نوشته‌ها

۱۴دلیل که نشان می دهد چرا احساس خستگی می کنیم؟

بیشتر افراد فکر میکنند به علت خواب ناکافی خسته می شوند و زمانی که احساس خستگی می کنند سریعا با خود مروور می کنند که چقدر شب قبل خوابیده اند؟ اما تمام ماجرا خواب نیست کارهای کوچک بسیاری وجود دارد که انجام دادن یا انجام ندادن آنها می‌تواند سبب خستگی بیشتر و یا کمتر در طول شود.

[highlight]وقتی خسته اید ورزش را کنار نگذارید[/highlight]

وقتی خسته هستیم کمتر نرمش می‌کنیم و فکر می کنیم با کم کردن فعالیت فیزیکی، ته مانده‌ی انرژی خود را ذخیره کرده‌ایم! بر اساس تحقیقی که در دانشگاه جورجیا انجام شده است، نرمش هفتگی فقط در حد سه روز در هفته و هر روز بیست دقیقه، میتواند پس از یک ماه و نیم، احساس خستگی را کمتر کرده و احساس انرژی داشتن را در هر یک از ما ایجاد کند. نرمش منظم با رساندن اکسیژن و مواد غذایی به بافتها، زمینه کاهش خستگی را فراهم می‌کند.

[highlight]به اندازه‌ی کافی آب بنوشید[/highlight]

ما به اندازه‌ی کافی آب نمی‌نوشیم. از دست دادن بخشی از آب بدن، حتی در حد ۲٪، می‌تواند تاثیر محسوس روی سطح خستگی ما داشته باشد (تحقیق آمی گودسن). بر اساس گزارش گودسن، کاهش آب بدن، موجب کاهش حجم خون و افزایش غلظت آن می‌شود که به تبع آن، کارایی قلب در پمپاژ خون کاهش می‌یابد. طبیعی است که در این حالت اکسیژن و مواد غذایی به اندازه‌ی قبل به اندام‌ها و بافت‌ها نمی‌رسند. گودسن در تحقیقات خود پیشنهاد می‌کند هر کس به ازاء هر کیلوگرم وزن خود، در طول روز مناسب است ۳۰ سی سی آب بنوشد. به عبارتی فردی با وزن ۵۰ کیلوگرم، باید یک و نیم لیتر آب در روز بنوشد.

[highlight]آهن بدنتان را آزمایش کنید[/highlight]

گاهی به اندازه‌ی کافی، آهن به بدن ما نمی‌رسد. کمبود آهن میتواند احساس لختی و خستگی، ضعف و عدم تمرکز را ایجاد کند. همچنین کسانی که کمبود آهن دارند، زودتر ممکن است عصبانی شوند. دلیل این امر هم، مانند بسیاری از موارد دیگر، به دلیل کاهش اکسیژنی است که به ماهیچه‌ها و سلول‌ها می‌رسد. طبیعی است که کمبود آهن ممکن است به خاطر رژیم غذایی نامناسب یا به خاطر بیماری‌های مختلف باشد که در حالت دوم، بررسی و نظر پزشک لازم خواهد بود.

[highlight]کمالگرای افراطی نباشید[/highlight]

کمالگرایی میتواند دلیلی برای احساس خستگی دائمی باشد. کسانی که کمالگرا بوده و تلاش می‌کنند هر کاری را به بهترین شیوه قابل تصور انجام دهند (که معمولاً هم امکان‌پذیر نیست) انرژی و وقت بیشتری را صرف کار می‌کنند و این می‌تواند برای آنها خستگی دائمی به همراه داشته باشد. دانشمندان ضمن تاکید بر اهمیت انتخاب هدفهای چالش‌برانگیز، توصیه می‌کنند که اهداف غیرقابل دسترس نداشته باشیم. یکی از راه‌های مناسب، تعیین محدودیت زمانی برای هر کار یا پروژه است. اگر شما روی جزئیات گزارشی که می‌نویسید حساس هستید و بارها آن را مرور می‌کنید، شاید راه مناسب این باشد که با خود بگویید من تحت هر شرایطی، بیشتر از ۲ ساعت برای این گزارش وقت نخواهم گذاشت.

[highlight]از کاه کوه نسازید[/highlight]

نگرانی‌های بیهوده می‌تواند عامل مهمی برای خستگی باشد. اگر هر فریاد مدیرتان، برای شما خطر اخراج را تداعی می‌کند، اگر هر شب منتظر هستید که داعش به ایران حمله می‌کند یا نه، اگر هر روز صبح خیابان را نگاه می‌کنید تا ببینید بالاخره ماشینتان را دزدیدند یا این کار را قرار است در روزهای آتی انجام دهند، اگر هر روز نگران تصادف فرزند خود در مسیر خانه به مدرسه هستید، قطعاً این اضطراب دائمی شما را خسته و فرسوده خواهد کرد. بیرون رفتن از خانه، کمی نرمش کردن، اجتناب از خواندن اخبار حوادث و سوانح (که بر خلاف تصور برخی که آنها را آگاهی بخش می‌دانند، کارکردهای منفی آنها خیلی بیشتر است) و مطرح کردن دغدغه‌ها با سایر دوستان، می‌تواند در کاهش این نگرانی‌ها موثر باشد.

[highlight]صبحانه خوردن را فراموش نکنید[/highlight]

نخوردن صبحانه می‌تواند باعث خستگی شود. بعضی از ما احساس می‌کنیم که شامی که شب خورده‌ایم،‌ ذخیره شده تا انرژی صبح ما را تامین کند. در حالی که غذای شب، انرژی کار کردن قلب و خون‌رسانی به بدن در طول مدت خواب را تامین کرده و صبح هنگام، نیازمند انرژی و سوخت تازه‌ای برای بدن خود هستیم. طبیعی است که هر یک از ما، بر اساس ذائقه خود، نوع متفاوتی از صبحانه را انتخاب می‌کنیم. اما به هر حال، شیر کم چرب، میوه جات و سایر غذاهای سالم، می‌توانند گزینه‌های خوبی برای راه انداختن جدی تری سیستم متابولیسم باشند.

[highlight]غذای سالم بخورید[/highlight]

[highlight]نه گفتن را بیاموزید[/highlight]

[highlight]دفتر کار خود را مرتب نگه دارید[/highlight]

عادتهای کاری نادرست هم می‌توانند منشاء جدی خستگی باشند. دفتر کار شلوغ، قدرت تمرکز و همینطور پردازش اطلاعات را از مغز ما می‌گیرد. کار کردن در روزهای تعطیل، چک کردن ایمیل‌ها در کافی شاپ و زمانی که قرار بوده صرف استراحت شود، پاسخ دادن به تلفن در تمام ساعات شبانه روز، نمونه دیگری از عادات نادرستی هستند که فرصت استراحت را از بدن و مغز می‌گیرند. تغییر ساعت خواب در روزهای تعطیل هم می‌تواند موجب بروز خستگی شود. دیر خوابیدن‌ها و دیر بیدار شدن، عادت زمانی بدن را به هم می‌ریزد و یکی دو روز زمان لازم خواهد بود تا بدن دوباره به ساعات کار هفته عادت کند. قطعاً روزهای تعطیل نیازمند خواب و استراحت هستیم، اما شب‌ بیداری‌های طولانی می‌تواند تاثیر واقعاً نامطلوبی داشته باشد.

[highlight]در تعطیلات کار نکنید[/highlight]

[highlight]به مصرف کافیئن وابسته نشوید[/highlight]

وابستگی بسیار زیاد به کافئین هم می‌تواند تبعات نامطلوبی داشته باشد. استفاده متعادل از کافئین بد نیست. روزانه سه فنجان قهوه، مشکل خاصی در روند زندگی ایجاد نمیکند. اما اگر در تمام مدت روز از کافئین برای حفظ هوشیاری خود استفاده می‌کنید، مجبور خواهید بود هزینه‌های متعددی را به صورت خستگی و بی‌خوابی بپردازید. کافئین، مانع کارکرد درست آدنوزین می‌شود. ماده‌ای که با انباشته شدنش، ما خوابالوده می‌شویم. نیمه عمر قهوه بالاست. حتی قهوه‌ای که شش ساعت قبل از خواب خورده می‌شود، روی کیفیت خواب تاثیر می‌گذارد. مصرف قهوه را در بعد از ظهر هر روز متوقف کنید و اثرات شگفت‌انگیز آن را ببینید.

 

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

 

گفته هایی از انیشتین که ذهنتون رو به صورت شگفت انگیزی باز میکنه.

