نوشته‌ها

چانه زدن

چگونه برای بدست آوردن شرایط مطلوب چانه بزنیم ؟

چانه‌زدن یکی از شیوه‌های مرسوم بازار است به قدمت تاریخ و امروزه هم همچنان در اغلب بازارها رسمی معمول و جاافتاده است. اما در برخی از فرهنگ‌ها، مثل بازارهای ایالات‌متحده اغلب مردم برای فرار از حواشی آن اغلب قیمت درج‌شده بر روی برچسب را پذیرفته و چیزی نمی‌گویند. موفقیت همیشه با آن خرده‌فروشی است که آموخته چگونه می‌تواند در این بده و بستان با عرضه‌کننده برنده باشد. با استفاده از این تکنیک‌ها قصد داریم بیاموزیم چگونه با فروشنده برای داشتن بهترین قیمت و شرایط دریافت محصولات چانه‌بزنیم:

۱- آماده باشید

آماده و مطلع بودن بزرگ‌ترین مزیتی است یک‌خرده فروش می‌تواند برای وارد شدن به مذاکره داشته باشد. تا جای امکان در مورد عرضه‌کننده و محصولات وی اطلاعات کسب کنید. قیمت‌های آنها در مقایسه با رقبا چه جایگاهی دارند؟ چه سطحی از خدمات را به مشتریان خود عرضه می‌کنند؟ آماده شدن برای مذاکرات خرید همچنین شامل تعیین اهداف هم می‌شود، اینکه چه چیزی می‌خواهید و حداقل‌های شما چیست؟

۲- همیشه حقیقت را بازگو کنید

تاکتیک‌های فریب و اغفال، از قبیل بلوف زدن یا تحریف، در فرایند مذاکرات خرید ممکن است بیش از منفعت برای شما ایجاد ضرر و زیان کند. دروغ گفتن نه تنها غیراخلاقی است، بلکه مخفی نگاه‌داشتن آن خود نیاز به تکنیک‌ها و روش‌هایی دارد که اجرای آنها بسیار سخت است. در حالیکه صادق هستید، همواره باید توجه داشته باشید قدرت چانه‌زنی خود را از دست ندهید. لزومی به بازگو کردن هر آنچه می‌دانید نیست، اما زمانی که می‌گویید . . . حقیقت را بگویید.

۳- توان بالقوه خود را نشان دهید

اگر برای اولین بار است که با یک فروشنده بالقوه دیدار می‌کنید، احتمال آن وجود دارد که این فروشنده هیچ اطلاعاتی از شرکت شما نداشته باشد. مذاکره را بابیان تاریخچه‌ای از گذشته فعالیت‌های خودتان شروع کنید. هرگونه طرح و برنامه توسعه برای آینده خود را مطرح کنید و اجازه دهید وی بخوبی بداند که چگونه ارتباط تجاری با شما می‌تواند به آنها کمک کند.

۴- از مشوق‌ها هم بپرسید

کل اساس و بنا مذاکره با عرضه‌کنندگان و تولیدکنندگان بر مبنای بدست آوردن بهترین قیمت، شرایط پرداخت، هزینه‌های تبلیغات یا تبلیغات مشترک با وی هست. می‌توانید مذاکره را اشاره به مشوق‌های موجود و ممکن آغاز کنید. از پرسش در مورد چیزی که می‌خواهید ترس و واهمه نداشته باشید.

۵- به رقابت هم اشاره‌کنید

اشاره کردن به رقابت موجود در بازار و همچنین نام بردن از رقبای فروشنده اصلاً چیز بدی نیست، اما نباید هیچ‌گونه اطلاعات محرمانه یا قیمت از طرف دیگر را به طرف مذاکره خود انتقال دهید. خواه این موضوع حقیقی باشد یا تنها درک شما از بازار باشد، هیچ اشکالی از گوشزد کردن قدرت رقیب طرف مذاکره شما در بازار به وی وجود ندارد.

 

۶- یک نقطه عادلانه برای توافق پیدا کنید

دقیقاً همانند خرده‌فروش، فروشنده هم باید برای باقی ماندن در بازار به سودی دست پیدا کند. رابطه با فروشنده بجای یک جنگ و نزاع باید به‌عنوان یک همکاری در نظر گرفته شود. همچنان که بر سر یک پیشنهاد خوب برای کسب‌وکار خود مذاکره می‌کنید، نتیجه را برای عرضه‌کننده هم در نظر داشته باشید.

 

۷- بلندمدت فکر کنید

ایجاد یک رابطه دوسویه مستحکم و قابل‌اعتماد با عرضه‌کننده تنها به نفع کسب‌وکار خرده‌فروشی شماست. فروشندگانی که احساس کنند مشتری آنها وفادار است، ممکن است برای حفظ رابطه بلندمدت مشوق‌های بیشتری را هم مدنظر قرار بدهند.

 

۸- عجله نکنید

هرگز برای خرید از فروشنده عجله نکنید. اگر از فرایند مذاکره راضی نیستید، برای فکر کردن در رابطه با پیشنهاد مطرح‌شده درخواست زمان داشته باشید.

 

۹- همه‌چیز را مکتوب کنید

همچنان که فرایند مذاکره به پایان خود نزدیک می‌شود، توجه داشته باشید که پیشنهاد مطرح‌شده حتما مکتوب شود. به‌هیچ‌وجه هیچ قراردادی را امضاء نکنید، مگر اینکه بطور کامل با صحبت‌های شفاهی مطرح‌شده مطابقت داشته باشند.

 

۱۰- کار نیکو کردن از پر کردن است

همه یک مذاکره‌کننده ذاتی به دنیا نمی‌آیند. فراگیری زمان سخن گفتن، زمان سکوت کردن و زمان خواندن زبان بدن طرف مقابل همه و همه نیاز به زمان و تمرین دارد. هرقدر بیشتر مذاکره کنید و مهارت‌های خود را بهبود ببخشید، نتایج بهتری کسب می‌کنید.


برگرفته شده از: روش هایی برای چانه‌زدن بر سر شرایط     http://ibazaryabi.com

 

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

بی خانمان

چگونه یک بی خانمان می تواند تبدیل به یک مدیرعامل شود؟

شاید فکر کنید رسیدن از درجه ی دستیاری به مدیر عاملی، بزرگ ترین داستانی است که در دنیای کسب و کار خواهید شنید. اما در مورد بی خانمانی در ۱۶ سالگی و رسیدن به مدیر عاملی یکی از بزرگترین شرکت های تغذیه و مواد غذایی ظرف چند دهه چه نظری دارید؟

این داستان زندگی دیوید سندوال است، کسی که Purium را با شعار محصولات غذایی سالم تأسیس کرد. پیوریم از طریق هزاران کارآفرین، به فروش ۵۰ نوع پودر، شربت و مکمل غذایی اشتغال دارد و با این کار در سال ۲۰۱۴ درآمدی ۴۷ میلیون دلاری کسب کرد و انتظار دارد با رشدی ۲۶۷ درصدی ظرف سه سال، در سال ۲۰۱۵ درآمد خود را به ۷۵ میلیون دلار برساند.

دیوید سندوال قصد دارد پا را از این نیز فراتر بگذارد. او در مصاحبه ی اخیر خود گفته است «به دید من، آنچه تا کنون به آن دست پیدا کرده ام، پله ی جهش به سمت دستاوردهای بزرگ تر است. هدف من تبدیل شدن پیوریم به یک شرکت چند میلیارد دلاری است و می دانم از پس این کار بر می آیم».

او موانع بزرگی را پشت سر گذاشته است. خودش در این باره می گوید: «بچه که بودم، خانواده ام به نان شب محتاج بود. من بیشترین انگیزه را از دورانی گرفتم که بی خانمان بودم و شب ها روی زمین و زیر سقف آسمان می خوابیدم».

