‌زند که این همه گیراست؟ ۹۰ همان عادل است و البته عادل فراتر از ۹۰٫ در این مطلب سیدعلی دربانی، روانشناس روزنامه جام جم ما را با زبان بدن عادل فردوسی‌پور و عوامل موفقیتش در برنامه ۹۰ آشنا می‌کند.

[highlight] صداقت در کلام و رفتار[/highlight]

فردوسی‌پور گزارشگری مسلط به زبان انگلیسی، خلاق، سر به زیر، کم‌حرف، طرفدار انتقاد، نوگرا و فرزند خانواده‌ای اصیل و معتقد به اصول، صادق، رک، بی‌کلک، متفکر، باهوش، شجاع و بااعتماد به نفس است. در تحلیل زبان بدن او نکات بسیار زیادی مشهود است که می‌توان چند نمونه کلیدی را مورد بررسی قرار داد.

[highlight]لبخند‌های خاص و کودکانه[/highlight]

چهره عادل که در اصطلاح انگلیسی کمی baby face است. خنده‌های دلنشین، صحبت سریع، نگاه‌های همراه با خنده و حافظه قوی‌اش ناخودآگاه باعث می‌شود بیننده‌ها او را فردی زیرک و راستگوی برنامه‌ای ورزشی حس کرده و راحت‌تر به او اعتماد کنند. همچنین باعث می‌شود محیط خیلی پرتنش نشود. برای رسیدن به توافقی موفق که به مدت زیادی پایدار بماند راهی وجود ندارد جز اینکه هر دو طرف با هم دوستانه برخورد کرده و خنده را چاشنی کار کنند. البته خنده‌های معنادار او نیز خالی از لطف نیست؛ او گاهی با خنده‌های خاص خود و نگاه یک منتقد، قضاوت را برعهده مردم می‌گذارد و با سکوتی معنادار به بحث‌ها پایان می‌دهد. این یک مهارت جالب و کاملا غیرکلامی است که هنگام صحبت کردن با نگاهی پرسشگر از عوامل حاضر در صحنه و متعاقبش بیننده‌هایش تایید چشمی می‌گیرد.

[highlight]مردی با گارد باز[/highlight]

کمتر می‌بینید فردوسی پور دست به سینه نشسته باشد و معمولا گارد او باز است. وقتی در حال مذاکره هستید مطمئن باشید که دستان‌تان اعتمادبه‌نفس و ثبات را مخابره می‌کند. بی‌قراری یا قفل کردن دست‌ها به هم، نشان می‌دهد که شما عصبی هستید. طرف مقابل ممکن است از این نکته استفاده کند. وقتی می‌خواهید با اعتماد به نفس نکته‌ای را بگویید، سعی کنید دستان‌تان را کمی زیر سینه خود قرار داده و انگشتان‌تان را به هم نزدیک کنید. کمتر می بینید عادل دست به سینه حرف زده یا شل و وارفته یا با ترس و تردید حرف بزند.

[highlight]به من اعتماد کن[/highlight]

تکان دادن سر به علامت تایید. او حتی وقتی درگیر بحث انتقادی یا مخالفت شدید با طرف مقابل است، سرش را تکان داده و تماس چشمی‌اش را با طرف مقابل حفظ می‌کند. انجام این کار در مذاکرات تنش را از بین برده و حتی حین بحث‌های شدید باعث همگرایی می‌شود.

فردوسی پور هم فردی موفق است و هم محبوب و علت اینکه او توانسته هر ۲ این ویژگی‌ها را داشته باشد، عواملی مثل صداقت در کار، راحتی در بیان کلام و بی‌استرس بودن، جسارت و اعتماد به نفس و عزت نفس بالا، خلاقیت و تفکرات چند بعدی اوست که البته تمام اینها در کنار هم شکل نمی‌گیرند، مگر در یک خانواده خوب. از دیگر عوامل موفقیت او عشق به کار و پشتکارش است. فردوسی پور در بیشتر برنامه‌هایش آنچنان با ذوق و لذت‌کار می‌کند که بیننده ناخودآگاه به پیگیری برنامه‌هایش تشویق می‌شود. وقتی فردی از کارش لذت ببرد، تمام توانش را در بهبود و پیشرفت به کار می‌گیرد.