آلبرت انیشتین. فیزیک دان نظریه پرداز و یکی از ژرف اندیشان قرن بیستم بوده است. او  نظریات نسبیت عمومی و نسبیت خاص رو طراحی و مهندسی کرد و بعد از بردن جایزه نوبل در سال ۱۹۲۱ ، به عنوان یکی از تأثیر گذار ترین اشخاص تاریخ ، شناخته شد.

انیشتین تنها برای ذهن عالی و دست آوردهای علمیش شناخته شده نیست، بلکه به علت تفکر ماورای زمانه اش نیز به شهرت رسیده است، او حتی در سنین پیری  باهوش و فلسفی و در عین حال شوخ طبع بود.

 

 

[highlight]عبارت های زیر منتخبی از سخنان  ارزشمند انیشتین هستند:[/highlight]

 

بنده در هر شرایطی، معتقد هستم که خدا تاس بازی نمی کند. (متعقد نبودن به شانس)

روح های بزرگ همیشه با مخالفت های شدید از سمت ذهن های عادی مواجه شده اند. یک ذهن عادی عاجز است از فهمیدن و درک کردن کسانی  است که به پیش داوری های مرسوم توجه نمی کنند و در عوض با شجاعت و صداقت به بیان عقایدشون می پردازند.

من معتقد هستم که اندیشه‌‌ها، روی بدن انسان، تاثیر گذارند.

تخیل از دانش مهم تر است، دانش محدود است در حالی که تخیل تمام دنیا رو در بر میگرد ، پیشرفت رو شبیه سازی میکند و انقلاب به وجود می آورد.

تخیل، همه چیز است. تخیل، پیش‌بینی جذابیت‌های آینده است.

هیچ دشواری را نمی توان با همان تفکری که به وجود آمده از بین برد؛ باید یاد بگیریم که دیدگاهمان را تغییر دهیم.

سوال کردن را منع نکنیم.

علم بدون دین لنگ است و دین بدون علم کور .

گفتار و پندار، به مراتب مهم‌تر از دانش است.

دو چیز نا محدود هستند، دنیا و حماقت انسان .

کشف اسرار اتم برای من به مراتب آسانتر از درک نهان داشته های یک زن است.

کسی که هرگز دچار اشتباهی نشده، هرگز چیز جدیدی رو در زندگیش تجربه نکرده.

در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد.

دلیل این نیست که من خیلی باهوش هستم، من فقط با مسائل و مشکلات بیشتر وقت صرف می کنم.

هر چه بیشتر می آموزم بیشتر به نادانی خود پی می برم.

صلح با زور حفظ نمی شود و تنها با فهمیدن میتواند به دست بیاید.

ذهن را برای اندیشیدن مورد استفاده قرار دهیم نه برای انبار کردن اطلاعات.

من هرگز به آینده فکر نمی کنم، خودش به زودی فرا خواهد رسید.

فرصت ها در دل مشکلات نهفته اند.

از دیروز یادبگیر، برای امروز زندگی کن و به فردا امید داشته باش.

غیر قابل درک ترین چیز درباره دنیا این است که دنیا قابل درک کردن است.

زندگی هر شخص زمانی شروع می شود که بتواند بیرون از خودش زندگی کند.

حقیقت چیزی است که در سختی آزمون ایستادگی می کند.

زندگی شبیه راندن یک دوچرخه است، برای حفظ تعادل باید حرکت کنی.

جنون این است که یک چیز رو بارها و بارها امتحان کنید و انتظار نتایج متفاوتی رو داشته باشید.

 

[button color=”blue” size=”medium” link=”http://higherperspectives.com/einstein-quotes/” target=”blank” ]higherperspectives.com[/button]

 

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

دکتر ظریف

اصول مذاکره را از «دکتر ظریف» یاد بگیرید!

حالا و در قرن بیست و یکم که همه چیز را در دنیای مدرن حرف زدن و گفت‌وگو تعیین می‌کند، تمرکز بر این موضوع بیشتر شده؛ مخصوصا که این روزها مذاکرات ایران و شش کشور قدرتمند دنیا دغدغه ماست، خوب است ما هم با اصول مذاکره آشنا شویم.

اینکه  یک مذاکره به سرانجام برسد به خیلی چیزها بستگی دارد؛ اینکه دو طرف چقدر حرفه‌ای مذاکره کنند و چه اصولی را رعایت کنند و… با ما همراه باشید تا اصول لازم برای یک گفت‌وگوی نتیجه‌بخش را همین‌جا یاد بگیرید.

باید به قانون برد- برد ایمان داشته باشید

بدون شک وقتی پای مذاکره وسط کشیده می‌شود هر دو طرف تلاش می‌کنند از آن برنده بیرون بیایند. ترفند این بازی آن است که هر دو طرف، مذاکره‌کنندگانی قدرتمند بوده و به اصول اخلاقی پایبند باشند. یعنی همان‌قدر که خودشان دوست دارند برنده باشند به موقعیت طرف مقابل نیز توجه نشان داده و تمایل داشته باشند که او نیز به منافع خود در این مذاکره دست پیدا کند.

نظرتان را برای خودتان نگه دارید

هرکدام از ما درباره موضوعات مختلف ازجمله موضوع بحث، نظری داریم اما در قانون گفت‌وگو باید بدانید که از نظرتان چطور استفاده کنید. حتی اگر فکر می‌کنید نظر فوق‌العاده‌ای دارید بهتر است تا زمانی که از شما سوال نشد، درباره این ایده فوق‌العاده سکوت کنید و بیشتر نظر دیگران را بپرسید. شاید بعد از شنیدن حرف‌های طرف مقابل دیگر ایده و نظرتان بکر و خاص به نظر نرسد.

به منافع فکر کنید نه مواضع

منافع در اصل، مسئله را تعریف می‌کنند. مسئله اصلی هر گفت‌وگویی تضاد در نیازها و تمایل طرفین است. اگر بین منافع‌تان سازش ایجاد کنید مواضع متعددی به وجود می‌آید و خواسته‌تان را برآورده می‌کند. اگر بخواهید روی منافع‌تان پافشاری کنید یا تهدید به ترک مذاکره کنید توافقی اتفاق نمی‌افتد. چانه‌زنی روی مواضع حالت کشمکش پیدا می‌کند؛ همان چیزی که شاید همین حالا بین ‌کی‌روش و فدراسیون در جریان باشد. اگر هرکدام از طرفین از طریق اعمال فشار سعی کند دیگری را وادار به تغییر مواضع و تسلیم شدن به نظرهای خود کند، جز رنجش و عصبانیت چیزی عاید طرفین نمی‌شود. ﺧﻮدﺗﺎن را ﺑﺮای رﺳﻴﺪن ﺑﻪ راهﺣﻞ، ﺑﺮاﺳﺎس اﺻﻮل ﻣﺘﻌﻬﺪ ﺑﺪاﻧﻴﺪ ﻧﻪ ﺑﺮاﺳﺎس زور و فشار.

خودتان را جای طرف مقابل بگذارید

ممکن است دیدگاه شما نسبت به طرف مقابل متفاوت باشد و کلا از زاویه‌ای دیگر به موضوع نگاه کنید، بنابراین باید در مذاکره بتوانید خود را به جای طرف مقابل بگذارید و سعی کنید مسئله را از دید او هم ببینید. برای نفوذ روی دیگران باید از طریق انتقال فکر، ببینید دیدگاه‌های آنها چطور است. یادتان باشد این فقط در حد درک است و قرار نیست شما عقاید آنها را قبول کنید.

این کار فقط به شما کمک می‌کند اختلاف‌ها را کمتر کنید و منافع‌تان را روشن‌ شده‌تر پیش ببرید. علاوه بر دیدگاه‌ها باید بتوانید احساس‌های طرف مقابل را هم شناسایی کنید؛ نشانه‌های احساسی مانند خشم، بی‌قراری، ترس و نگرانی را در طرف مقابل علت‌یابی‌ کنید. فراموش نکنید که طرف مقابل شما حتی اگر نماینده سازمان خاصی باشد، مانند خود شما انسان است و مستحق برخوردی انسانی است.

طوری حرف بزنید که بفهمد

یادتان باشد که شما دارید گفت‌وگو می‌کنید و در جلسه محاکمه نیستید و قرار نیست در موضع دفاع و رفع اتهام از خودتان بربیایید. هر دو شما در موقعیتی برابر قرار دارید و فقط حرف زدن است که می‌تواند شما را به یک مسیر مشترک برساند. طوری حرف بزنید که تمام مواضع‌تان برای یکدیگر شفاف باشد. حتی اگر لازم بود حرف طرف مقابل را برای گرفتن توضیح بیشتر قطع کنید و نشان دهید که علاقه‌ دارید متوجه حرف‌های او بشوید، این کار مانند یک میان‌بر برای رسیدن به نقطه توافق است.