بی خانمانی الهام بخش او برای کمک به دیگران شد. آنگونه که خودش می گوید «وقتی روی زمین خاکی بخوابید، باید نگران جانورانی باشید که ممکن است به محل خواب و لباس های شما راه پیدا کنند. بنابراین یاد می گیرید برای دور نگه داشتن حشرات اقدامات احتیاطی مختلفی انجام دهید. خاطرم هست شب ها به آسمان نگاه می کردم و با خدا راز و نیاز می کردم و می گفتم این شرایطی است که من در آن قرار دارم، اما خودم این نیستم. تا از سطل آشغال ها غذا پیدا نکنید و روی خاک نخوابید، معنای واقعی درماندگی را درک نخواهید کرد. استیصال بی پایانی که من در سن ۱۶ سالگی تجربه کردم، به نیروی پیشران من برای پیشرفت و کمک به دیگران بدل شد».

اما سندوال چگونه از کارتن خوابی به موفقیت رسید؟ ۵ عامل زیر به گفته ی خودش نقشی کلیدی در این مسیر داشته اند:

۱- خودشناسی و پیدا کردن مسیر درست

چطور بفهمیم مسیر درست برای ما کدام است؟

سندوال مدتها این طرف و آن طرف رفت تا در نهایت در مسیر درست قرار گرفت. وی در این باره می گوید: «من سال ها متوجه ارزش خودم نبودم. تا اینکه در اوایل دهه ی ۱۹۹۰ مجری یک برنامه ی رادیویی شدم و مردم کم کم به من توجه نشان دادند. در این دوران بود که به پتانسیل خودم پی بردم و خود واقعی ام را کشف کردم. آن تجربه کمک کرد اعتماد به نفس لازم برای انجام کار مورد علاقه ام، که همان کمک و راهنمایی دیگران است را پیدا کنم».

دیوید سندوال عقیده دارد همه باید تا جایی که می توانند وقت خود را در این مسیر صرف کنند. او می گوید «من ۱۰۰ درصد وقتم را به انجام کاری می گذرانم که دوست دارم. به بیان دیگر، هر کاری که برای پیوریم انجام می دهم برایم لذتبخش است. مهارت خوبی در مذاکره ی معاملات دارم، اما ترجیح می دهم از طریق تأثیرگذاری بر تغذیه، مکمل های غذایی و تجربه ی مردم در زندگی، وقتم را صرف نجات زندگی آنها کنم».

۲- ایستادگی برباورها

برای اینکه سازمان موفقی بنا کنید باید اعتقاد راسخ داشته باشید و از تلاش برای تحقق آنچه به آن باور دارید دست نکشید.

سندوال رهبرانی که الهام بخش دیگران می شوند را می ستاید. او می گوید: «الگوهای من اینها هستند: مادر ترزا، مارتین لوتر و گاندی. همه ی آنها موفق بوده اند چون از نیاز های برطرف نشده ی مردم حرف می زدند، و پای اعتقاداتشان می ایستادند. ایستادگی آنها تغییرات چشمگیری در پی داشته است».

۳- به انجام رساندن کارها

ایده آل های بلند پروازانه داشتن می تواند برای کارآفرینان و کارمندان یک شرکت انگیزه ی بسیار بزرگی محسوب شود.

اما چیزی که بیش از همه اهمیت دارد، تبدیل کردن این انگیزه به عمل است. سندوال توانایی خود در این زمینه را به نحو احسن به نمایش گذاشته است. او در این باره می گوید: «از نظر من موفقیت این است که خانواده و دوستانم بدانند دوستشان دارم، انتظاراتم در شرکت برآورده شوند، فهرست کارهای روزانه ام همه انجام شوند، و در نهایت، در تحقق بخشیدن به این اهداف، به خودم و دیگران استرس وارد نکنم».

۴- ساختن یک تیم عالی

با بزرگ شدن شرکت، دیگر کسی قادر نیست یک تنه از پس تمام کارها بر بیاید. طبیعی است کارآفرینی که می خواهد کار بزرگی انجام دهد باید افراد فوق العاده ای در اطراف خود داشته باشد که چشم انداز مشابهی نسبت به آینده دارند.

اما چه کسانی را باید به تیم خود اضافه کنید؟ پاسخ این سؤال برای سندوال این است: کسانی که می توانند کاری را خوب انجام دهند که خودتان مهارت چندانی در انجامش ندارید. او می گوید: «یکی از دوستانم درس خوبی به من داد. او گفت باید ۲۰ وقت خود را به آموزش، و ۸۰ درصد آن را به یادگیری اختصاص دهید. من کارآفرینی ماهری هستم، و خودم را با مدیران بسیار قابلی احاطه کرده ام. می دانم در مورد چه چیزهایی دانش و اطلاعات کافی ندارم و کسانی که در آن زمینه ها از من بیشتر می دانند را به این جمع اضافه می کنم».

او ادامه می دهد «عضوی از یک تیم بودن همیشه در انجام امور کاری و حتی غیر کاری بیشترین انگیزه را به من داده است. همیشه به دنبال این بوده ام که خودم را در جمع کسانی قرار دهم که از من بهتر یا باهوشتر بوده اند، نه «بله قربان» گو هایی که بتوانم برایشان مدیر بازی در بیاورم. من در کسب و کار این را سرلوحه ی کارم قرار دادم و همین موضوع به موفقیت پیوریم منجر شد».

۵- برقراری ارتباط با دیگران

اگر بتوانید تیم خوبی جمع کنید، کار کردن با آنها نیز برایتان آسان تر خواهد بود. همه چیز به توانایی ارتباط با دیگران بر می گردد.

سندوال ثابت کرده است در این کار مهارت بالایی دارد. او می گوید «چیزی که می خواهم بگویم احتمالاً حرف همه ی کسانی است که برایشان کار کرده ام: من توانایی فوق العاده ای در برقراری ارتباط با دیگران در هر زمینه ای دارم. از اعماق وجودم به فکر بقیه هستم و این ویژگی به من اجازه داده است در کارهایم موفق شوم. خیلی وقت پیش یاد گرفتم که مردم اگر به شخص خودتان اعتماد داشته باشند، به برندتان نیز اعتماد خواهند کرد. به همین سادگی».

لازم نیست بی خانمان باشید تا از دیدگاه های سندوال بهره ببرید.


برگرفته شده از: از بی خانمانی تا مدیر عاملی   http://digiato.com

 How This Formerly Homeless Entrepreneur Became an Uber-Successful CEO       http://www.inc.com

 دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

کسب و کار کوچک

آیا یک کاسب کوچک هم به برند نیاز دارد؟

وقتی که از کسب‌ و کارهای کوچک در رابطه با فعالیت‌های برندینگ آنها می‌پرسند، در پاسخ می‌گویند: “نام‌های بزرگ مبالغ زیادی برای برند هزینه می‌کنند، اما شرکت‌های کوچک فقط وابسته به همین مشتریان جزئی هستند و با آنها ادامه می‌دهند.” پس اگر شما یک بنگاه کوچک تجاری هستید، اینکه از ارزش برند چیزی ندانید، قابل توجیه و نادیده گرفتن است. اما توجه داشته باشید که چنین باوری در بازار امروز پذیرفته نیست.

حتی اگر به داشتن برند اعتقاددارید، ممکن است در بین کارها و فعالیت‌هایی که دارید، فعالیت‌های مربوط به برندسازی کم ‌ارزش‌ ترین فعالیت‌ها پس از کارهای روزمره برای پاسخ‌گویی به مشتریان و کسب درآمد قرار داشته باشد، که قابل درک است.

چرا شرکت‌های کوچک به برند نیاز دارند؟

خوب پس چطور می‌توانم شما را نسبت به ارزش داشتن برند متقاعد کنم؟ اگر صاحب  یک رستوران کوچک، وکیل یا حتی ارائه ‌کننده خدمات نظافت شیشه ساختمان هستید.

شاید بهترین و ساده‌ترین راه تغییر واژگان و استفاده از واژگان ملموس‌تر برای شما باشد. اگر بجای کلمه برند حرف از اعتبار کنیم بهتر است؟ مطمئناً برای برند خود ارزش قائل هستید.