[highlight]حرکات زیاد و تند صحبت کردن[/highlight]

گاهی حرکات زیاد و تند حرف زدن عادل روی صندلی بیننده را عصبی می‌کند. بهتر است، حین مذاکره بی‌قرار نباشیم البته در مقاله‌های متفاوتی از او خوانده‌ایم که روی تند صحبت کردنش کار کرده و سعی می‌کند آرام‌تر و ریلکس‌تر روی صندلی باشد. هر نشانه‌ای که شما را عصبی یا مضطرب نشان دهد، می‌تواند برای شما پرچم قرمز باشد. تکان دادن پاها و گاه خط خطی کردن‌های کاغذ به شکل افراطی نشان از استرس یا خشم نیز هست. به یاد داشته باشیم ما می‌خواهیم در مقابل طرف مذاکره‌مان آرام و با اعتماد به نفس به نظر برسیم.

[highlight]کف دستان فردوسی پور[/highlight]

شاید یکی از نکات مهم در زبان بدن که فردوسی پور را فردوسی پور جلوه می‌دهد، همین نشان دادن کف دست او باشد! بعضی وقتها از فردی انتقاد کرده و فرد شروع به دفاع از خود می‌کند یا شروع به کوبیدن او می‌کند، فردوسی پور کف دست‌های خود را به سمت دوربین نشان می‌دهد. کف دستان او رو به بالا بوده و انگشتان معمولا کشیده‌اند؛ این حالت دست، نشان‌دهنده صداقت و علاقه به دیگران است. این یک حرکت پذیرا و استقبال‌کننده از شما و نظرهای شماست. نشان دادن کف دست همچنین علامتی است که شما را برای دیگری حساس‌تر می‌کند. در طرف مقابل، فردی که پشت دستش را نشان می‌دهد، معمولا پذیرا و گشاده‌رو نیست و ارتباطات خوبی ندارد! کمتر می‌بینیم فردوسی پور پشت دستش را به کسی نشان بدهد.

[highlight]با سواد و هم خلاق[/highlight]

از دیگر ویژگی های او استفاده از ترکیب دانش و مهارت و خلاقیت است. این سه عامل در کنار هم هرکس را می‌تواند به یک فرد موفق تبدیل کند. حرف از خلاقیت فردوسی پور شد، باید به این هم اشاره کنیم؛ از خصوصیات یک آدم خلاق چند بعدی بودن اوست.

از نقاط قوت دیگر او پذیرش و توان معذرت‌خواهی‌اش است. یکی از خصوصیات افراد موفق این است که توانایی پذیرش اشتباه را داشته باشند و معذرت‌خواهی کنند. با اینکه فردوسی پور در جایگاهی است که دستش برای انتقاد باز است ولی هرگاه اشتباه می‌کند یا حس می‌کند کسی را ناراحت کرده از او معذرت‌خواهی می‌کند که نشان از شعور، شکیبایی و فروتنی او دارد. و نکته آخر که در زندگی تمام افراد موفق جهان دیده می‌شود اینکه کسانی بوده‌اند که از موفقیت‌های اولیه خود پله‌ای ساختند برای پیشرفت.

[highlight]تکیه بر صندلی قدرت[/highlight]

خیلی راحت و ریلکس بر صندلی‌اش تکیه می‌زند. از نکات جالب فردوسی پور نحوه ریلکس نشستن او روی صندلی است. مذاکره می‌تواند تنش‌زا باشد، فردوسی پور این زبان بدن را با نرم و دوستانه صحبت کردن تکمیل می‌کند. این به ساختن اعتماد بین دو طرف کمک کرده و به مذاکرات موثرتر می‌انجامد. فردوسی‌پور با تکیه دادن راحت در صندلی‌اش این موضوع را ناخودآگاه القا می‌کند که در برنامه من، دروغ ممنوع است، پس صادق باش. او با این پیام، اعتماد به نفس خود را به رخ بیننده‌های تلویزیونی و فرد مقابل می‌کشاند.

[divider]

برگرفته شده از: جام جم آنلاین    http://sima.jamejamonline.ir

[divider]

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

احساس خستگی

چرا احساس خستگی می کنیم؟

[highlight]نه گفتن را بیاموزید[/highlight]

راضی نگهداشتن مردم در بیشتر مواقع به بهای از دست دادن انرژی و خوشحالی شما تمام می شود. بدتر از آن، این اتفاق شما را در طول زمان آزرده خاطر و فردی خشمگین می کند. بنابر این اگر فردی در خواست نامعقولی از شما دارد مثلا رئیستان از شما بخواهد در روزهای تعطیل هم کار کنید شما مجبور به موافقت با درخواستش نیستید. با خودتان نه گفتن با صدای رسا را تمرین کنید، به گفته سوزان آلبرز اینکه شما با صدای بلند در خلوتتان نه گفتن را تمرین کنید به شما کمک می کند در شرایط واقعی هم بتوانید نه بگویید.