مراقب خودتان باشید

ترس از به توافق نرسیدن شاید مجبورتان کند که به شرایط طرف مقابل تن دهید و درنهایت چیزی را قبول کنید که در آن منافع شما کمرنگ است. برای جلوگیری از این کار باید کف خواسته‌های‌تان را مشخص کنید و به هیچ عنوان از آن پایین‌تر نروید. اگر کف خواسته‌های‌تان را مشخص کردید حالا باید ایده‌آل یا همان سقف توافق را هم برای خودتان ترسیم کنید. این استاندارد مانع از یک توافق نامعقول می‌شود و به شما کمک می‌کند از آنچه می‌توانید به دست آورید محروم نشوید. بعد از تعیین کف و سقف باید خودتان را نسبت به توافق نرسیدن آگاه و آماده کنید و برای بعد از آن راهکارهایی در اختیار داشته باشید.

به دروغش اعتنا نکنیداگر طرف مذاکره شما دروغی گفت که شما متوجه آن شدید، بهترین کار این است که آن دروغ را به رویش نیاورید چون طرف شما یا همکارتان است یا دوست یا یکی از اعضای خانواده و شما قرار است رابطه‌تان را با آن فرد ادامه دهید، بنابراین به جای آنکه او را ضایع کنید کمک کنید خطایش را جبران کند؛ در این صورت رابطه قابل ترمیم است. قرار نیست شما مانند دشمن با او برخورد کنید و راه بازگشتی برای او نگذارید. اگر شما دروغ طرف مقابل را با او مطرح کنید او هرگز نخواهد گفت « حواسم نبود که تو متوجه دروغ می‌شوی! دیگر دروغ نمی‌گویم» بلکه حتی ممکن است تلاش کند دروغ پیچیده‌‌تری بگوید.

گزینه‌ها را زیاد کنید

برای مذاکره نباید فقط یک گزینه پیش‌رو داشته باشید، چه وقتی که در حال مذاکره کاری هستید و چه زمانی که به عنوان زن و شوهر با هم صحبت می‌کنید. همیشه تعداد گزینه‌ها می‌تواند مفید و اثربخش باشد و احساس خوبی به طرف مقابل بدهد. حتی می‌توانید از طرف مقابل بخواهید ترجیح‌های خودش را برای‌تان بیان کند. اگر انتخاب‌های شما برای‌تان ارزش برابر دارد از او بخواهید بگوید چه چیزی را ترجیح می‌دهد. به این ترتیب بدون اینکه تصمیمی گرفته شود، می‌توان روی ایده‌هایی که امکان توافق بر سر آنها زیادتر است تمرکز کرد.

تا مطمئن نشده‌اید خبر ندهید

ممکن است مجبور باشید چندین بار درباره یک مسئله با طرف مقابل‌تان مذاکره کنید بنابراین گفت‌وگوهای اولیه را که از قضا مثبت و روشن است به حساب قطعی شدن مذاکره نگذارید و هیجان‌زده همه را خبر نکنید. مثلا اگر قرار است ماشینی بخرید و در گفت‌وگوهای اولیه با فروشنده به توافق اولیه رسیده‌اید قرار نیست هیجان‌زده شوید و درباره تمام گزینه‌هایی که ماشین جدید دارد یا حتی رنگش با دیگران صحبت کنید، چون ممکن است صاحب ماشین به یکباره منصرف شود و به هزار و یک دلیل دیگر نخواهد ماشینش را بفروشد. البته این درباره فردی که سند و مدرک زیادی  از انواع مذاکراتش دارد  اتفاق نمی افتد. اما می‌توان از صحبت‌‌هایی که اساس محکمی ندارند پیشگیری کرد.

بدون قضاوت وارد شوید

بهتر است برای گفت‌وگویی مشخص هر چیزی که درباره طرف گفت‌وگو شنیده‌‌اید را فراموش کنید. این فرد به هر حال در موقعیتی دیگر با شما در حال صحبت است و ممکن است استراتژی که این بار به کار می‌گیرد کاملا حرفه‌ای و بی‌نقص باشد بنابراین اگر با پیش‌داوری وارد شوید، این احتمال وجود دارد که یک توافق ساده و بی‌حاشیه را به یک بحث پرکشمکش بکشید.


برگرفته شده از: اصول مذاکره را از «دکتر ظریف» یاد بگیرید!    http://iranianpath.com

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

چانه زدن

چگونه برای بدست آوردن شرایط مطلوب چانه بزنیم ؟

چانه‌زدن یکی از شیوه‌های مرسوم بازار است به قدمت تاریخ و امروزه هم همچنان در اغلب بازارها رسمی معمول و جاافتاده است. اما در برخی از فرهنگ‌ها، مثل بازارهای ایالات‌متحده اغلب مردم برای فرار از حواشی آن اغلب قیمت درج‌شده بر روی برچسب را پذیرفته و چیزی نمی‌گویند. موفقیت همیشه با آن خرده‌فروشی است که آموخته چگونه می‌تواند در این بده و بستان با عرضه‌کننده برنده باشد. با استفاده از این تکنیک‌ها قصد داریم بیاموزیم چگونه با فروشنده برای داشتن بهترین قیمت و شرایط دریافت محصولات چانه‌بزنیم:

۱- آماده باشید

آماده و مطلع بودن بزرگ‌ترین مزیتی است یک‌خرده فروش می‌تواند برای وارد شدن به مذاکره داشته باشد. تا جای امکان در مورد عرضه‌کننده و محصولات وی اطلاعات کسب کنید. قیمت‌های آنها در مقایسه با رقبا چه جایگاهی دارند؟ چه سطحی از خدمات را به مشتریان خود عرضه می‌کنند؟ آماده شدن برای مذاکرات خرید همچنین شامل تعیین اهداف هم می‌شود، اینکه چه چیزی می‌خواهید و حداقل‌های شما چیست؟

۲- همیشه حقیقت را بازگو کنید

تاکتیک‌های فریب و اغفال، از قبیل بلوف زدن یا تحریف، در فرایند مذاکرات خرید ممکن است بیش از منفعت برای شما ایجاد ضرر و زیان کند. دروغ گفتن نه تنها غیراخلاقی است، بلکه مخفی نگاه‌داشتن آن خود نیاز به تکنیک‌ها و روش‌هایی دارد که اجرای آنها بسیار سخت است. در حالیکه صادق هستید، همواره باید توجه داشته باشید قدرت چانه‌زنی خود را از دست ندهید. لزومی به بازگو کردن هر آنچه می‌دانید نیست، اما زمانی که می‌گویید . . . حقیقت را بگویید.

۳- توان بالقوه خود را نشان دهید

اگر برای اولین بار است که با یک فروشنده بالقوه دیدار می‌کنید، احتمال آن وجود دارد که این فروشنده هیچ اطلاعاتی از شرکت شما نداشته باشد. مذاکره را بابیان تاریخچه‌ای از گذشته فعالیت‌های خودتان شروع کنید. هرگونه طرح و برنامه توسعه برای آینده خود را مطرح کنید و اجازه دهید وی بخوبی بداند که چگونه ارتباط تجاری با شما می‌تواند به آنها کمک کند.

۴- از مشوق‌ها هم بپرسید

کل اساس و بنا مذاکره با عرضه‌کنندگان و تولیدکنندگان بر مبنای بدست آوردن بهترین قیمت، شرایط پرداخت، هزینه‌های تبلیغات یا تبلیغات مشترک با وی هست. می‌توانید مذاکره را اشاره به مشوق‌های موجود و ممکن آغاز کنید. از پرسش در مورد چیزی که می‌خواهید ترس و واهمه نداشته باشید.

۵- به رقابت هم اشاره‌کنید

اشاره کردن به رقابت موجود در بازار و همچنین نام بردن از رقبای فروشنده اصلاً چیز بدی نیست، اما نباید هیچ‌گونه اطلاعات محرمانه یا قیمت از طرف دیگر را به طرف مذاکره خود انتقال دهید. خواه این موضوع حقیقی باشد یا تنها درک شما از بازار باشد، هیچ اشکالی از گوشزد کردن قدرت رقیب طرف مذاکره شما در بازار به وی وجود ندارد.