برندسازی در مجموع در رابطه با تأثیر شما بر مخاطب است. اگر خواهان موفقیت در بازار هستید، این تأثیر از جانب شما باید دو کار را انجام دهد ، باید معلوم کند که چه چیز ویژه‌ای را ارائه می‌دهید و همچنین باید شما را در فضایی مثبت به مخاطب معرفی کند.

هرچند که اغلب کسب ‌و کارهای کوچک در بیشتر موارد تأثیر مثبتی از خود بر مشتری می‌گذارند، اما تاکنون فکر کردید اگر این بیشتر اوقات، همیشه بود، چه نتیجه کسب می‌کردید؟ باید در مورد این تأثیر مثبت – بر برند خودتان – فکر کنید و کارهایی را برای مدیریت آن انجام دهید که شامل دو مرحله می‌شود. اول باید ببینید نماینده چه چیزی هستید؟ چه کسی را هدف قرار داده‌اید و چه جایگاهی برای خودتان می‌بینید؟ سپس باید توجه کنید که تمامی بخش‌ها و فعالیت‌های شما هماهنگ با این جایگاه مدنظر باشد.

ایجاد کردن این تأثیر مثبت

بسیاری از کسب‌ و کارهای کوچک تصور می‌کنند که برند فقط برای کسب ‌و کارهای بزرگ با بودجه‌های کلان است. اما حقیقت این است که نام شرکت شما، چگونگی پاسخ گفتن به تلفن‌ها، نظر مشتریان درباره شما زمانی که از آنها در مورد شما پرسیده می‌شود – اینها همه همان چیزهایی است که آن تأثیر مثبت از شما را و حس کار کردن با شما را ایجاد می‌کند و این همان برند شماست. بنابراین می‌توانید اجازه دهید هر تأثیری که ممکن است بطور اتفاقی خودش درباره شما شکل بگیرد یا اینکه کنترل آن را در دست گرفته و آن را به نفع خودتان مدیریت کنید.

همچنین نکته مهمی که در این رابطه باید به آن بسیار توجه داشته باشید که تأثیر برند تنها در بازار بر روی مشتریان و مصرف‌کنندگان محصولات و خدمات نهایی عرضه ‌شده از طرف شما نیست، بلکه برند و آن تأثیر مثبت شما بر بازار بطور عکس در طی زنجیره تأمین مواد اولیه شما نیز به نفع شما عمل می‌کند و دید عرضه‌کنندگان مواد اولیه را هم نسبت به شما تغییر می‌دهد. به عبارتی از تمام اعضاء زنجیره تأمین هم تأثیر می‌پذیرد و هم بر تک تک آنها تأثیر می‌گذارد.

پیام نهایی کاملاً مشخص است، اگر کسب ‌و کاری دارید، پس یک برند هم دارید. اینکه چه رفتاری با این برند می‌کنید، فقط و فقط بستگی به شما دارد.


منبع: من یک کاسب جزء هستم، اصلاً چه نیازی به برند دارم؟   http://ibazaryabi.com

 

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

اخراج کارمندان

کی باید استعفا دهیم؟

ابتدا لازم است دقت کنید که ترک کردن یک شغل لزوما به معنای ترک کردن سازمان نیست؛ ممکن است شما گردش شغلی داشته باشید (به واحد دیگری در سازمان منتقل شوید)، یا ممکن است ارتقا بگیرید. اما این نشانه ها به شما اخطار می دهند که یک جای کار می لنگد و بهتر است به فکر استعفا، گردش شغلی یا چانه زنی برای ارتقا باشید.

درود بر مکبث که پادشاه خواهدشد
ممکن است این شرایط برای تان پیش آمده باشد که یک پست سازمانی بالاتر خالی شده و شما انتظار دارید که شما را منصوب کنند، اما افراد دیگری از داخل یا بیرون سازمان آن شغل را می گیرند. یا ممکن است که سازمان شما آن قدر کوچک باشد که موقعیت های شغلی در آن بسیار محدودند و شما مطمئن هستید که تا سال ها فرصتی برای ارتقا در آن سازمان نخواهید داشت.

شما می بینید که هم کلاسی های قدیمی تان پله به پله ارتقا می یابند و سرپرست و رییس و مدیر و معاون می شوند و شما نه تنها در چند سال گذشته هیچ ارتقایی نصیب تان نشده، بلکه حتی امید به دست آوردن آن را هم در آینده نزدیک ندارید. اگر شما به این نتیجه برسید که در شغل کنونی تان فرصتی برای ارتقا وجود ندارد یا ارتقای شغلی شما ناکافی و زمان بر خواهد بود، این نتیجه گیری می تواند نشانه ای باشد برای این که باید شغلتان را عوض کنید.

این که چقدر باید این نشانه را جدی بگیرید، بستگی به میزان جاه طلبی شما دارد. بعضی افراد بیش تر به دنبال ارتقای شغلی هستند، در مقابل بعضی دیگر چندان حوصله و انگیزه جنگیدن برای مناصب بالاتر را ندارند و ترجیح می دهند یک گوشه بنشینند و نان و ماست شان را بخورند. نمی خواهم مثل آن سه پیرزن در نمایش نامه مکبث وسوسه قدرت طلبی را در دل شما بیدار کنم، اما خوب است که شما هم به فکر ارتقای شغلی باشید.

کار در دیزنی لند
تصویر ذهنی مطلوب آدم ها از یک محیط کاری متفاوت است. شما هم سلیقه خاص خودتان را دارید اما اگر محیط کارتان را نمی پسندید و اگر ارتباط متناسبی با همکاران تان ندارید، ممکن است این مساله منجر به استعفای شما شود. ممکن است شما به دنبال یک محیط کاری پرانرژی و پرجنب و جوش باشید اما از بد روزگار سر از اداره ای در آورده اید که همه در آن چرت می زنند.

ممکن است شما فردی سنتی باشید و همکاران تان متجدد باشند یا برعکس. ممکن است همکاران تان سال ها سابقه دوستی با هم داشته باشند و شما را میان خودشان نپذیرند. ممکن است محیط کار شما پرتنش باشد، ممکن است برخی خصوصیات فرهنگی در محیط کار باشد که شما نمی پسندید (ریاکاری، چاپلوسی، زیرآب زنی و…).

در نهایت شما زمان زیادی از زندگی تان را در کار سپری می کنید و اگر این محیط برای شما دل چسب نیست می تواند یکی از دلایل ترک کردن کار باشد. قرار نیست محیط کار برای من و شما مثل دیزنی لند باشد، اما چه بهتر اگر باشد!

رییس بد
مشهور است که می گویند «افراد شغل شان را ترک نمی کنند بلکه رییس شان را ترک می کنند». به عبارت دیگر داشتن ارتباط خوب با رییس یکی از عوامل مهم ماندن یا نماندن در یک شغل است. ممکن است شما مهندس خوبی باشید، اما اگر رییس تان از شما خوشش نیاید، می تواند طوری با شما رفتار کند که انگار شما یک آدم بی مصرف هستید، کارمندی که هرکاری انجام می دهد پر از ایراد است: «اصلا صبر  کنید ببینم، چه کسی این انگل را استخدام کرده است؟».

 گاهی نیز شما احساس می کنید که رییس تان لیاقت ریاست بر شما را ندارد. اگر شما حس کنید رییس تان آدم بی سواد و بی کفایتی است که فقط به اتکای شانس یا نفوذ پسرخاله اش توانسته موقعیتی بالاتر از شما بیابد، این دیدگاه منفی شما، چه درست باشد و چه نباشد، به تدریج تحمل او را سخت خواهدکرد.

می خواهی خلبان شوی یا لاستیک فروش؟
آدم ها علایق متفاوتی دارند؛ برخی مشاغل فنی را دوست دارند، بعضی کارهای خلاقانه را بیش تر دوست دارند، بعضی افراد دوست دارند در مشاغلی باشند که همراه با تعامل با آدم های دیگر است. اگر علایق تان را درست تشخیص نداده اید یا به اجبار شغلی را برعهده گرفته اید که باب طبع تان نیست، خوب است که درباره تغییر شغل تان فکر کنید.