[highlight]دفتر کار خود را مرتب نگه دارید[/highlight]

عادتهای کاری نادرست هم می‌توانند منشاء جدی خستگی باشند. دفتر کار شلوغ، قدرت تمرکز و همینطور پردازش اطلاعات را از مغز ما می‌گیرد. کار کردن در روزهای تعطیل، چک کردن ایمیل‌ها در کافی شاپ و زمانی که قرار بوده صرف استراحت شود، پاسخ دادن به تلفن در تمام ساعات شبانه روز، نمونه دیگری از عادات نادرستی هستند که فرصت استراحت را از بدن و مغز می‌گیرند. تغییر ساعت خواب در روزهای تعطیل هم می‌تواند موجب بروز خستگی شود. دیر خوابیدن‌ها و دیر بیدار شدن، عادت زمانی بدن را به هم می‌ریزد و یکی دو روز زمان لازم خواهد بود تا بدن دوباره به ساعات کار هفته عادت کند. قطعاً روزهای تعطیل نیازمند خواب و استراحت هستیم، اما شب‌ بیداری‌های طولانی می‌تواند تاثیر واقعاً نامطلوبی داشته باشد.

[highlight]در تعطیلات کار نکنید[/highlight]

بررسی کردن ایمیل هایتان در حالی که شما در حال استراحت و تعطیلات هستید شما را در معرض فرسودگی شغلی قرار می دهد. زمانی که شما به خودتان اجازه می دهید که کاملا از فکر کار جدا شوید، ذهن و بدنتان دوباره جوان می شود و با انرژی بیشتر به محل کار خود بر می گردید.

زمانی که استراحت کوتاهی می کنید، بعد از برگشت به کار مولد تر موثر تر و خلاقتر خواهید بود.

[highlight]به مصرف کافیئن وابسته نشوید[/highlight]

وابستگی بسیار زیاد به کافئین هم می‌تواند تبعات نامطلوبی داشته باشد. استفاده متعادل از کافئین بد نیست. روزانه سه فنجان قهوه، مشکل خاصی در روند زندگی ایجاد نمیکند. اما اگر در تمام مدت روز از کافئین برای حفظ هوشیاری خود استفاده می‌کنید، مجبور خواهید بود هزینه‌های متعددی را به صورت خستگی و بی‌خوابی بپردازید. کافئین، مانع کارکرد درست آدنوزین می‌شود. ماده‌ای که با انباشته شدنش، ما خوابالوده می‌شویم. نیمه عمر قهوه بالاست. حتی قهوه‌ای که شش ساعت قبل از خواب خورده می‌شود، روی کیفیت خواب تاثیر می‌گذارد. مصرف قهوه را در بعد از ظهر هر روز متوقف کنید و اثرات شگفت‌انگیز آن را ببینید.

[divider]

برگرفته شده از: Reasons You’re Tired All the Time

 دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

بیل گیتس

۵ درسی که بیل گیتس به ما می‌آموزد

[highlight]1. دنیا را عوض کن، وگرنه برو خانه[/highlight]

این جمله که گفتنش بسیار راحت‌تر از عمل کردن به آن است، به سرتاسر دیوارهای مراکز مایکروسافت چسبانده شده است. همین یک عبارت ساده نشانگر روش زندگی بیل گیتس است. آقای گیتس یک بار گفت: «بزرگ‌ترین پیشرفت‌های بشر نه در اکتشافات، بلکه در چگونگی بکارگیری آن اکتشافات برای کاستن از بی‌عدالتی است.»

[highlight]2. اولین ردپا را شما به جای بگذارید.[/highlight]

گاهی مسیر درست آن قدرها هم مشخص نیست. گاهی چنین مسیری اصلاً وجود ندارد. وقتی کسی را ندارید تا از او پیروی کنید، گاهی مجبورید خودتان دست به ایجاد مسیری بزنید، و از این کار نترسید. بیل گیتس بر این باور بود که آینده از آنِ کامپیوترهای رومیزی (desktop PC) است و هر خانه‌ای باید یکی داشته باشد. و البته حق با او بود و جسارت ایجاد مسیری مختص به خود را داشت.