 

۶- یک نقطه عادلانه برای توافق پیدا کنید

دقیقاً همانند خرده‌فروش، فروشنده هم باید برای باقی ماندن در بازار به سودی دست پیدا کند. رابطه با فروشنده بجای یک جنگ و نزاع باید به‌عنوان یک همکاری در نظر گرفته شود. همچنان که بر سر یک پیشنهاد خوب برای کسب‌وکار خود مذاکره می‌کنید، نتیجه را برای عرضه‌کننده هم در نظر داشته باشید.

 

۷- بلندمدت فکر کنید

ایجاد یک رابطه دوسویه مستحکم و قابل‌اعتماد با عرضه‌کننده تنها به نفع کسب‌وکار خرده‌فروشی شماست. فروشندگانی که احساس کنند مشتری آنها وفادار است، ممکن است برای حفظ رابطه بلندمدت مشوق‌های بیشتری را هم مدنظر قرار بدهند.

 

۸- عجله نکنید

هرگز برای خرید از فروشنده عجله نکنید. اگر از فرایند مذاکره راضی نیستید، برای فکر کردن در رابطه با پیشنهاد مطرح‌شده درخواست زمان داشته باشید.

 

۹- همه‌چیز را مکتوب کنید

همچنان که فرایند مذاکره به پایان خود نزدیک می‌شود، توجه داشته باشید که پیشنهاد مطرح‌شده حتما مکتوب شود. به‌هیچ‌وجه هیچ قراردادی را امضاء نکنید، مگر اینکه بطور کامل با صحبت‌های شفاهی مطرح‌شده مطابقت داشته باشند.

 

۱۰- کار نیکو کردن از پر کردن است

همه یک مذاکره‌کننده ذاتی به دنیا نمی‌آیند. فراگیری زمان سخن گفتن، زمان سکوت کردن و زمان خواندن زبان بدن طرف مقابل همه و همه نیاز به زمان و تمرین دارد. هرقدر بیشتر مذاکره کنید و مهارت‌های خود را بهبود ببخشید، نتایج بهتری کسب می‌کنید.


برگرفته شده از: روش هایی برای چانه‌زدن بر سر شرایط     http://ibazaryabi.com

 

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

روتین روزانه, هنرمندان چگونه کار می کنند

۷ عادت نابغه ها

نوابغ با بقیه ی انسان ها تفاوت دارند. آنها متفاوت می اندیشند و متفاوت عمل می کنند. اما آیا ممکن است عادات مشابهی با هم داشته باشند؟ میسون کری، نویسنده ی کتاب «روتین روزانه: هنرمندان چگونه کار می کنند»، در این کتاب سعی می کند به این سؤال پاسخ دهد. او تلاش می کند در رفتار های فرانتز کافکا، فرانک زاپا و امثال آنها ویژگی های مشترکی بیابد.

شاید زاپا در این میان نگنجد اما کارل مارکس، وودی آلن، پابلو پیکاسو و تویلا تارپ چرا. اندی وارهول و جین آستن نیز همینطور. کری حکایات و داستان های زیادی از نوابغ مورد بحث ارائه می کند. سپس مجله ی کسب و کار هاروارد تلاش می کند تا حد امکان در میان این نوابغ عادات و ویژگی های مشترکی بیابد که قطعاً فهرست جالبی خواهد بود.

۱- نوابغ پیاده روی های طولانی را دوست دارند

نوابغی از این دست همگی به پیاده روی های طولانی علاقه داشته اند. این کار مغزشان را باز می کرده است و یکی از معدود انتخاب های آنان برای تحرک بدنی بوده است. گفته می شود جابز به پیاده روی علاقه داشته است. در مورد زوکربرگ نیز همین را می گویند و احتمالاً دست آخر می توان لا اقل یکی از این دو را نابغه نامید. اما ای کاش برای الگوبرداری در این زمینه چند نمونه ی خوشتیپ تر هم داشتیم.

۲- وقتی روی دور می افتند کار را متوقف می کنند

مطمعناً با خودتان فکر خواهید کرد نوابغ وقتی احساس نابغه بودنشان گل می کند، دوست دارند هرچه بیشتر و بیشتر نبوغشان را بیرون بریزند. اما اینطور نیست. آنها همیشه بخشی از کار خود را برای بعد نگه می دارند، شاید به این دلیل که روز بعد بتوانند دوباره روی دور بیفتند. اما گویا موتزارت در این میان یک استثنا بوده است. ظاهراً او وقتی روی دور می افتاده نمی توانسته جلوی خودش را بگیرد.

۳- از اندازه گیری کار انجام شده ی خود لذت می برند

ظاهراً ارنست همینگوی کلمه ها را می شمرده است. کمتر کسی می تواند حدس بزند با وجود کار با ماشین تحریر، شمارش تک تک کلمات تایپ شده (لابد آن هم با انگشت) تا چه حد می تواند دشوار باشد. با این حال، همینگوی تنها کسی نبوده که دوست داشته دستاورد هایش را بشمارد. آنتونی ترولوپ نیز تا حدودی اینگونه بوده است. احتمالاً شما هم می پرسید خب که چه؟

۴- عاشق محیط کار آرام هستند

این مورد به راحتی به دست نمی آید. مخصوصاً در دنیای امروزی که از همه انتظار می رود همه چیز از جمله اتاق کارشان را به اشتراک بگذارند (بخوانید: ارزانتر تمام می شود). تفکر به خودی خود سخت است. چه برسد به تفکر مثل یک نابغه، که ممکن است به مکان فوق العاده ساکتی نیاز داشته باشد. گراهام گرین ظاهراً ایده ی ساده ای برای این موضوع داشته است: او به هیچ کس نمی گفت دفتر کار مخفی اش کجاست. البته تقریباً منطقی به نظر می رسد؛ چنین سکوت و آرامشی کمک زیادی به آنان می کرده است.

۵- چندان اجتماعی نیستند

خیلی ها معنای اجتماعی بودن را درک نمی کنند و کلیت موضوع برایشان مصنوعی جلوه می کند؛ به ویژه در شهر های بزرگی مثل نیویورک که اجتماعی بودن در آن یعنی برای هر تعداد غریبه که می توانید با صدای بلند در مورد خودتان حرف بزنید. می توانید حدس بزنید این کار چقدر خسته کننده خواهد بود. پیکاسو و شریکش فرنانده اولیویر تنها روزهای یکشنبه بقیه را ملاقات می کرده اند. پروست هم که کلاً خود را از اجتماع کنار کشیده بود. البته اگر فقط کمی از کارهای او را خوانده باشید متوجه خواهید شد که اجتماع می تواند بابت این موضوع شکرگزار باشد. با این حال قابل درک است که زندگیِ انرژی بر اجتماعی می تواند نوابغ را از هدف خود دور کند. وقتی هدفتان این باشد که اجتماع شما را برای همیشه به یاد بسپرد، چرا به خودتان زحمت معاشرت بدهید؟

۶- بی رحمانه مشغله ی روزانه را از کار واقعی جدا می کنند

این مورد تقریباً بدیهی به نظر می رسد. همه ی ما این کار را می کنیم، اما شاید نبوغ زیادی در آن نداشته باشیم. البته در دوران فعالیت نوابغی از این دست، مردم نهایتاً با نامه و پست سر و کار داشته اند و مثل امروز ۲۰ مدل دستگاه الکترونیکی گوناگون از ۲۰ جهت مختلف به ذهن و روح انسان حمله ور نمی شده است. نوابغ آن دوران از بابت پست توئیتری توهین آمیز هر کسی که از مادرش قهر می کرده نگرانی نداشته اند و می توانستند بدون نگرانی، به فوق العاده بودن خود ادامه دهند.

۷- همسر خوبی دارند که تمام ویژگی های عجیب و غریبشان را تحمل می کند

تجربه ی من از زندگی می گوید نوابغ زیادی نداریم که در تنهایی مطلق به فعالیت مشغول بوده باشند. آنها نه تنها برای حفظ مدیریت زندگی خود، بلکه برای داشتن سطح قابل قبولی از تعادل ذهنی، با کسی زندگی می کرده اند که به آنها باور داشته، آنها را درک و از همه مهم تر، تحمل می کرده است. مواقعی که تحمل همسرانشان تمام می شده نیز آنقدر نبوغ داشته اند که همسر پر تحمل دیگری برای خود پیدا کنند. کری در مورد مارتا، همسر زیگموند فروید می گوید: «او لباس های فروید را برایش آماده می کرده، دستمال گردنش را برایش انتخاب می کرده، و حتی روی مسواکش خمیردندان می گذاشته». فروید همان مردی است که ادعا می کرده در مورد ذهن بشر خیلی چیز ها می داند. اما توصیف کری از همسر وی ممکن است باعث شود از آن دست انسان های کنترلگر و خرده فرمایشی به نظر برسد.