همه آدم ها از تغییر شرایط واهمه دارند اما خیلی وقت ها این ترس بی اساس است. این نکته طلایی را به خاطر داشته باشید: احتمال این که شما در شغل مورد علاقه تان موفق باشید بیش تر از احتمال موفقیت در شغلی است که آن را از روی اجبار و ترس از بی کاری بی پولی انجام می دهید. پس برای ترک کردن شغلی که به آن علاقه دارید دل و جرات بیش تری به خرج دهید.

امروز چه چیزی یاد گرفتی؟
جایی خواندم که اگر به جایی رسیدید که می توانید تنظیمات شغل تان را روی اتوپایلوت بگذارید و نیمه خواب و نیمه بیدار کارتان را انجام بدهید، بهتر است به تغییر شغل تان فکر کنید. وقتی شما شغل جدید را آغاز می کنید، نکات آموزنده زیادی برای شما دارد، اما پس از مدتی دیگر شما چیز جدیدی یاد نمی گیرید. با تکرار فعالیت ها، ظرایف کار را حفظ شده اید و آن شغل بیش تر از آن، فرصتی برای اعتلای حرفه ای شما نخواهد بود.

به چالش جدید سلام کن
گاهی وقت ها شما خودتان متوجه کم شدن کارایی تان می شوید، گاهی وقت ها نیز همکاران تان یا رییس تان این مساله را می فهمند و به شما اطلاع می دهند. خبر بدی است که شما دیگر مثل گذشته نمی درخشید. دیگر آن روزها که با خلاقیت، نوآوری و تیزبینی کارهایی را انجام می دادید که همه متعجب می شدند، گذشته است. نمره شما در ارزیابی عملکردهایی که انجام می شود پایین می آید، دیگر در جلسات مختلف صحبت از شایستگی های شما نیست و دیگر همکاران تان به شما حسودی نمی کنند. در سراشیبی افتاده اید و کارایی تان در حال کم شدن است.

کاهش کارایی هم می تواند یکی از نشانه هایی باشد که شما به تغییر شغل نیاز دارید. شما به یک چالش جدید نیاز دارید تا دوباره بتوانید توان مندی های خاک گرفته تان را از پستو بیرون بیاورید.

لعنت به صبح شنبه
آیا وقتی صبح از خواب بیدار می شوید زیر لب می گویید «اه، دوباره باید برم سر کار؟» آِیا به دلیل فشار کار و تنش با همکاران دچار سردرد و اسپاسم عضلانی می شوید؟ مصرف سیگارتان زیاد شده؟ آیا مدام درباره شغل تان غر می زنید؟ آیا از این که مریض بشوید و توی خانه بمانید خوشحال می شوید؟ همه این ها علائمی هستند از این که جسم و روح شما در این شغل آزار می بیند.

ممکن است بتوانید با تغییر برخی شرایط دوباره به وضع مناسب برگردید. مثلا برای کاهش فشار کاری چاره ای بیابید، یا همکارتان را که شما را آزار می دهد، سر جایش بنشانید و… اما اگر این شیوه ها موثر نبود و همچنان جسم و روح شما علائم تکرارشونده ای را برای شما فرستادند، بهتر است این علائم را جدی بگیرید.

سلامت شما مهم تر از کار شما است. کار باید به زیباتر شدن زندگی شما کمک کند. نه دوران ما دوران مصر باستان است و نه شما بردگان مامور ساخت اهرام ثلاثه اید. شما لیاقت یک شغل خوب را دارید. شغلی که در آن صبح شنبه و شروع دوباره هفته برای تان کابوس نباشد.

صبر، صبر، صبر
در نهایت باید بگویم اگر تصمیم به استعفا گرفتید، بهتر است سنجیده عمل کنید. ببینید که آیا موقعیت مناسب جایگزینی در اختیار دارید؟ چه قدر به حقوق تان وابسته اید؟ چه قدر پس انداز دارید؟ چه قدر طول می کشد شغل جدیدی بیابید؟ شاید بهتر باشد استعفا دادن را تا پیدا کردن شغل جایگزین عقب بیندازید. شاید بهتر باشد در همان سازمانی که اشتغال دارید واحد کاری تان را عوض کنید. فرمان زندگی تان را به دست خشم نسپارید. شجاع باشید و در عین حال صبور.


برگرفته شده از: چه وقت باید استعفا داد؟    http://iranianpath.com

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

ایجاد انگیز

چگونه در کارکنان خود انگیزه ایجاد کنیم؟

صاحبان کسب و کارهای کوچک از منابع بی‌پایان مالی برخوردار نیستند، و برخلاف شرکت‌های غول‌آسا که می‌توانند به کارکنان خود حقوق‌های چرب و چیلی بدهند، در همین حد که بتوانند مایحتاج اولیه شرکت خود را تأمین کنند کلاهشان را هوا می‌اندازند.

اگر شما هم نمی‌توانید به کارکنان کسب و کار کوچک خود حقوق‌های نجومی بدهید، بدانید تنها نیستید. هر چه کسب و کاری کوچک‌تر باشد، حقوقش هم پایین‌تر است. حال که سرمایه‌تان محدود است، چه طور می‌توانید کارکنان خود را راضی و مولد نگاه دارید؟ شاید باورتان نشود که پول تنها روش انگیزش نیست. در عوض می‌توانید از این پنج روش غیرپولی برای دادن انگیزه به کارکنانتان و حفظشان استفاده کنید:

[highlight background=”” color=””]1- اجازه دهید از منزل کار کنند.[/highlight]

برای بسیاری از کارکنان گزینه کار کردن از منزل انگیزه مهمی ایجاد می‌کند. خودمانیم، چه کسی دلش نمی‌خواهد با لباس خانه و دمپایی روفرشی کار کند؟ دو سوم از افراد تمایل دارند از منزل کار کنند و ۳۶% می‌گویند این گزینه از افزایش حقوق هم برایشان مهم‌تر است. بنا بر یک پژوهش، افرادی که دستکم سه روز در هفته از منزل کار می‌کنند احساس رضایت بیش‌تری نسبت به شغلشان دارند، چرا که به استرس کم‌تری دچار می‌شوند و عوامل مزاحم کم‌تری آن‌ها را از کارشان باز می‌دارد.

[highlight background=”” color=””]2- روش قدیمی اما مؤثر قدردانی.[/highlight]

یکی از ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین روش‌های ایجاد انگیزه در کارکنان قدردانی از زحماتشان است، که اغلب نادیده گرفته می‌شود. هر کسی دوست دارد زحماتش دیده شود، به خصوص اگر از حد وظیفه خود به قول معروف بیش‌تر مایه بگذارد. قدردانیِ خود را چه با تشکر رودررو نشان دهید و چه با مرخصی تشویقی، در درازمدت بازخورد چشمگیری دریافت خواهید کرد. در واقع، سازمان‌هایی که دارای برنامه‌های قدردانی جذابی هستند، کارکنانشان به میزان ۳۱% کم‌تر از دیگر سازمان‌ها استعفا می‌کنند.

[highlight background=”” color=””]3- شوخ‌طبعی را به محیط کار ببرید.[/highlight]

محیط کار مفرحی برایشان فراهم کنید. بسته به فرهنگ خود، می‌توانید برای نمونه با برگزاری میهمانی، مسابقه یا جلسات تماشای فیلم محیطی شاد ایجاد کنید. خلاقیت به خرج دهید و نظر خودشان را نیز جویا شوید. وقتی کارکنان برای رفتن به محیط کارشان اشتیاق داشته باشند، کم‌تر بر میزان حقوق خود تمرکز می‌کنند.

[highlight background=”” color=””]4- به آن‌ها اختیار عمل دهید.[/highlight]

آیا به کارکنانتان فرصت در دست گرفتن پروژه و نشان دادن استعدادهایشان را می‌دهید؟ این یکی از روش‌های ایجاد رضایت شغلی است. در یک پژوهش، ۵۹% از کارکنان «فرصت به کارگیری مهارت‌ها و توانایی‌ها»ی خود را در تعیین میزان رضایت شغلی خود «بسیار مهم» عنوان کردند.