[highlight]3. سرعت عمل داشته باشید.[/highlight]

دنیای فنآوری با سرعتی سرسام‌آور در حرکت است و بازارها بی‌وقفه در حال تغییرند. گاهی در کسب و کار، وقتی متوجه می‌شوید که در دردسر افتاده‌اید، دیگر خیلی دیر است. توصیه بیل گیتس به شما این است که بی‌توقف و وحشت‌زده بدوید تا بتوانید یک سر و گردن بالاتر از بقیه قرار بگیرید. تنها وحشت‌زده‌ها هستند که دوام می‌آورند.

[highlight]4. مجری باشید.[/highlight]

باید اجرا کنید. مردم فکر می‌کنند در حوزه تولید app، همین که ایده‌ای داشته باشد یعنی برگ برنده دست آن‌هاست. اما اشتباه می‌کنند. دنیا پر است از آدم‌های ایده‌پرداز، اما تنها تعداد اندکی هستند که مهارت و انگیزه مورد نیاز برای اجرای مؤثر یک ایده را دارند. همین ویژگی است که افراد موفق را از توده جمعیت متمایز می‌کند.

[highlight]5. از مشتریان ناراضی درس بگیرید.[/highlight]

مشتریان راضی خیلی خوبند. اما هنگام اجرای یک عملیات کسب و کار از نقاط ضعف است که بیش‌تر درس می‌گیرید. مشتریان ناراضی، مفت و مجانی، به شما کمک می‌کنند نقاط فشار را در کسب و کارتان شناسایی و اصلاحشان کنید. به همه مشتریانتان گوش دهید. بازخورد مثبت عالی است، اما پشتیانی از مشتریان ناراضی و تبدیل شرایط منفی به فرصت‌های تجاری مثبت ارزشمندتر است.

ناراضی‌ترین مشتریانتان، بهترین منابع یادگیری برای شما هستند.

[divider]

برگرفته شده از: waracle.ne

[divider]

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

عامل انگیزش

آیا می‌خواهید عامل انگیزش خود یا دیگران را پیدا کنید؟

می‌خواهید عامل انگیزش خود یا دیگران را پیدا کنید: از این چهار دسته‌بندی افراد غافل نشوید.

تا به حال برایتان پیش آمده از پرسش‌های بی‌وقفه یکی از همکارانتان درباره این که تیم مشغول چه کاری است، و این که آیا می‌توان کارها را به شکلی کارآمدتر انجام داد به ستوه آمده‌ باشید؟ یا از بی‌توجهی یکی از همکارانتان نسبت به این پرسش‌های حیاتی خسته شده باشبد؟

آیا تا به حال با کسی همکار بوده‌اید که کارهای محول‌شده به خود را در مهلت تعیین‌شده انجام می‌دهد، اما بنا به دلایلی، قادر نیست به اهدافی که خودش برای خودش تعیین کرده برسد؟ یا شاید اصلاً این‌ها توصیف خود شما باشد؟

پرسش اصلی این است: پاسخ شما به انتظارات چگونه است؟

بنا بر مشاهداتم، دریافته‌ام که افراد از نظر واکنش در برابر انتظارات در یکی از این چهار گروه می‌گنجند:

ما همه با دو نوع انتظار روبه‌رو هستیم:

انتظارات بیرونی: مثل انجام پروژه‌ای در مهلت تعیین‌شده، رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی

انتظارات درونی: مثل هله هوله نخوردن، شروع ورزش

[highlight]متعهد‌های تمام‌عیار [/highlight] هم انتظارات بیرونی و هم درونی را تمام و کمال برآورده می‌کنند. آن‌ها مدیریت خوبی بر خودشان دارند و مشکلی با پایبندی به تعهدات، ماندن سر حرفشان یا رعایت مهلتی که برایشان‌ تعیین‌ کرده‌اند ندارند. (در واقع، بیش‌تر وقت‌ها زودتر از موعد تعیین‌شده کار خود را تحویل می‌دهند). آن‌‌ها واقعاً دوست دارند که انتظارات را درک و به آن‌ها عمل کنند،‌ از جمله انتظارات خودشان از خودشان.

با این حال، متعهدهای همه‌تمام‌عیار جانبه در موقعیت‌هایی که انتظارات روشن نیست به زحمت می‌افتند. ممکن است این احساس به آن‌ها دست بدهد که مجبور به تعهد به انتظارات‌اند، حتی آن‌هایی که بیهوده‌اند. و وقتی قرار بر شکستن قوانین باشد، حتی قوانین غیرضروری، معذب می‌شوند.