در نهایت می توان گفت بسیاری از نوابغ در زمان حیاتشان از نابغه بودن خود اطلاع نداشته اند. آنها برای انجام دادن کاری نوآورانه سخت تلاش می کرده اند. اما چه کسی به آنها لقب نابغه می داده است؟ اغلب مواقع داستان بدین ترتیب است که کمیته ی عجیب و غریبی متشکل از دانشگاهیان و یا رسانه ای ها، پس از مرگ این افراد آنها را نابغه می خوانند.


منابع: ۷ عادت رفتاری نوابغ   http://digiato.com

 http://www.inc.com       The 7 Consistent Routines of Geniuses

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

برخورد با همکاران

چگونه با همکاران خود رفتار کنیم ؟

ارتباطات مؤثر در حال تبدیل شدن به یک «هم افزایی» جدید است؛ یک اصطلاح عام که برای توصیف همه مدل ارتباط کسب و کاری مورد استفاده قرار می گیرد. اما روی لینکدین به هزار نفر غریبه درخواست دادن، از شما یک فرد متبحر در برقراری این نوع ارتباطات نمی سازد، بلکه تنها شما را به یک مزاحمت ناخوشایند و آزاردهنده تبدیل می کند.

ایجاد ارتباطات مؤثر می تواند بسیار مفید باشد. فقط باید این کار را به شیوه ی درستی انجام دهید. آنچه در ادامه خواهید خواند چند راهنمایی کوتاه برای برقراری این نوع ارتباطات به شیوه ای صحیح است.

رفاقت و کار را با هم مخلوط نکنید

این یکی از آن دست مواردی است که وجود حد و مرز در محیط کاری را الزامی می کند. بسیاری از متخصصین کسب و کار قویاً اعتقاد دارند دوستی و کسب و کار آبشان با هم توی یک جوب نمی رود. اصولاً هر وقت پای پول در میان باشد، رفاقت تحت الشعاع قرار خواهد گرفت.

دلیل این امر واضح است. شما بعد از یک طلاق رسمی نمی توانید با شریک زندگی یا کاری خود دوست باقی بمانید. رفاقت و صمیمیت بینهایتی که امروز در فضای کسب و کار وجود دارد می تواند در پی یک مشکل کاری برای همیشه کاملاً از بین برود.

حتی اگر فکر کنید می توانید از پس یک تجربه ی کاری بد بر بیایید و آن را حل کنید (که نمی توانید)، نخواهید توانست اثرات این مشکل را از ذهن خود و طرف کاری تان پاک کنید و این تا ابد در ذهن طرفین باقی خواهد بود.

وقتی روابط شخصی با تصمیم گیری های کاری مخلوط می شوند، ناخواسته جانبداری زیادی را با خود همراه می کنند. این جانبداری می تواند توانایی شما در اتخاذ تصمیمات دشواری که در کسب و کار با آنها روبرو می شوید را مختل کند.

روابط مؤثر، خیابانی دوطرفه هستند

یک روحیه ی ارتباط ساز واقعی، روحیه ای باز و رو به بیرون است. به همین دلیل است که مؤثر ترین شیوه برای برقراری ارتباطات کاری یاری، رساندن به دیگران پیش از انتظار دریافت آن است. هرچه باشد همه ی ما تمایل بیشتری برای باز کردن در به روی کسی داریم که به جای فروش ظروف پلاستیکی، ظرف شیرینی به سمت ما تعارف می کند.

یک راه مناسب برای این کار، پرورش عادت برقراری ارتباط با کسانی است که با ما منافع مشترک دارند. باید آنقدر این کار را انجام دهید که همه شما را به این خصوصیت بشناسند، پس دلسرد نشوید و به این کار ادامه دهید. در نهایت، وقتی کسی نیاز دارد به شخصی با یک کسب و کار مشخص مرتبط شود، اولین نفری که به ذهن می رسد شما خواهید بود.

کسانی که در این کار تبحر دارند می دانند با پیشقدم شدن در پیشنهاد این نوع ارتباطات کاری به دیگران، بیشترین استفاده را از آن خواهند برد. شما هم باید همین کار را بکنید. اگر به اندازه ی کافی پشتکار داشته باشید، بقیه شما را با این خصوصیت به ذهن خواهند سپرد و اولین نفر به شما مراجعه خواهند کرد.

ذهنتان را باز نگه دارید

یکسان رفتار کردن با همه، راه خوبی برای برقراری ارتباطات مؤثر است. موفق ترین کارآفرینان اغلب روحیه ای ستیزه جو دارند که گاهی اوقات به زندگی شخصی شان نیز سرایت می کند. خیلی از کارآفرینانی که امروزه دستشان به دهنشان می رسد و مردم برای ملاقاتشان سر و دست می شکنند، زمانی اوضاع متفاوتی داشته اند. هر کسی می تواند به صورت بالقوه، یک ارتباط کاری بسیار مهم در آینده باشد، حتی کسی که پشت میز ثبت سفارش می نشیند و سفارش غذای مردم را می گیرد. اگر همین شخص، فردا روز تبدیل به مدیر عامل کسب و کاری شود که شما باید با آن قراردادی منعقد کنید، رفتار امروز شما در خاطرش خواهد ماند.

بنابراین ذهنتان را باز نگه دارید، خود را در زندان قضاوتها محصور نکنید و روحیه ی خودمحوری تان را همین امروز کنار بگذارید.


برگرفته شده از: ۳ راهکار برای تقویت ارتباطات مؤثر کاری    http://digiato.com

  http://www.inc.com     Ways to Take Your Networking to the Next Level

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

استیو جابز

چرا کمال‌طلبی می‌تواند بزرگ‌ترین دشمنتان باشد.

هر کسی که خواهان موفقیت است- مثل خود شما- تمام تلاش خود را می‌کند تا دستاوردهای بیش‌تری داشته باشد. اما تلاش شما فقط برای این نیست که خیلی خوب باشید. شما خودتان را به آب و آتش می‌زنید تا بی‌نقص و کامل باشید.

اما شاید واقعاً نباید کمال و بی‌نقصی را هدف خود قرار دهید.

کمال‌طلبی می‌تواند بسیار زیانبار باشد، و به احتمال زیاد به شکست شما در کسب و کارتان می‌انجامد. کمال‌طلبی نوعی از OCD یا اختلال وسواس فکری-عملی است، و به همین دلیل در واقع نوعی بیماری ذهنی قلمداد می‌شود.

[highlight background=”” color=””]مزیت‌های ملموس کمال‌طلبی[/highlight]

پیش از آنکه سراغ عیب‌های کمال‌طلبی برویم، باید اعتراف کنم که این خصلت خالی از حسن هم نیست. رهبران تجاری بزرگی هستند که با آرمان‌های کمال‌طلبانه خود به موفقیت رسیده‌اند.

چون وقتی تمام همّ و غمتان این است که کامل باشید، که البته هرگز نخواهید بود، یعنی همواره در تلاش‌اید تا در کاری که می‌کنید بهتر باشید.

برخی از خلاق‌ترین افرادی که می‌شناسیم کمال‌طلب بوده‌اند. استیو جابز، رهبر فقید اپل، نیز زمانی کمال‌طلبی سفت و سخت بود. توجه بیش از حد او به جزئیات سبب شد که شرکت برای طراحی و تولید نخستین مکینتاش بیش از سه سال زمان صرف کند.

و البته جامعه کمال‌طلبی را ارزش می‌نهد. اما من بر این باورم که برای رسیدن به کیفیت عالی لزوماً نباید کمال‌طلب بود. کسب و کارهایی که به دنبال کیفیت عالی هستند، اما خود را درگیر رسیدن به نتیجه‌ای بی‌عیب و نقص نمی‌کنند، از مزیت‌های بسیاری برخوردارند.

چرا کمال‌طلبی می‌تواند آثاری منفی بر کسب و کارتان داشته باشد؟

واقعیت این است که کمال‌ برای بیش‌تر آدم‌ها هدفی دست‌نیافتنی است. بنابراین، اگر کسی عزم خود را جزم کرده باشد که هیچ چیزی راضی‌اش نکند، مگر این که بی‌نقص باشد، به احتمال بسیار زیاد در هر کاری که می‌خواهد انجام دهد شکست می‌خورد.