سریع‌ترین راه برای توانمندسازی کارکنان دادن اختیار عمل در انجام وظایف و پروژه‌های روزانه به آن‌هاست. کارکنانتان را زیر ذره‌بین مدیریتتان قرار ندهید. افسار را به آنان بسپارید، عقب بکشید و فضای کافی برای انجام کارشان به آن‌ها بدهید. با این کار نه تنها اعتماد به نفسشان تقویت می‌شود، بلکه راضی و مولد باقی می‌مانند.

[highlight background=”” color=””]5- امکان ارتباط را باز نگاه دارید.[/highlight]

یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های کسب و کارهای کوچک این است که کارکنان احساس تعلق بیش‌تری نسبت به شرکت و مقام‌های ارشد خود دارند. برخلاف کارکنان شرکت‌های عظیم، کارکنان شرکت‌های کوچک می‌توانند تأثیری را که بر موفقیت کلی شرکت می‌گذارند به چشم خود ببینند.

به همین دلیل است که باید امکان ارتباط با کارکنان باز باشد. به طور مرتب با آن‌ها درباره روند پیشرفت کار صحبت کنید و بگذارید از نقشی که در موفقیت شرکت داشته‌اند باخبر باشند. با این کار کسب و کار کوچک شما مزیتی مهم نسبت به شرکت‌های عظیم و بی‌روح پیدا می‌کند، و کارکنانتان نمی‌توانند به امید حقوق بیش‌تر به راحتی از کار کردن در آن‌جا دل بکنند.


برگرفته شده از:  http://www.investopedia.com      Ways to Motivate Staff in a Small Business

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

کارمند ایده آل

۶ ویژگی کارمند ایده آل

کارمند خوب کارمندی قابل‌اعتماد، قابل اتکا، فعال، سختکوش، رهبری خوب و پیرویی خوب است. و البته هستند کارکنانی که از این سطح نیز فراتر می‌روند و در دسته کارکنان بی‌نظیر قرار می‌گیرند. این کارکنان از این هشت ویژگی برخوردارند:

۱- اهمیتی به شرح وظایف نمی دهند. هر چه شرکتی کوچک‌تر باشد، کارکنان باید فرزتر باشند و سریع‌تر خود را با تغییر در اولویت‌ها وفق دهند، و برای انجام کارها، فارغ از جایگاه و شرح وظایفشان، از هیچ کوششی دریغ نکنند.

۲- جلوی جمع دیگران را تحسین می‌کنند. خیلی احساس خوبی است وقتی رئیس آدم از آدم تعریف کند. و احساس فوق‌العاده‌ای است وقتی یکی از همکاران جلوی دیگران از آدم تعریف کند. کارکنان بی‌نظیر کمک‌های دیگران را می‌بینند و قدر می‌نهند، به خصوص در جمع که اثر کلمات به مراتب بیش‌تر نیز هست.

۳- شکایت خود را به گوشه‌ای خلوت می‌برند. همیشه از کارکنان خواسته می‌شود مشکلاتی که به ذهنشان می‌رسد را مطرح کنند. بسیاری از کارمندان خوب اغلب موضوع‌های حساس را داخل گروه مطرح می‌کنند، اما کارکنان بی‌نظیر ترجیح می‌دهند پیش یا پس از جلسه سراغتان بیایند و درمورد موضوع‌های حساس با شما صحبت کنند، چون می‌دانند پیش کشیدن چنین موضوعی داخل گروه می‌تواند به آن دامن بزند.

۴- وقتی کسی حرف نمی‌زند، حرف می‌زنند. برخی از کارکنان تمایلی به صحبت در جلسه‌ها ندارند. بعضی‌ها حتی تمایلی به صحبت کردن به طور خصوصی نیز ندارند.

یک بار یکی از کارکنان داخل جلسه سؤالی را از من پرسید که می‌دانستم پاسخش را می‌داند. پس از جلسه از او پرسیدم: «برای چه این سوال را پرسیدی؟ تو که خودت پاسخش را می‌دانستی.» او گفت: «من می‌دانستم، اما خیلی‌های دیگر نمی‌دانستند و می‌ترسیدند بپرسند.»

کارکنان بی‌نظیر به طور غریزی حواسشان به انسان‌های اطرافشان و نیازهای آن‌ها هست.

۵- آن‌ها می‌خواهند خود را به دیگران ثابت کنند. خودانگیزشی اغلب از میلی سرچشمه می‌گیرد که به دیگران نشان دهیم قضاوتشان اشتباه است. کسی که دانشگاه نرفته یا زنی که به او گفته‌اند از پتانسیل مدیریت برخوردار نیست، در وجود خود عطشی سوزان احساس می‌کند تا به دیگران ثابت کند اشتباه می‌کنند.

تحصیلات، هوش، استعداد و مهارت همگی دارای اهمیت‌اند، اما داشتن این میل ضروری است. کارکنان بی‌نظیر از میلی به مراتب عمیق‌تر و شخصی‌تر از صرفاً علاقه به انجام درست کارشان نیرو می‌گیرند.

۶- مدام در حال ور رفتن هستند. بعضی از افراد کم پیش می‌آید احساس رضایت کنند (و منظورم جنبه خوب آن است)، و همواره مشغول دستکاری چیزی هستند: تغییر دادن جدول زمانی، اصلاح یک فرآیند و غیره.

کارکنان خوب فرآیندها را مو به مو اجرا می‌کنند. حال آن که کارکنان بی‌نظیر همواره راهی برای بهیه‌سازی آن فرآیند پیدا می‌کنند. نه به این علت که کسی از آن‌ها انتظاری دارد، فقط دست خودشان نیست و ذاتشان این گونه است.


برگرفته شده از:  Qualities of Remarkable Employees      http://www.inc.com

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

کسب و کار

هفت کاری که باید پیش از راه‌اندازی کسب و کارتان انجام دهید.

ایده‌ای برای راه‌اندازی یک کسب و کار به ذهنتان رسیده و فکر می‌کنید مورد توجه قرار می‌گیرد و اشتیاق فراوانی برای راه‌اندازی‌اش دارید. اما از کجا باید شروع کنید؟ فرایند راه‌اندازی و مدیریت یک کسب و کار شاید به آن دشواری که تصور می‌کنید نباشد. این مراحل گام به گام برای پیاده‌سازی ایده معرکه‌ای که به ذهنتان رسیده به شما پیشنهاد می‌شود:

۱- خاطرجمع شوید که به موضوع کسب و کارتان در درازمدت علاقه دارید.

وقتی قرار است کسب و کاری را راه‌اندازی کنید، باید درجه‌ای از شور و حرارت در وجودتان داشته باشید. انواع و اقسام اطلاعات درباره شرایط مناسب راه‌اندازی یک کسب و کار تازه وجود دارد، اما اگر به کسب و کاری که قرار است راه‌اندازی کنید از صمیم قلب علاقه نداشته باشید، شک نکنید که شکست می‌خورید. آدم‌های بسیاری را دیده‌ام که کسب و کاری را صرفاً چون شرایطش مهیا بوده در دست گرفته‌اند، نه چون رؤیایشان بوده است. برای این که تجارتتان تکانی بخورد باید زمان بسیاری را صرف آن کنید. پس حواستان باشد که حوزه کاری‌ای را انتخاب کنید که از صرف این همه زمان برایش لذت می‌برید.

۲- آموزش ببینید.

می‌توانید در دوره‌های آنلاین یا کلاس‌های دانشگاهی شرکت کنید. از دوره‌هایی که اتاق بازرگانی کشورتان عرضه می‌کند نیز غافل نشوید.

۳- یک نقشه تجاری بنویسید.

نقشه تجاری به شما کمک می‌کند مسیر حرکتتان را بدانید. خیلی‌ها اعتقادی به نقشه تجاری ندارند، اما آوردن ایده‌ها بر روی کاغذ به آن‌ها اعتبار می‌بخشد. کمک می‌کند سرمایه مورد نیاز را گردآوری کنید و نشان می‌دهد که حسابی درمورد ایده‌تان فکر کرده‌اید.