[highlight]پرسشگران[/highlight] همواره تمامی انتظارات را زیر سؤال می‌برند،‌ و تنها به انتظاراتی پایبندند که آن‌ها را موجه بدانند. عامل انگیزش آن‌ها دلیل،‌ منطق و عدالت است. آن‌ها خودشان تصمیم می‌گیرند که آیا انجام یک اقدام فکر خوبی است یا نه،‌ و دربرابر هر آن چه قراردادی باشد مقاومت می‌کنند. در اصل، آن‌ها تمامی انتظارات را به انتظارات درونی تبدیل می‌کنند.

اما، اشتیاق سیری‌ناپذیر پرسشگران نسبت به آگاهی از دلیل هر امری می‌تواند اعصاب‌خرد‌کن شود. گاهی خود پرسشگران هم آرزو می‌کنند که کاش می‌توانستند انتظارات را بدون این همه چون و چرا بپذیرند.

[highlight]متعهدهای بیرونی [/highlight]مشکلی با انتظارات بیرونی ندارند، اما برای پایبندی به انتظارات درونی به قول معروف جان می‌کنند. از آن‌جا که در پایبندی به خواسته‌ها و تعهدهای بیرونی موی لای درز عملکردشان نمی‌رود، در جایگاه همکار، عضوی از خانواده و دوست حرف ندارند.

روی دیگران را زمین نمی‌اندازند، اما روی خودشان را چرا. و چون الزام‌کنندگان دربرابر انتظارات درونی مقاومت می‌کنند، ایجاد انگیزه در خودشان، مثلاً برای کار روی رساله دکترایشان، برایشان دشوار است.

[highlight]شورشی‌ها[/highlight] در برابر تمامی انتظارات مقاومت می‌کنند، چه بیرونی و چه درونی. آن‌ها ترجیح می‌دهند با میل خودشان و با آزادی کاری را انجام دهند. در برابر کنترل، و حتی خود-کنترلی، مقاومت می‌کنند، و از دست انداختن قوانین و انتظارات لذت می‌برند. شورشی‌ها در جهت اهداف خود و با روش خود حرکت می‌کنند، و با این که ا انجام کاری که از آن‌ها «انتظار می‌رود» سر باز می‌زنند، می‌توانند به اهداف خود برسند. اهمیتی نمی‌دهد که «بقیه رویت حساب کرده‌اند»، «تو قول دادی»، «این خلاف قانون است» یا «این کار بی‌ادبی است». در واقع، شورشی‌ها منتظرند تا به آن‌ها بگویی که چه کار کنند تا دقیقاً برعکسش را انجام دهند.

شورشی‌ها گاهی خودشان را هم خسته می‌کنند، چون نمی‌توانند حتی به خودشان بگویند که چه کار کنند.

و اما هدف از توصیف این دسته‌بندی‌ها و یافتن دسته خودمان و دیگران چیست؟

درست است که این خصلت‌ها در ما نهادینه شده‌اند، اما با تجربه و دانش بیش‌تر، می‌توانیم در جنبه‌های منفی‌شان ایجاد توازن کنیم. مثلاً‌ منِ متعهد تمام‌عیار، یاد گرفته‌ام که در برابر تمایل ناخودآگاهم به انجام انتظارات مقاومت کنم، و از خود بپرسم: «اصلاً‌ برای چی قبول می‌کنم که این کار را انجام بدهم؟»

یا یک پرسشگر ممکن است برای یک متعهد بیرونی دلایلی را برای انجام کاری ردیف کند،‌ حال آن که این استدلال‌های منطقی در نظر فرد متعهد بیرونی به اندازه خودِ مسئولیت‌پذیری خارجی اهمیتی ندارد. و یا با گفتن این جمله که «این قانون است و باید از آن پیروی کن» به یک شورشی، ممکن است او را به شکستن بیش‌تر قانون ترغیب کنید.

و در آخر، شادترین و موفق‌ترین افراد کسی است که راه‌هایی را برای بکارگیری از خصلت خود به سود خود، و البته راه‌هایی برای در هم شکستن محدودیت‌های خود، یافته است. با شناخت بهتر خودمان و دیگران، به خودمان برای خلق زندگی شادتر،‌ سلامت‌تر و سازنده‌تر کمک می‌کنیم.

[divider]

منبع: hbr.org

[divider]

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