این وسواس ممکن است عوارض جانبی پرشماری نیز داشته باشد:

بار روانی سنگین

کمال‌طلبان استانداردهای بی‌نهایت بالایی را برای خود در نظر می‌گیرند. در نتیجه، هیچ وقت، حتی وقتی به موفقیتی دست یافته‌اند، احساس رضایت نمی‌کنند. چون همواره دستاورد بزرگ‌تری وجود دارد که می‌توانستند به آن برسند که نرسیدند. و بیش‌تر کمال‌طلبان، از همان ابتدا از دستیابی به موفقیت بازمی‌مانند، آن هم فقط به خاطر ترس و اضطراب ناشی از اشتباه کردن.

فاصله بین کمال‌طلبی تا وضعیت باخت-باخت کم‌تر از یک تار موست.

استرس زیانبار

یکی از شایع‌ترین انواع کمال‌طلبی، کمال‌طلبی خودمحور است، که در آن فرد استانداردهای بالایی را برای خود تعیین می‌کند. چنین وضعیتی در برخی افراد، مانند مارتا استوارت (Martha Stewart) موجب شکوفایی استعدادهایشان می‌شود. اما بیش‌تر افراد قادر به برآورده کردن انتظارات تحمیلی از سوی خود نیستند، و در نتیجه به استرس شدیدی دچار می‌شوند.

فشار

مشکل دیگری که گریبان کمال‌طلبان را می‌گیرد این است که همواره احساس می‌کنند دیگران از آن‌ها انتظار کامل بودن دارند، و این نیز فشار بی‌اندازه‌ای را بر آنان تحمیل می‌کند. البته این سکه روی دیگری هم دارد و کمال‌طلبان با انتظارهای غیرمنطقی خود فشار زیادی به دیگران می‌آورند. بسیاری از مدیران کمال‌طلب که به جای تشکر بابت دستاوردهای شرکتشان، مدام دیگران را به خاطر کوچک‌ترین اشتباهات سرزنش می‌کنند فرهنگی منفی را در شرکتشان ایجاد می‌کنند و در چشم بر هم‌ زدنی کارکنان بااستعدادشان را فراری می‌دهند. هیچ کس دلش نمی‌خواهد رئیسش یک کمال‌طلب باشد.

هزینه

در این که جابز میراث عظیمی در اپل از خود به جای گذاشت تردیدی نیست. اما میل او به کمال‌طلبی گاهی به‌شدت هزینه‌بر بود.

هدف جابز این بود که اپل هر آن‌چه را که می‌تواند، خودش تولید کند. به جای استفاده از سخت‌افزارهای استاندارد‌ و عمومی سخت‌افزارهای اختصاصی داشت. نرم‌افزارهایش نیز همین طور: اگر می‌خواستید نرم‌افزار اپل را اجرا کنید باید یک کامپیوتر اپل می‌داشتید. و همین سبب شده بود کامپیوترهای اپل قیمت بالاتری به نسبت رقیبان داشته باشند.

[highlight background=”” color=””]اصلی که می‌گوید «کار انجام‌گرفته» بهتر است از «کار بی‌نقص اما نصفه‌کاره» [/highlight]

فرض کنید که باید کار مهمی را به انجام برسانید که تضمین‌کننده موفقیت کسب و کارتان است.

و فرض کنید که برای انجام این کار، دو کارمند دارید.

کارمند ۱ نیرویی کارآمد و توانمند است که کار خود را در حد توانش به بهترین شکل ممکن انجام می‌دهد. اگر کار را به او بسپارید خیالتان تخت است که کار را بدون شک انجام می‌دهد، اما بعید است عملکردی نوآورانه از خود نشان دهد.

از سوی دیگر، کارمند ۲ یک کمال‌طلب وسواسی است که به شما قول می‌دهد کار را در سطحی خارق‌العاده به انجام خواهد رسانید. اما تجربه نشان می‌دهد که او درمورد توانایی‌هایش غلو می‌کند، و تازه اگر کار را به پایان برساند، دو برابر کارمند ۱ زمان خواهد برد.

شما برای انجام این وظیفه‌ مهم کدام یک از این دو کارمند را انتخاب می‌کنید؟


 

برگرفته شده از: Steve Jobs, and Why Perfection Might Be Your Worst Enemy     http://www.inc.com


دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

هوش هیجانی

آیا راه های افزایش هوش هیجانی تان را می دانید؟

[highlight] ویژگی های هوش هیجانی[/highlight]

[highlight]  خودآگاهی :[/highlight] یعنی فرد نسبت به احساسات خود آگاهی کامل داشته باشد و به خوبی بداند این احساسات چگونه افکار و رفتارش را تحت تاثیر قرار می دهد. شخص خودآگاه نسبت به ضعف ها و نقاط قوت خود به خوبی آگاه است و اعتماد به نفس لازم را دارد.

[highlight] مدیریت خود :[/highlight] مدیریت و کنترل احساسات به صورت مثبت و موثر به گونه ای که فرد را قادر به تغییر شرایط پیرامونش کند.

[highlight]آگاهی اجتماعی : [/highlight]شخصی که آگاهی اجتماعی دارد می تواند نیازها، عواطف و احساسات دیگر افراد را به خوبی درک کند و با افراد و گروه های اجتماعی مشارکت و احساس آرامش کند.

[highlight] مدیریت روابط :[/highlight] نوعی دیگر از هوش هیجانی مدیریت روابط است؛ یعنی فرد می تواند به خوبی ارتباطی را شکل دهد و آن را حفظ کند، به خوبی در مناسبات اجتماعی پیرامونش شرکت کند و از عهده اصلاح و مدیریت چالش های پیرامونش بربیاید.

[highlight]در ادامه راه کارهایی برای تقویت هوش هیجانی ارائه می گردد :[/highlight]

[highlight]همدلی کنید[/highlight]

سعی کنید احساسات دیگران را به خوبی درک کنید. یکی از بهترین راه ها برای تقویت هوش هیجانی، توجه و کنجکاو بودن نسبت به افرادی است که در اطرافتان هستند. تمرین کنید تا بتوانید به احساسات آنها توجه کرده و با درک درست آن، عکس العمل مناسب ارائه دهید.

[highlight] نه گفتن را یاد بیاموزید[/highlight]

افزایش خودکنترلی موجب تقویت هوش هیجانی می شود. نه گفتن یکی از سخت ترین مهارت ها در این راه است و دو بخش دارد . اول باید یادبگیرید که با مهار انگیزه ها و به تعویق انداختن رسیدن به خواسته هایتان، به خودتان نه بگویید. سپس یادبگیرید که چطور به دیگران که از شما تقاضایی دارند که نمی توانید یا نمی خواهید به آن پاسخ دهید، نه بگویید.

[highlight]خاص باشید[/highlight]

برای درک احساساتی که تجربه می کنید، به آنها با روشی خاص توجه کنید. در عوض اینکه بگویید ناراحت هستید، سعی کنید با دید دیگری به احساس خود توجه کنید تا بتوانید آن را به درستی درک کنید. مرتب فقط عنوان های ناامید کننده، افسرده، شکست خورده و… به خودتان ندهید. وقتی درک درستی از احساس تان داشته باشید، برای مدیریت و پاسخ به آن بهتر می توانید تصمیم گرفته و عمل کنید.

[highlight] پذیرای چیزهای جدید باشید[/highlight]

ترس از تغییر مانعی برای هوش هیجانی است. با انعطاف پذیر بودن و پذیرش چیزهای نو و جدید، EQ خود را افزایش دهید. وقتی تغییراتی در شرایط زندگی تان رخ می دهد، از آن فرار نکنید و ایستادگی کنید. آن را بپذیرید و خود را با آن تطبیق دهید.

[highlight] خودتان را خوب بشناسید[/highlight]

سعی کنید شناخت درستی از خودتان پیدا کرده و خود حقیقی تان را کشف کنید. افرادی که هوش هیجانی خوبی دارند، اعتماد به نفس خوبی داشته و در برابر فشارهای مختلف مقاوم هستند، چون به خوبی می توانند احساسات خود را مدیریت کنند. برای تقویت EQ خود، باید اعتماد به نفس تان را بالا ببرید.

اجازه ندهید کسی ارزش های شخصیتی شما را زیر سوال ببرد. وقتی شما آنچه هستید را واقعا دوست دارید، هوش هیجانی تان به میزان بسیار زیادی قوی خواهد شد.

[highlight]اشتباهات و خطاها را جبران کنید[/highlight]

هر کسی اشتباه می کند. چیزی که EQ شما را افزایش می دهد این است که چطور اشتباهات را جبران می کنید. افراطی رفتار نکنید. مجددا به اشتباهات تان فکر نکنید و مرتب آنها را مرور نکنید، چون مانع حرکت شما رو به جلو می شوند. در عوض روی چیزی که از اشتباه و خطایتان یاد گرفتید تمرکز کنید و با این تجربه راه خود را در زندگی ادامه دهید.