۴- از یک گروه مشاور برای همفکری بهره ببرید.

در این گروه از استادان دانشگاه، حسابداران، وکیلان و مدیران بانک‌ها دعوت کنید. با این کار افرادی دور و برتان خواهند بود که ایده‌تان را بررسی کنند و در صورتی که نقشه‌تان را عملی کردید به آن اعتبار می‌بخشند.

۵- از همان ابتدای فرایند یک حسابدار استخدام کنید.

سارا برنینگهام، مالک شرکت روابط عمومی، بازاریابی و برندینگ لیتل برد (Little Bird) می‌گوید: «وقتی به فکر راه‌اندازی کسب و کار خودم افتادم، در شغلی تمام وقت مشغول بودم. اما پیش از شروع تجارت خودم، نخست شرایط آن را فراهم کردم، و استخدام حسابدار گام مهمی در این مسیر بود. خیلی‌ها درک نمی‌کردند که چرا من که هنوز از کارم استعفا نکرده بودم و هنوز پولی از کسب و کار جدیدم درنیاورده بودم، حسابدار استخدام کردم. اما با این کار فهمیدم از دیدگاه سوددهی چه کارهایی باید بکنم تا نقشه‌ام نتیجه دهد. همین طور از زیر و بم قوانین مالیاتی باخبر شدم.»

۶- به این فکر کنید چگونه باید مشتری جمع کنید.

بسته به نوع کسب و کاری که شروع می‌کنید،  تبلیغ دهان به دهان در ابتدای کار بسیار مهم است. پیش از شروع کارتان، در شبکه‌های اجتماعی خود را نشان دهید و کسب و کارتان را معرفی کنید.

هر کسب و کاری، فارغ از تعداد مشتریانش، هزینه ثابتی دارد، بنابراین داشتن نقشه‌ای برای جذب سریع مشتریان تازه و حفظ مشتریان کنونی از اهمیت زیادی برخوردار است.

۷- داده‌های جمعیت‌شناختی گردآوری کنید و منطقه‌ای را که قصد دارید کسب و کارتان را در آن‌جا ایجاد کنید بررسی کنید.

مکانی را صرفاً به این دلیل که هر روز از مقابلش رد می‌شوید انتخاب نکنید. حتی انتخاب مکان از این دست تا آن دست خیابان ممکن است زمین تا آسمان در رونق کسب و کارتان فرق داشته باشد. همچنین در روزهای گوناگون و زمان‌های گوناگون در روز به مکان مدنظر خود سربزنید.


برگرفته شده از: Things to Do Before You Start Your Business      http://www.businessnewsdaily.com

 

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

طرح کسب و کار

۱۰ نکته ضروری در طرح کسب و کار (business plan)

درست است که تمامی کسب و کارهای موفق با یک ایده آغاز می‌شوند، اما نخستین گام به سمت عملی کردن ایده‌تان نوشتن یک طرح سنجیده است. از ۱۰ کارشناس درخواست شد تا در تبیین اصول طرح کسب و کار کمک کنند. هر یک به موردی غیرمعمول اشاره کردند که هر طرحی باید از آن برخوردار باشد. این ۱۰ مورد از این قرارند:

بررسی رقیبان

اگر تمرکز کارآفرینان هنگام نوشتن طرح کسب و کار فقط و فقط بر روی خود باشد، اشتباه بزرگی مرتکب می‌شوند. بخشی از طرح کسب و کار باید به بررسی رقیبان اختصاص یابد. اشلی نلسون (Ashley Nelson) ، مدرس مدیریت مالی شخصی، می‌گوید. «هیچ کس دلش نمی‌خواهد در جایگاه ذخیره قرار گیرد. پس با شناسایی نقاط قوت و ضعف رقیبان در طرح کسب و کار می‌توانید در جایگاه بالاتری نسبت به آنان قرار گیرید.»

نوآوری

کسب و کارهایی که می‌خواهند خلاق باشند، باید نوآوری را از همان ابتدا در اولویت خود قرار دهند. ایمی هاچنز (Amy Hutchens)، مدیر عاملAmyK International  می‌گوید: «وقتی نوآوری بخشی از طرحتان باشد، این فرآیند تعمدی می‌شود و نه واکنشی یا تصادفی، و امکان پایه‌گذاری فرهنگ نوآوری در درازمدت مهیا می‌گردد.»

در نظر گرفتن احتمال‌ها

در طرح‌های کسب و کار باید فضایی برای تغییر در نظر گرفته شود. جاستین پالمر (Justin Palmer) بنیان‌گذار و مدیرعامل MedSaverCard می‌گوید: «در عصر دیجیتال که کسب و کارها عملکرد به مراتب سریع‌تری دارند، در نظر گرفتن احتمال‌ها در طرح کسب و کار برای آگاهی از این که چه زمانی باید رویه‌مان را تغییر دهیم ضروری است.»

آمادگی برای موفقیت

از سوی دیگر، کسب و کارها باید از همین طرح به منظور آمادگی برای موفقیت‌های پیش‌بینی‌نشده نیز استفاده کنند.

ال کاپلان (Elle Kaplan) مدیر عامل Lexion Capital Management می‌گوید: «من وقتی کسب و کارم را راه‌اندازی کردم، هیچ گونه آمادگی‌ای برای موفقیت و میزان رشد شرکتمان نداشتم. بنابراین کسب و کارها باید از پیش این رشد سریع را پیش‌بینی و برای آن برنامه‌ریزی کنند.»

پایبندی به طرح

طرح‌ کسب و کار به درد خاصی نمی‌خورد، مگر این که به آن‌ عمل شود. باب شیریلا (Bob Shirilla) مدیر بازاریابی Keepsakes Etc. و Simply Bags در این باره می‌گوید: « رعایت این مورد ما را خاطرجمع می‌کند که مدیران، طرح کسب و کار را درک کرده‌اند و از آن پشتیبانی می‌کنند. بسیاری از سازمان‌ها به دلیل درک نکردن طرح خود و پیروی نکردن از آن نمی‌توانند به هدف‌های خود دست یابند.»

طرح خروج

درست است که هنگام راه‌اندازی یک کسب و کار به تنها چیزی که نمی‌خواهیم فکر کنیم خروج از آن کسب و کار است، اما طراحی یک استراتژی خروج مناسب به همراه طرح کسب و کار بعدها در مدت فعالیت آن کسب و کار کمک بزرگی به ما خواهد کرد.

نِیت بانگر (Nate Bunger) کارآفرین نمونه می‌گوید: «بیش‌تر مردم کسب و کاری را راه‌اندازی می‌کنند، بی‌‌آن که فکر کنند برای خروج از آن کسب و کار چه اقدامی باید بکنند. اما تمامی طرح‌های کسب و کار به یک نقشه خروج نیاز دارند. هدف اصلی از راه‌اندازی هر کسب و کاری به دست آوردن دارایی‌هایی برای فروش است که باید حتی پیش از راه‌اندازی یک شرکت در موردش برنامه‌ریزی کرد.»

راهی برای پیاده‌سازی طرح

سودمندی هر طرح کسب و کار را قابلیت پیاده‌سازی آن تعیین می‌کند. به قول لیندا پوفال (Linda Pophal) نویسنده کتاب «راهنمای کامل طرح‌ریزی استراتژیک برای کودن‌ها[۱]»، یکی از اصلی‌ترین دشواری‌ها برای هر کسب و کاری «پیاده‌سازی طرح است. فکر می‌کنم چون وقتی فرآیند طرح‌ریزی به پایان می‌رسد، کل تیم خسته و کوفته‌اند و فقط دلشان می‌خواهد کارها را به روال سابق انجام دهند.»

روان‌نگاری (psychographics)

شرکت‌ها برای رسیدن به موفقیت باید به روش صحیح با جمعیت هدف خود مرتبط شوند. اما طرح کسب و کار باید مشتریان هدف را از نظر عواملی همچون سبک زندگی، نیازها و تمایل‌ها نیز بررسی کند.

امبر گودیناف (Amber Goodenough)، بنیان‌گذار OnRamp می‌گوید: «در این دوره و زمانه تنها گنجاندن اطلاعات جمعیت‌شناختی در طرح کسب و کار کافی نیست. روان‌نگاری بینش عمیق‌تری به نیازها، خواسته‌ها و مشکلات مشتریانتان به شما می‌بخشد. هر چه بینشتان عمیق‌تر باشد، محصولات و خدمات مناسب‌تری عرضه می‌کنید، و در نتیجه درآمدزایی بیش‌تری خواهید داشت.»

استراتژی رسانه‌های اجتماعی

با افزایش محبوبیت شبکه‌های اجتماعی، کارآفرینان باید در طرح‌های کسب و کار خود استفاده استراتژیک از این شبکه‌ها را مد نظر قرار دهند. استفانی چیکارلی (Stephanie Ciccarelli) از بنیان‌گذاران و مدیر بازاریابی Voices.com می‌گوید: «هر کسب و کاری باید در طرح خود چگونگی استفاده از شبکه‌های اجتماعی را برای هدایت بازدیدکنندگان به وبسایت یا فروشگاه خود بگنجاند. در هر طرحی باید بخشی به استفاده از فیسبوک، توئیتر، لینکداین، پینترست یا گوگل پلاس برای بازاریابی اختصاص یابد.»

روشی برای حفظ مشارکت کارکنان

در طرح کسب و کار باید بی‌برو برگرد به چگونگی مشارکت کارکنان پرداخته شود.

بیل روزنتال (Bill Rosenthal) مدیر عامل Communispond می‌گوید: «شما باید در طرح خود روش‌هایی را بگنجانید که به کارکنان نشان دهید رفاه آنان با رفاه شرکت در یک راستاست. معیارهایی را برای عملکرد تک تک کارکنان تعریف کنید و پاداشی برای رعایت این معیارها در نظر بگیرید.»

[۱] . The Complete Idiot’s Guide to Strategic Planning


برگرفته شده از: Unexpected Things Every Business Plan Needs        http://www.businessnewsdaily.com

 دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

چگونه تمرکز کنیم

چگونه تمرکز کنیم؟ از زبان کار آفرینان جوان

راه‌اندازی و توسعه یک کسب و کار، نقطه مقابل شغل‌های معمولی با ساعات کاری مشخص ۸ ساعت در روز است. برای کارآفرینان زمانیبرای ساعت‌زدن روزانه نیست؛ کار آفرینان تا جایی که بتوانند کار می‌کنند. در کارآفرینی این کارکردن بی‌حد و حصر کارآفرینان شامل هر نوع کاری می‌شود! و سمت دیگر این همه‌کاره بودن این است که نیاز به تمرکز بسیار بالایی وجود دارد و به‌دست آوردن و حفظ این تمرکز کار بسیار دشواری است.

در اینجا برخی نکات را از زبان کارآفرینان بیان می کنیم.

[highlight] ۱. زنگ تفریح برای خودتان در نظر بگیرید[/highlight]

یکی از مزایای کارکردن برای خودتان این است که لازم نیست نگران ساعات حضور خود باشید. کارها و عملکرد شما مسئول موفقیت یا شکست شرکت هستند، نه مدت زمانی که در دفتر کار حاضر می‌شوید یا زمانی که آن را برای صرف ناهار ترک می‌کنید. من هر چند وقت یک‌بار لابه‌لای کارها ۱۵ دقیقه چرت روزانه می‌گنجانم و زمانی که بیدار می‌شوم بسیار بهره‌ورتر از پیش به کار ادامه می‌دهم.

[highlight] ۲.کنترل سر و صدای محیط اطراف[/highlight]

برای من موسیقی بهترین راه حفظ تمرکز است. من دوست دارم سروصدای پس‌زمینه در دفتر کارم را با گوش‌دادن به موسیقی ساکت‌کنم. در Spotify (و یوتیوب) لیست‌های جالبی برای موسیقی‌های مناسب برای تمرکز وجود دارد. همیشه برای یک جفت هدفون باکیفیت سرمایه‌گذاری کنید!

[highlight] ۳. زمان مشخصی برای برگزاری جلسات تعیین کنید[/highlight]

وقتی استارتاپی را می‌گردانید، فرصت‌های زیادی برای ملاقات با مشتریان، مشاوران و سرمایه‌گذارها پیدا می‌کنید. اگر تمامی درخواست‌ها را قبول می‌کردم دیگر وقتی برای توسعه و پیشرفت کارها باقی نمی‌ماند. ما سعی کرده‌ایم به جای پخش‌کردن جلسات در طول هفته، حتی‌الامکان آنها را فقط در جدول زمانی پنجشنبه‌ها بگنجانیم.

[highlight] ۴. ذهن خود را آرام کنید[/highlight]

گوش‌دادن به موسیقی تکراری در حین کار به من کمک می‌کند تا “متمرکز” بمانم. به‌علاوه‌، کارکردنِ دیروقت به من در حفظ تمرکز کمک می‌کند؛ چون وقتی مغزم کمی خسته شده تمرکزکردن برایم آسان‌تر می‌شود.

[highlight] ۵. اولویت بندی کردن کارها[/highlight]

رسیدگی به چند کار کوچک پیش از رفتن سراغ یک کار بزرگ باعث می‌شود کار بزرگ‌تر با راحتی بیشتری پیش برود. دکمه‌های میان‌بر صفحه‌کلید رایانه نیز کمک زیادی به حفظ تمرکز در حین انجام کارها می‌کند.

[highlight] ۶. برنامه‌ریزی جامع[/highlight]

اگر می‌خواهید کاری را انجام دهید آن را در تقویم بنویسید. اگر کاری در تقویم من نباشد انجام نخواهد شد!

[highlight] ۷. سازماندهی وظایف[/highlight]

ما هنوز در مراحل اولیه‌ی توسعه محصول و کسب و کار خود هستیم، درنتیجه تمرکز برای ما یک امر کلیدی است. ما از waffle.io برای طوفان ذهنی و پیگیری ویژگی‌های محصول جدید استفاده می‌کنیم که با سیستم کنترل‌ نسخه‌های مختلف محصول تلفیق شده تا همگی یک لیست وظایف و مسائل را داشته باشیم. با یکی‌کردن وظایف متنوع‌مان می‌توانیم تمام اعضای تیم را برروی یک هدف متمرکز نگه داریم.

[highlight] ۸. زمانبندی کردن کارهای روتین زندگی [/highlight]

من همه چیز را در تقویمم می‌نویسم: وعده‌های غذایی، ایمیل‌هایی که باید ارسال کنم و خواب! در روزهای شلوغ بعضی وقت ها فراموش‌کردن هر سه اینها آسان می‌شود. اختصاص‌دادن زمان برای انجام برخی امور در هر شرایط و اوضاع تضمین می‌کند که حداقل وقتی همه چیز دیوانه‌وار می‌شود از برنامه‌ی روزانه‌ی ایده‌آل خود آگاه باشم. به‌عنوان جایزه، یک ساعت در روز را برای ورزش اختصاص دهید.

[highlight] ۹. مشخص کردن اهداف هفتگی[/highlight]

هر هفته ما اهدافی که هرکسی باید در آن هفته عملی کند را تعیین می‌کنیم، تا به‌عنوان یک لیست کنترل بهره‌وری از آن استفاده کنیم. در پایان هر هفته یک به یک به دنبال موارد مشخص‌شده می‌رویم و درباره‌ی آنها صحبت می‌کنیم که آیا آنها را عملی کرده‌ایم و اگر نه چرا و بعد برای هفته‌ی بعد هدف می‌گذاریم. این روش کمک می‌کند همه در کنترل باشند و به جلو پیش برویم.