[highlight] ببخشید[/highlight]

بخشش یک ابزار اصلی هوش هیجانی است. بسیاری از افراد نمی خواهند دیگران را ببخشند، چون آن را مساوی چشم پوشی از خطای انجام شده و تکرار مجدد آن خطا توسط دیگران می دانند. در حالی که بخشش نوعی یکدلی و راهی برای رهایی از احساسات منفی است. بخشش به معنای شناخت درد و رنجی است که یک فرد دیگر به واسطه کار یا رفتار بدی که با شما داشته است، دارد. شما می توانید این رنج را درک و او را ببخشید. این بخشش باعث می شود بدون داشتن احساس منفی و استرس، در زندگی پیش بروید. بنابراین بخشش هدیه ای برای خود شما نیز است و تکرار آن به تقویت هوش هیجانی تان کمک می کند.

[highlight] از تکنولوژی کمی فاصله بگیرید[/highlight]

بسیاری از ایمیل ها، پیام ها و متن هایی که برای شما فرستاده می شوند، می توانند حال شما را بد کنند. سعی کنید بین زندگی کاری و شخصی تان مرزهایی قرار دهید. تلفن خود را خاموش کنید و از پیاده روی در طبیعت یا صرف غذا با خانواده تان لذت ببرید. شما با این کار به ذهن و بدن تان استراحتی داده اید و فرصتی برای ارتباط بیشتر با دیگران و رشد هوش هیجانی تان یافته اید.

[highlight] از ایده کمال گرایی دست بردارید[/highlight]

همیشه به دنبال وضعیت ایده آل بودن کار درستی نیست. هیچ چیز و هیچ کسی کامل نیست. تاکید زیاد روی چیزی که وجود ندارد، موجب ایجاد سرخوردگی و شکست در افراد می شود. با دست برداشتن از چیزی که نمی توانید درست آن را انجام دهید و تمرکز روی چگونه رشد و پیشرفت کردن در مراحل بعدی، EQ خود را افزایش دهید.

[highlight]تشکر کنید[/highlight]

تحقیقات نشان داده است که قدردانی و تشکر روزانه، تاثیر مثبت زیادی روی زندگی افراد دارد. در کنار این اثرات مثبت، شکرگزاری موجب کاهش اختلالات خواب، بیماری های روانی و روحی، بهبود سلامت جسمی و عملکرد بهتر تحصیلی نیز می شود.

تمرین شکرگزاری یک عادت ساده است. می توانید هر شب در هنگام غذا و یا قبل از خواب این کار را انجام دهید. حتی می توانید شکرگزاری تان را به صورت شعر درآورده و بخوانید تا هم لذت بیشتری ببرید و هم آن را فراموش نکنید.

[highlight]خواب خود را تنظیم کنید[/highlight]

اختلالات خواب اثر منفی بر توان تمرکز، مدیریت احساسات و رفتارهای هیجانی شما دارد. مغز مانند کامپیوتر است که احتیاج به شارژ مجدد دارد. برای کمک به افزایش هوش هیجانی تان، سعی کنید خواب منظمی داشته باشید.

[divider]

برگرفته شده از: راه های افزایش هوش هیجانی تان را می دانید؟    http://iranianpath.com

[divider]

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

عادل فردوسی پور

بررسی زبان بدن عادل فردوسی‌پور! مرد موفق دوشنبه ها

راز موفقیت عادل فردوسی‌پور چیست؟

می‌توان گفت عادل فردوسی‌پور  یکی از موفق‌ترین برنامه‌سازان تلویزیون در ۳۰سال است. او در میان افراد تاثیرگذار در ایران به انتخاب مجله معتبر نیوزویک در رده ۱۹ قرار دارد. بعد از نزدیک به ۱۵سال‌، هنوز برنامه‌اش آنقدر جالب هست که مردم هر دوشنبه‌شب پای تلویزیون بنشینند، تا ساعت‌ها بیدار بمانند و میلیون‌ها پیامک -رکوردی دست نیافتنی در تلویزیون ایران- برای عادل و برنامه‌اش ارسال کنند! راز موفقیت عادل فردوسی‌پور چیست؟ زبان بدن او چه حرف‌هایی با بینندگانش می‌زند که این همه گیراست؟ ۹۰ همان عادل است و البته عادل فراتر از ۹۰٫ در این مطلب سیدعلی دربانی، روانشناس روزنامه جام جم ما را با زبان بدن عادل فردوسی‌پور و عوامل موفقیتش در برنامه ۹۰ آشنا می‌کند.

[highlight] صداقت در کلام و رفتار[/highlight]

فردوسی‌پور گزارشگری مسلط به زبان انگلیسی، خلاق، سر به زیر، کم‌حرف، طرفدار انتقاد، نوگرا و فرزند خانواده‌ای اصیل و معتقد به اصول، صادق، رک، بی‌کلک، متفکر، باهوش، شجاع و بااعتماد به نفس است. در تحلیل زبان بدن او نکات بسیار زیادی مشهود است که می‌توان چند نمونه کلیدی را مورد بررسی قرار داد.

[highlight]لبخند‌های خاص و کودکانه[/highlight]

چهره عادل که در اصطلاح انگلیسی کمی baby face است. خنده‌های دلنشین، صحبت سریع، نگاه‌های همراه با خنده و حافظه قوی‌اش ناخودآگاه باعث می‌شود بیننده‌ها او را فردی زیرک و راستگوی برنامه‌ای ورزشی حس کرده و راحت‌تر به او اعتماد کنند. همچنین باعث می‌شود محیط خیلی پرتنش نشود. برای رسیدن به توافقی موفق که به مدت زیادی پایدار بماند راهی وجود ندارد جز اینکه هر دو طرف با هم دوستانه برخورد کرده و خنده را چاشنی کار کنند. البته خنده‌های معنادار او نیز خالی از لطف نیست؛ او گاهی با خنده‌های خاص خود و نگاه یک منتقد، قضاوت را برعهده مردم می‌گذارد و با سکوتی معنادار به بحث‌ها پایان می‌دهد. این یک مهارت جالب و کاملا غیرکلامی است که هنگام صحبت کردن با نگاهی پرسشگر از عوامل حاضر در صحنه و متعاقبش بیننده‌هایش تایید چشمی می‌گیرد.

[highlight]مردی با گارد باز[/highlight]

کمتر می‌بینید فردوسی پور دست به سینه نشسته باشد و معمولا گارد او باز است. وقتی در حال مذاکره هستید مطمئن باشید که دستان‌تان اعتمادبه‌نفس و ثبات را مخابره می‌کند. بی‌قراری یا قفل کردن دست‌ها به هم، نشان می‌دهد که شما عصبی هستید. طرف مقابل ممکن است از این نکته استفاده کند. وقتی می‌خواهید با اعتماد به نفس نکته‌ای را بگویید، سعی کنید دستان‌تان را کمی زیر سینه خود قرار داده و انگشتان‌تان را به هم نزدیک کنید. کمتر می بینید عادل دست به سینه حرف زده یا شل و وارفته یا با ترس و تردید حرف بزند.

[highlight]به من اعتماد کن[/highlight]

تکان دادن سر به علامت تایید. او حتی وقتی درگیر بحث انتقادی یا مخالفت شدید با طرف مقابل است، سرش را تکان داده و تماس چشمی‌اش را با طرف مقابل حفظ می‌کند. انجام این کار در مذاکرات تنش را از بین برده و حتی حین بحث‌های شدید باعث همگرایی می‌شود.

فردوسی پور هم فردی موفق است و هم محبوب و علت اینکه او توانسته هر ۲ این ویژگی‌ها را داشته باشد، عواملی مثل صداقت در کار، راحتی در بیان کلام و بی‌استرس بودن، جسارت و اعتماد به نفس و عزت نفس بالا، خلاقیت و تفکرات چند بعدی اوست که البته تمام اینها در کنار هم شکل نمی‌گیرند، مگر در یک خانواده خوب. از دیگر عوامل موفقیت او عشق به کار و پشتکارش است. فردوسی پور در بیشتر برنامه‌هایش آنچنان با ذوق و لذت‌کار می‌کند که بیننده ناخودآگاه به پیگیری برنامه‌هایش تشویق می‌شود. وقتی فردی از کارش لذت ببرد، تمام توانش را در بهبود و پیشرفت به کار می‌گیرد.

[highlight]حرکات زیاد و تند صحبت کردن[/highlight]

گاهی حرکات زیاد و تند حرف زدن عادل روی صندلی بیننده را عصبی می‌کند. بهتر است، حین مذاکره بی‌قرار نباشیم البته در مقاله‌های متفاوتی از او خوانده‌ایم که روی تند صحبت کردنش کار کرده و سعی می‌کند آرام‌تر و ریلکس‌تر روی صندلی باشد. هر نشانه‌ای که شما را عصبی یا مضطرب نشان دهد، می‌تواند برای شما پرچم قرمز باشد. تکان دادن پاها و گاه خط خطی کردن‌های کاغذ به شکل افراطی نشان از استرس یا خشم نیز هست. به یاد داشته باشیم ما می‌خواهیم در مقابل طرف مذاکره‌مان آرام و با اعتماد به نفس به نظر برسیم.

[highlight]کف دستان فردوسی پور[/highlight]

شاید یکی از نکات مهم در زبان بدن که فردوسی پور را فردوسی پور جلوه می‌دهد، همین نشان دادن کف دست او باشد! بعضی وقتها از فردی انتقاد کرده و فرد شروع به دفاع از خود می‌کند یا شروع به کوبیدن او می‌کند، فردوسی پور کف دست‌های خود را به سمت دوربین نشان می‌دهد. کف دستان او رو به بالا بوده و انگشتان معمولا کشیده‌اند؛ این حالت دست، نشان‌دهنده صداقت و علاقه به دیگران است. این یک حرکت پذیرا و استقبال‌کننده از شما و نظرهای شماست. نشان دادن کف دست همچنین علامتی است که شما را برای دیگری حساس‌تر می‌کند. در طرف مقابل، فردی که پشت دستش را نشان می‌دهد، معمولا پذیرا و گشاده‌رو نیست و ارتباطات خوبی ندارد! کمتر می‌بینیم فردوسی پور پشت دستش را به کسی نشان بدهد.

[highlight]با سواد و هم خلاق[/highlight]

از دیگر ویژگی های او استفاده از ترکیب دانش و مهارت و خلاقیت است. این سه عامل در کنار هم هرکس را می‌تواند به یک فرد موفق تبدیل کند. حرف از خلاقیت فردوسی پور شد، باید به این هم اشاره کنیم؛ از خصوصیات یک آدم خلاق چند بعدی بودن اوست.

از نقاط قوت دیگر او پذیرش و توان معذرت‌خواهی‌اش است. یکی از خصوصیات افراد موفق این است که توانایی پذیرش اشتباه را داشته باشند و معذرت‌خواهی کنند. با اینکه فردوسی پور در جایگاهی است که دستش برای انتقاد باز است ولی هرگاه اشتباه می‌کند یا حس می‌کند کسی را ناراحت کرده از او معذرت‌خواهی می‌کند که نشان از شعور، شکیبایی و فروتنی او دارد. و نکته آخر که در زندگی تمام افراد موفق جهان دیده می‌شود اینکه کسانی بوده‌اند که از موفقیت‌های اولیه خود پله‌ای ساختند برای پیشرفت.

[highlight]تکیه بر صندلی قدرت[/highlight]

خیلی راحت و ریلکس بر صندلی‌اش تکیه می‌زند. از نکات جالب فردوسی پور نحوه ریلکس نشستن او روی صندلی است. مذاکره می‌تواند تنش‌زا باشد، فردوسی پور این زبان بدن را با نرم و دوستانه صحبت کردن تکمیل می‌کند. این به ساختن اعتماد بین دو طرف کمک کرده و به مذاکرات موثرتر می‌انجامد. فردوسی‌پور با تکیه دادن راحت در صندلی‌اش این موضوع را ناخودآگاه القا می‌کند که در برنامه من، دروغ ممنوع است، پس صادق باش. او با این پیام، اعتماد به نفس خود را به رخ بیننده‌های تلویزیونی و فرد مقابل می‌کشاند.

[divider]

برگرفته شده از: جام جم آنلاین    http://sima.jamejamonline.ir

[divider]

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

شخصیت چیست؟

شخصیت چیست؟

آیا می دانید چگونه می توان توضیح داد چرا افراد مختلف شخصیت های متفاوتی دارند؟ برای مثال داستان زیر را دنبال کنید. صابر و امیر  دوستانی هستند که در کلاس درس کنار هم می نشینند. آنها تقریبا به اندازه هم تلاش کرده و نمرات مشابهی نیز می گیرند. اما وقتی یک روز شنبه صبح معلم اعلام می کند که می خواهد یک آزمون بگیرد، آنها عکس العمل های کاملا متفاوتی را نشان می دهند. صابر نگران و مضطرب می شود، قلب او تند تند می زند و او بلافاصله از اینکه نمره بد این آزمون ممکن است در نمرات نهایی او تاثیر بدی بگذارد، نگران می شود. اما امیر آرام می ماند. او فکر می کند که از آمادگی خوبی نسبت به سایر دانش آموزان کلاس برخوردار است و در این آزمون همانند گذشته موفق خواهد بود.

صابر و امیر در موارد زیادی شبیه هم هستند. آنها همسن بوده ، به یک مدرسه می روند، شرایط خانوادگی و دوستان مشابهی داشته و نمرات خوبی را در مدرسه کسب می کنند. با این حال نسبت به این اتفاق (دادن آزمون)، عکس العمل های متفاوتی را نشان می دهند زیرا شخصیت آنها با هم متفاوت است.

شخصیت مجموعه افکار، احساسات و رفتار فرد را شامل می شود. علم روانشناسی، شخصیت را از زوایای مختلف مورد مطالعه قرار داده است. برای مثال بعضی روانشناسان به دنبال راه هایی برای ارزیابی درست شخصیت بوده اند. آنها همچنین اختلالات شخصیتی یا به عبارتی افکار ، احساسات و رفتارهای پایداری که از انتظارات فرهنگی رایج فاصله گرفته اند، را مورد بررسی قرار می دهند. نگرانی وقتی از حد هنجارهای فرهنگی رایج بیشتر باشد، می تواند اختلال شخصیتی به حساب آید. برخی دیگر از روانشناسان هنوز روی صفات شخصیتی، که روش های معمول تفکر، احساس و رفتار فرد است، مطالعه می کنند.

ما اغلب فکر می کنیم شخصیت بوسیله صفات خاصی تعریف می شود. مثلا  وقتی نگرانی صابر نسبت به آزمون را می بینیم،  ممکن است بگوییم او شخصیتی نگران و مضطرب دارد. وقتی عکس العمل امیر را می بینیم بگوییم او شخصیتی آرام، مطمئن یا راحت دارد. اما این تنها قضاوت ما نسبت به رفتار آنها در یک شرایط خاص است. به غیر از شرایط خاص و ناپایدار که ممکن است برای هر فردی پیش بیاید، صفات شخصیتی افراد معمولا با دوام و پایدار هستند. به همین دلیل روانشناسان بین صفات و حالت ها تمایز قایل اند. صفات پایدار و بادوام و حالت ها ناپایدار و گذرا هستند.

سوال دیگری که روانشناسان مدت ها به دنبال آن بودند این بوده است که چه چیزی باعث ایجاد شخصیت می شود. در حقیقت ریشه های شخصیت ما چه چیزی هستند؟ آیا شخصیت ژنتیکی بوده و از زمان تولد به ما منتقل شده است؟ یا چیزهایی است که ما از والدین و دوستان خود یاد می گیریم؟ همانند برخی موارد مانند هوش، مطالعات نشان می دهد شخصیت نتیجه ترکیبی از دو عامل بالا می باشد.

بحث دیگر اینکه شخصیت افرا منعطف است یا غیر منعطف؟ چگونه؟ آیا شخصیت افراد در طول عمرشان ثابت است یا می توانند در طول زمان آن را تغییر دهند؟ علیرغم مطالعات زیاد صورت گرفته، هنوز جواب کامل و مطمئنی برای این سوالات پیدا نشده است.

به طور خلاصه شخصیت یکی از روش هایی است که افراد تمایل دارند با آن از دیگری متفاوت باشند. ما اغلب شخصیت را بر اساس صفات مختلف یا راه های معمول تفکر، احساس و رفتار در نظر می گیریم. مباحث دیگری در زمینه شخصیت از جمله چگونه شخصیت بهتر می تواند ارزیابی شود، چگونه شخصیت در طول عمر فرد پویا و با دوام است و اینکه ریشه های شخصیت چه هستند، هنوز مورد توجه و بررسی متخصصان و روانشناسان  می باشند.

[divider]

برگرفته شده از: iranianpath.com

[divider]

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