یک چیز دیگر که به ما کمک می‌کند تعیین زمان‌هایی در تقویم برای صحبت درباره‌ی مسائل محتلف است. درگیرشدن بیش ازحد در پاسخ به ایمیل‌ها و کارکردن بر روی پروژه‌های فردی خیلی آسان اتفاق می‌افتد، درنتیجه اگر زمان مشخصی برای کار با یکی از اعضای تیم برروی موضوعی خاص تعیین کنید، هر دو می‌توانید برای روزهایتان مطابق آن برنامه‌ریزی کنید و آن زمان تعیین شده را به‌صورت بهره‌ور استفاده کنید. ما نهایت تلاش خود را می‌کنیم تا به زمان‌های شروع و پایانی که برای برنامه‌ها تعیین می‌کنیم پایبند باشیم. همه‌ی تقویم‌هایمان با همه‌ی اعضای تیم به اشتراک گذاشته می‌شود تا مدیریت آن آسان باشد.

[highlight]۱۰. از خودتان مراقبت کنید[/highlight]

در طول کار ما رشد بسیار سریعی را تجربه کردیم. ورزش کردن و سالم ماندن در اوقاتی که محصول نهایی را بالانس می‌کنید، سرمایه جذب می‌کنید و یا در هنگام تلاش‌های روز نمایش بسیار مهم است.

[divider]

برگرفته شده از: وب سایت روز آفرین     http://roozafarin.com

[divider]

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ

فیلم هالیوودی

پنج فیلم هالیوودی با درس‌هایی خارق‌العاده برای کارآفرینان

کتاب‌ها، مقالات، سخنرانی‌ها، برنامه‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی می‌توانند موجب جرقه زدن ایده‌هایی خلاقانه در ذهن مخاطب شوند و برای کارآفرینان الهام‌بخش باشند.

حالا وقتش رسیده مقداری ذرت بوداده درست کنید، روی کاناپه بنشینید و این فیلم‌ها را تماشا کنید تا الهام بگیرید:

 

[highlight]1. Deli Man (تولیدکننده کالباس)[/highlight]

Deli Man -تولیدکننده کالباس

Deli Man -تولیدکننده کالباس

این مستند جالب، تاریخچه پیدایش کالباس را در آمریکا در دهه ۳۰ به تصویر می‌کشد. فیلمسازان برای تولید این فیلم با تولیدکنندگان کالباس، از جمله زیگی گروبر، مصاحبه می‌کنند. گوبر دارای شخصیتی کاریزماتیک و الهام‌بخش است، و این فیلم نشان می‌دهد وی تا چه اندازه برای کسب و کار و مشتریانش ارزش قائل است. پرانرژی است، نسبت به کیفیت وسواس دارد، و به کارش و صنعت تولید کالباس در کل عشق می‌ورزد. تمام هم و غمش این است که غذایی با کیفیتی بی‌نظیر در تک تک بشقاب‌های مشتریانش قرار دهد.

روی هم‌ رفته، این فیلم اهمیت علاقه و اشتیاق را در کسب و کار به نمایش درمی‌آورد و نشان می‌دهد آن‌هایی که علاقه خود را پیدا می‌کنند، موفق می‌شوند.

 

[highlight]2. Woman in Gold (زنی در پیراهن طلایی)[/highlight]

Woman in Gold -زنی در پیراهن طلایی

افیس 1

«زنی در پیراهن طلایی» داستان یک خانم مسن یهودی را تعریف می‌کند که می‌کوشد آثار هنری ربوده‌شده از خانواده‌اش به دست نازی‌ها را پس از ۵۰ سال پس بگیرد. برای این منظور، وی وارد نبردی طولانی و دشوار با دولت اتریش می‌شود.

چالش به تصویر درآمده در این فیلم این است که بدانیم چه زمانی تسلیم شویم و چه زمانی به پافشاری ادامه دهیم. این توازن یکی از دشوارترین توانایی‌هایی است که کارآفرینان باید در آن خبره شوند.

از شکست نترس. اگر کسب و کارت به موفقیت نرسید، آن را کنار بگذار و به زندگیت ادامه بده. از سوی دیگر، زود تسلیم شدن می‌تواند فرصت‌هایی واقعی برای موفقیت را،‌ که اغلب به دنبال سختی‌ها خود را نشان می‌دهند، نابود کند.

 

 

[highlight]3. The Wolf of Wall Street (گرگ وال استریت)[/highlight]

The Wolf of Wall Street -گرگ وال استریت

The Wolf of Wall Street -گرگ وال استریت

«گرگ وال استریت» داستان انحطاط کارگزار بورس، جوردن بِلفورت، را به نمایش درمی‌آورد. در این فیلم نیمه تجارت به تصویر کشیده می‌شود. حرص، عیاشی و کلاهبرداری ممکن است برای برخی وسوسه‌برانگیز باشد، اما عاقبتش برای همه شکست است. موفقیت و زندگی هیچ میانبری ندارند. باید زمان صرف کرد تا کسب و کاری معتبر را بر پایه ارزش‌های مستحکم اخلاقی بنیان نهاد.

 

 

[highlight]4. Boyhood (دوران پسری)[/highlight]

Boyhood-دوران پسری

Boyhood-دوران پسری

«دوران پسری» نه تنها پس از اکرانش، بلکه از مدت‌ها قبل‌تر، با اقبال شگفت‌انگیزی روبه‌رو شد، چرا که در صنعت فیلمسازی یک گاو بنفش (purple cow) به معنای واقعی بود. این فیلم داستان دوران کودکی پسر جوانی را نمایش می‌دهد، و نخستین فیلمی است که در آن برای نشان دادن بزرگ شدن کاراکتر، از یک بازیگر با بالا رفتن سنش در مدت دوازده سال استفاده شده است.

سِت گادین در کتاب خود، گاو بنفش، می‌نویسد: «اگر یک گاو را دیده باشی، انگار تمام گاوها را دیده‌ای. اما اگر یکی از گاوها بنفش بوده باشد چه؟ یک گاو بنفش تولید کن. از آدم‌ها اجازه بگیر تا دریابی واقعاً چه چیزی می‌‌خواهند.»

گاو بنفش از این قابلیت برخوردار است که نگاه‌ها را به خود جلب کند. چشمگیر باشید، متفاوت باشید و توجه هم‌صنعتی‌های خود و نیز مشتریان را به خود جلب کنید.

 

[highlight]5. The Queen (ملکه)[/highlight]

 The Queen - ملکه

The Queen – ملکه

«ملکه» نشان می‌دهد که خاندان سلطنتی انگلیس چگونه به مرگ پرنسس دایانا واکنش نشان دادند. ملکه الیزابت دوم، با این که تحت فشار بود تا با صدور بیانیه‌ای رسمی اندوه خود را از این واقعه ابراز کند، دست از پافشاری بر این که این مرگ یک مسأله خانوادگی است برنداشت.

استراتژی او نوعی فاجعه روابط عمومی بود، و رسانه‌ها و مردم از موضع‌گیری به ظاهر سرد ملکه به خشم آمدند. در پی ابراز اندوه بی‌وقفه مردم در کاخ‌های باکینگهام و کنسینگتون، در نهایت ملکه به توصیه نخست وزیر گوش کرد و بیانیه‌ای رسمی صادر کرد و با مراجعه به کاخ‌ها بابت گل‌ها و هدایایی که مردم آورد بودند سپاسگزاری کرد.

این فیلم نشان می‌دهد هر قدر هم که انسان قدرتمندی باشی، همچنان باید به صحبت‌های دیگران گوش دهی و در مواقع بحران توصیه‌هایشان را جدی بگیری. تصویر برند (brand image) می‌تواند کسب و کاری را قدرت بخشد یا نابود کند، و در مواقع بحران است که این تصویر برند محک می‌خورد.

[divider]

برگرفته شده از: www.entrepreneur.com

[divider]

دفتر کارمجازی| منشی تلفنی| دفتر مجازی| خط تلفن مجازی| خرید شماره مجازی| کسب و کار خانگی | کسب و کار جدید| فکس اینترنتی| تلفن گویا| اجاره اتاق در تهران| اجاره دفتر کارکارآفرینی | استارت آپ